ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - ٢- ادعاى مهدويت
سپرد و در ميان لعنت و نفرين ايشان به مصر گريخت (٢٨٩ ق). و از آنجا راهى مغرب (مراكش) شد.
مدتها بود كه در مغرب، وقايع سياسى بسيار مهمى جريان داشت. در سال ٢٨٢ ق. از مركز اسماعيلى سلاميه، مبلغى جدى و بليغ به نام ابوعبدالله شيعى- كه اصلا از سرزمين يمن بود- بدانجا گسيل شده بود. وى نخست محتسب بصره بود و پس از آن به اسماعيليه پيوسته بود. او در تونس از نارضايى بربرها از سياست داخلى دودمان محلى اغالبه (١٨٤- ٢٩٧ ق). استفاده كرد. بربران در ٢٩٧ ق. قيام كردند و سلطنت اغالبه را سرنگون ساختند. ابوعبدالله در اوايل زمستان ٢٩٨ ق. در شهر رقاده به سمت امامت و خلافت، اعلام، و اميرالمؤمنين و «مهدى» ناميده شد.
٣- در فاصله قرن هاى سوم و چهارم هجرى، رهبران قيامهاى قرمطى يعنى حمدان قرمط و عبدان گويا، از طرف رئيس پنهانى فرقه كه «صاحب الظهور» ناميده مى شده و محل اقامتش مجهول بوده، عمل مى كردند. پس از تاسيس دولت قرمطيان در بحرين (٢٨٦ ق). كه مركز آن شهر لحسا بوده، ابوسعيد حسن الخبابى كه گويا از طرف «صاحب الظهور» يا رئيس مخفى فرقه به آنجا گسيل شده بود، در راس آن قرار گرفت. وى عملا در حكومت خويش كمال استقلال را داشت ٤- محمد بن عبدالله تومرت، معروف به مهدى اهرعى، مكنى به ابوعبيدالله، كه اصل او از جبل السوس در انتهاى مغرب (مراكش) بود به سرزمينهاى شرقى سفر كرد و به عراق رفت و از ابوحامد محمد غزالى و دانشمندان ديگر دانش آموخت و به زهد و پرهيزگارى و تقوا شهرت يافت. سپس به مصر و شمال افريقا رفت و سرانجام در مغرب سكونت گزيد و دولت بزرگى در اوايل قرن ششم تاسيس كرد كه به دولت عبدالمؤمن شهرت يافت.[١]
٥- عباس فاطمى كه در اواخر سده هفتم هجرى در مغرب ظهور كرد و خود را مهدى ناميد و هواداران زيادى دور خود جمع كرد و كارش بالا گرفت و شهر مانس را تصرف كرد و بازار شهر را سوزاند و عاملان خود را به اطراف و اكناف فرستاد لكن پيش از آنكه دولتى تشكيل دهد كشته شد و دعوى او پايان يافت.[٢]
٦- محمدمهدى سنوسى كه در نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادى/ سيزدهم هجرى در مغرب ادعاى مهدويت كرد. اصل او از جبل سوس بود. پدرش شيخ محمد در ناحيه جغبوب (جربوب)، نزديك واخه سيوا اقامت داشت و علاوه بر آنجا- كه مقر اصلى او بود- نزديك به ٣٠٠ زاويه در بلاد مغرب داير كرده بود كه به نشر تعاليم او مى پرداختند. وى پيش از وفات خود اشاره كرده بود كه مهدى منتظر بزودى ظهور خواهد كرد. و شايد پسرش باشد و ظهور او در آخر قرن سيزدهم خواهد بود. مهدى، مردى خردمند، مقتدر و سخت كوش بود و از كرامات مشهور او خيمه اى جادويى بود كه در جنگها همراه مى برد و پيروانش معتقد بودند كه آن خيمه، هيچگاه از ذخاير و آذوقه تهى نمى شود.
٧- محمد احمد سودانى، معروف به مهدى سودانى (١٨٤٨- ١٨٨٥ م./ ١٢٦٤- ١٢٩٢ ق). از مهمترين و معروفترين مدعيان مهدويت بود. وى از قبيله دناقله بود و در سودان به دنيا آمد. پدرش عبدالله نام داشت و به قايق سازى مشغول بود. محمد احمد به تعليم علوم دينى پرداخت و در ضمن مراتب طريقت را نيز گذراند و با نرمخويى، تيزهوشى و سخنورى خود و از همه مهمتر زهد و تقواى خويش كه زبانزد همگان بود، مردم را به خود جذب كرد. او به امر به معروف و نهى از منكر پرداخت و مردم را به رعايت موازين شرعى دعوت نمود و در سال ١٨٨١ م./ ١٢٩٧ ق. كه زمينه دعوت خود را مهيا ديد ادعاى مهدويت كرد و خود را همان مهدى منتظر، عليه السلام، ناميد. آنچه موجب دعوى محمد احمد گرديد به طور عمده به اين شرح است:
الف) انتظار اكثر مسلمانان و از آن جمله مردم سودان براى ظهور