ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - ٤ كلام امام، عليه السلام
مسلمين بود وارد شدم، ديدم نان مانده و خشكيدهاى را با شير مىخورد. گفتم: يا اميرالمؤمنين چگونه با اين نان و خورشت مىسازى؟ فرمود:
رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، خشكتر از اين نان مىخورد و خشنتر از اين جامه كه در تن من است مىپوشيد، مىترسم اگر جز اين انجام دهم به رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، ملحق نشوم.
علاءبن زياد حارثى يكى از سرداران متمكن على، عليه السلام، بيمار بود، روزى كه امام براى عيادت به منزل مجلل وى رفتبه او فرمود: چه خوب بود در اين خانه وسيع و اتاقهاى مجلل مستمندان و درويشان را به مهمانى مىنشاندى و نان و خورشت مىخوراندى، اگر چنين مىكردى خداوند در سراى ديگرت همين گونه خانه مىداد.
علاء گفت: امر امام را اطاعتخواهم كرد، سپس عرض كرد، برادر من كار زهد و درويشى را به جايى رسانده كه زندگى را بر زن و فرزند تلخ نموده است. شبها به عبادت، بيدار و روزها روزهدار است. عليرغم ثروتى كه خداوند به او داده، به غذاى خشك و پوشاك خشن قناعت مىكند. على، عليه السلام، فرمود: او را حاضر كنيد تا با او گفتگو كنم. از گفتههايش معلوم گرديد كه مىخواهد از راه و رسم زندگى مولايش على، عليه السلام، پيروى كند.
امام به او فرمود: اشتباه مىكنى تو بايد تا اندازهاى از نعمتهايى كه خداوند به تو ارزانى داشته بهرهمند شوى، تقليد از زندگى من تكليف تو نيست من وظيفه ديگرى دارم زيرا من زمامدار مسلمين و اميرالمؤمنين هستم و بايد سطح خوراك و پوشاك خود را تا آن حد تنزل دهم كه فقيرترين مردم در اقصى نقاط قلمرو اسلام تلخى زندگى را احساس نكنند.
٤. كلام امام، عليه السلام
شهيد بزرگوار استاد مطهرى، در كتاب «سيرى در نهجالبلاغه» مىنويسد:
كلمات اميرالمؤمنين، عليه السلام، از قديمترين ايام با دو امتياز همراه بوده است و با اين دو امتياز شناخته شده است: يكى فصاحت و بلاغت و ديگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدى بودن.
هر يك از اين دو امتياز به تنهايى كافى است كه به كلمات على، عليه السلام، ارزش فراوان بدهد، ولى توام شدن اين دو با يكديگر يعنى اينكه سخنى در ميدانهاى مختلف و احيانا متضاد رفته و در عين حال كمال فصاحت و بلاغتخود را در همه آنها حفظ كرده باشد، سخن على، عليه السلام، را قريب به حد اعجاز قرار داده است و به همين جهتسخن ايشان در حد واسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته است و دربارهاش گفتهاند:
«فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق»
سيد رضى، گردآورنده نهجالبلاغه مىگويد:
«اميرالمؤمنين آبشخور فصاحت و ريشه و زادگاه بلاغت است، اسرار مستور بلاغت از وجود او ظاهر گشت و قوانين آن از او اقتباس شد هر گوينده سخنور از او دنبالهروى كرد و هر واعظ سخندانى از سخن او مدد گرفت، و در عين حال به او نرسيدند و از او عقب ماندند. بدان جهت كه بر كلام او نشانهاى از دانش خدايى و بويى از سخن نبوى موجود است.
ابن ابىالحديد؛ از علماء معتزلى قرن هفتم، كه اديبى ماهر و شاعرى توانا و چيرهدستبود، در كتاب «شرح نهجالبلاغه» جلد چهارم، در اين باره مىنويسد:
فصاحت را ببين كه چگونه افسار خود را به دست اين مرد داده و مهار خود را به او سپرده است. نظم عجيب الفاظ را تماشا كن، يكى پس از ديگرى مىآيند و در اختيار او قرار مىگيرند مانند چشمهاى كه خودبخود و بدون زحمت از زمين بجوشد. سبحانالله، جوانى از عرب در شهرى كه با هيچ حكيمى برخورد نكرده است اما