ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - آيا معقول است كه دعاى ندبه از معصوم صادر شود؟
بنفسى انت من مغيب لم يخل منا.
جانم به فداى تو غايب از نظر، كه هرگز مجالس ما از تو خالى نيست.
روى اين بيان و مطابق اعتقاد ضرورى ما، هميشه و در همه جا در تحت نظارت، عنايت و رعايت حجت خدا هستيم و چيزى از ما بر آن حضرت پوشيده نيست و همواره و در همه حال، سعه علمى آن حضرت ما را در بر دارد. و اين مقدار براى معقول بودن دعاى ندبه و صحيح بودن خطابهاى «يابن الحسن» كافى است و اگر فرشته هايى براى ابلاغ سلام به پيشگاه رسول گرامى اسلام يا امامان نور تعيين شده اند، جهت تشريفاتى دارند و همانند تعيين فرشتگان براى ثبت اعمال بندگان مى باشند، در حالى كه خداوند متعال از همه اعمال آشكار و نهان بندگان آگاه مى باشد.
\*\*\*
آيا دعاى ندبه با اعتقاد به امامت دوازده امام ناسازگار است؟
در روزهايى كه بازار حمله بر دعاى ندبه داغ بود، يكى از نويسندگان معروف نوشت: «مطالعه دقيق متن دعاى ندبه، كه از ائمه ما به تصريح و ترتيب نام نمى برد و پس از حضرت امير، عليه السلام، كه بتفصيل از مناقب و فضائل وى سخن مى گويد، ناگهان و بى واسطه به امام غايب خطاب مى كند، باز اين سؤال بيشتر در ذهن مطرح مى شود».[١]
نويسنده ياد شده، از به كار رفتن واژه هايى چون: «رضوى» و «ذى طوى» در دعاى ندبه، چنين استنباط كرده كه دعاى ندبه از عقايد كيسانيه نشات گرفته و مخاطب دعاى ندبه را شخصى غير از مهدى منتظر، ارواحنافداه، تصور كرده است، آنگاه فراز بالا را شاهد ديگرى بر مدعاى خود پنداشته است.
ما پاسخ روشن اين مطلب را در ذيل پرسش چهارم بتفصيل بيان كرديم، ديگر نيازى به تكرار نمى بينيم.
\*\*\*
آيا معقول است كه دعاى ندبه از معصوم صادر شود؟
معترض مى گويد: هرگز ممكن نيست كه دعاى ندبه از يكى از امامان معصوم صادر شود؛ زيرا اولا: حضرت مهدى، عليه السلام، در آن زمان هنوز متولد نشده بود، امامى كه از نيروى كامل عقل برخوردار است، چگونه ممكن است چنين فردى را مورد خطاب قرار دهد و در فراقش اشك بريزد؟
ثانيا: پرسش از جايگاه او با تعبير «ليت شعرى ...» با موقعيت امام معصوم سازگار نيست.
در مورد پرسش اول در قسمتهاى پيشين بتفصيل سخن گفتيم، و فرازهايى از امامان معصوم، از جمله از حضرت صادق، عليه السلام، نقل كرديم، كه بيش از يك قرن، پيش از تولد آن حضرت، او را مخاطب قرار داده مى فرمايد:
سيدى! غيبتك نفت رقادى وضيقت على مهادى، و ابتزت منى راحه فؤادى.
اى سيد و سرور من، غيبت تو خواب را از ديدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده، آسايش و آرامش را از من سلب كرده است.[٢]
روى اين بيان اگر شخص مورد نظر يك فرد معمولى نباشد، بلكه گل سر سبد جهان آفرينش باشد، شايسته است كه قرنها پيش از ولادتش، مورد خطاب و ندبه افراد عاقل و معصوم قرار بگيرد.
و اين معنى به حضرت بقية الله، ارواحنافداه، اختصاص ندارد، بلكه در مورد جد بزرگوارش سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين، عليه السلام، نيز واقع گرديده و همه سفيران الهى از حضرت آدم، عليه السلام، تا حضرت خاتم، صلى الله عليه و آله، در مصائب آن حضرت اشك حسرت ريخته اند.[٣]
روى اين بيان مخاطب قرار دادن كسى كه هنوز به دنيا نيامده و گريه كردن و ندبه نمودن در فراق و يا بر مصائب او، با عقل سليم هيچ منافاتى ندارد، اگر چه بيمار دلان آن را با ذوق خود سازگار نيابند.
اما در مورد قسمت دوم معروض مى داريم كه جمله «ليت شعرى» به عنوان پرسش حقيقى نيست، بلكه يك جمله ظريف ادبى است كه نقاط ظريف ادبى فراوانى را در بر دارد و نظير همين عبارت، در زيارتنامه اى كه سيد ابن طاووس و علامه مجلسى براى حضرت بقية الله، ارواحنافداه، نقل كرده اند، آمده است:
ليت شعرى اين استقرت بك النوى.
اى كاش مى دانستم در كجا رحل اقامت