ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ٣ خوراك رهبر مسلمين
پارههاى خورشيد
جلوههايى از سيره اميرمؤمنان على، عليه السلام
مرتضى مهدوى
١. على، عليه السلام، رهبرى انسانساز
اميرالمؤمنين در پيشاپيش سپاهى گران به طرف صفين در حال حركت استبه شهر كوچكى به نام «انبار»- در عراق- مىرسد، مردم شهر كه تا چندى پيش در قلمرو شاهنشاهان ساسانى بوده و به آداب و رسوم پيشين تربيتشدهاند، همه براى استقبال از موكب خليفه، ساعتها در زير آفتاب سوزان در كنار جاده صف كشيدهاند، با رسيدن خليفه همه به خاك افتاده و زمين ادب مىبوسند، تعظيم مىكنند و سجده مىبرند. اميرالمؤمنين متعجب از اسب پياده شده و به مردم فرومانده مىفرمايد:
چه معصيتبىلذتى مرتكب مىشويد و چه خفت و ذلتى تحمل مىكنيد! در سجده به بنده خدا نسبتبه خداوند شرك مىورزيد، ساعتها گرد و خاك مىخوريد و حرارت آفتاب مىبينيد و خودتان را زبون و حقير مىكنيد. من و شما هر دو بنده عاجز خداونديم، من هم مثل شما اسير بستر بيمارى و دچار چنگال مرگ مىشوم. من و شما بايد به خدايى سجده ببريم كه بيمار نمىشود و نمىميرد و مرا از اينكه پيشوا و امير شما هستم هيچ مزيتى بر شما نيستبلكه فقط بار مسؤوليتسنگينترى به دوش دارم.
٢. پوشاك على، عليه السلام،
هارون بن عنتره از پدرش نقل مىكند كه: بر مولا، عليه السلام، در فصل زمستان وارد شدم. قطيفهاى كهنه و پاره بر دوش داشت از سرما ناراحتبود. گفتم: يا اميرالمؤمنين خداوند براى شما و خانوادهات از بيتالمال مثل ديگر مسلمانان و مجاهدان نصيب قرار داده و شما اين اندازه به خود سخت مىگيريد؟ فرمود:
به خدا قسم من از بيتالمال شما براى خود حبهاى نمىگيرم و اين قطيفهاى كه مىبينى از مدينه همراه آوردهام.
٣. خوراك رهبر مسلمين
عتبةبن علقمه مىگويد: بر على، عليه السلام، در هنگامى كه خليفه