ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - على در قرآن
ايشان بخوابد و صبح هنگام امانتهاى مردم را به آنها برگرداند. خداوند عزوجل به جبرئيل و ميكائيل فرمود: من شما دو نفر را برادر قرار دادم و عمر يكى را از ديگرى طولانى تر ساختم، حال كداميك از شما حاضر است كه [جان خود را] در حق برادرش ايثار كند؟ آن دو [در پاسخ] زنده ماندن را برگزيدند [و حاضر به ايثار نشدند]. پس خداوند به آنها وحى كرد كه آيا شما نمى خواهيد مانند على بن ابيطالب باشيد؟ بين او و محمد [پيمان] برادرى برقرار كردم پس على در بستر محمد خوابيد تا جان خود را فداى او كند و زندگى اش را نثار او نمايد؛ پس به سوى على نازل شويد و او را در برابر دشمنانش حراست كنيد. پس آن دو به سوى على شتافتند و در حالى كه جبرئيل بر بالاى سر او و ميكائيل پايين پاى او ايستاده بود، او را محافظت كردند و جبرئيل در همان حال مى گفت: آفرين بر تو، آفرين بر تو اى زاده ابوطالب چه كسى مانند تو مى شود. خدا در برابر فرشتگان به تو مباهات كرد.[١]
در كتاب «خصائص» سيد رضى نيز در همين زمينه روايتى نقل شده كه بسيار شنيدنى است؛ او مى نويسد:
ابن كواء به امير مؤمنان، عليه السلام، گفت: در ماجراى پيامبر و ابوبكر كه خداوند درباره اش مى فرمايد: «يكى از آن دو به هنگامى كه در غار بودند به رفيقش مى گفت: اندوهگين مباش، خدا با ماست» تو كجا بودى؟ امير مؤمنان، عليه السلام، در پاسخ فرمود: واى بر تو اى ابن كواء من در آن زمان در بستر رسول خدا، صلى الله عليه و آله، و در زير بردى [جامه اى] كه پيامبر بر من كشيده بود آرميده بودم؛ مردان قريش كه متوجه خروج پيامبر خدا، صلى الله عليه و آله، [از مكه] نشده بودند، در حاليكه در دستان آنها گرزهايى خاردار بود به سوى من هجوم بردند و با آنچه در دست داشتند به زدن من پرداختند. [از شدت ضربات آنها] تمام بدن من تاول زد ... سپس تصميم به كشتن من گرفتند. اما يكى از آنها گفت: امشب او را نكشيد، فعلا رهايش كنيد و به دنبال محمد روان شويد. آنها مرا با زنجير بستند و در اتاقى زندانى كردند. در اين هنگام ندايى از سوى خانه خدا بلند شد كه گفت: اى على! [با شنيدن اين صدا] درد من آرام شد و تورم بدنم برطرف گشت. بار ديگر صدايى شنيدم كه مى گفت: اى على! اين بار زنجير پاهايم گشوده شد. دوباره صدايى برخاست كه مى گفت: اى على! در اين هنگام در گشوده شد و من از آن اتاق خارج شدم ...[٢]
پى نوشتها:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٠٧.
[٢]. كشف الغمة فى معرفة الائمه، ص ٩١، به نقل از: المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٣٦، ص ٤٠- ٤١.
[٣]. همان، ص ٤٣- ٤٤