ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - حكايت همچنان باقى است
اجتماعى بودن، ارتباطات، پيوندها و دوستىها منجر مىشود. به اين ترتيب عادات قديمى تغيير مىكند و عادات و روابط تازهاى شكل مىگيرد. امروزه، اينترنت هم جزئى از فرهنگ ماست و هم فرهنگ خاصّ خود را دارد كه از اعمال فرهنگى و معانىاى كه در اطراف آن جمع شده، تشكيل شده است. اينترنت با مجموعهاى از اعمال اجتماعى مرتبط است كه در فرهنگ و شيوه زندگى ما جارى است؛ براى مثال، پست الكترونيكى، به عنوان يكى از مهمترين سرويسهاى اينترنت تا حدّ زيادى منجر به سبك جديدى از ارتباط بوده است و با زندگى روزمرّه، مخصوصاً در محيطهاى كارى هماهنگ شده است. نامههاى الكترونيكى، به واسطه سادگى كاربرد، بسيار زياد شده است و ارتباطات را وسيع و پردامنه ساخته است و جانشين روشهاى پيشين ارتباطى شده و بر حجم تبادل اطّلاعاتى افزوده است.
شبكهاى شدن ارتباطات، خود فرصتهاى تازهاى براى همكارى فراهم مىكند؛ به نحوى كه يك كار مشخّص را بتوان در زمان كوتاهى با همكارى و توزيع بين چند نفر انجام داد و جمعبندى كرد.
اينترنت شكلدهنده يك فرهنگ جديد است. در اجتماعات مجازى ما با بازتوليد فرهنگ و هنجارهاى اجتماعى، البتّه با توجّه به دنياى واقعى، روبهرو هستيم. اين هنجارها از يك سو از هنجارهاى اجتماعات واقعى مستقل شدهاند و از سوى ديگر به آن وابسته هستند. ايدهآل زندگى در فضاى مجازى، زندگى بدون مرز و قانون و اجبار است. در اينجا، مدام بر گردش آزاد اطّلاعات پافشارى مىشود. اينترنت موجب دمكراتيزه شدن توليد دانش مىشود. هيچ مرجع اقتدارى در اينترنت به رسميت شناخته نمىشود و توليد و نشر دانش در انحصار هيچ فرد و گروه و تفكّرى نخواهد بود.
به طور كلّى در ميان مطالبى كه در ستايش و دنياى مبتنى بر آن نوشته شده است، دو مطلب به انحاى مختلف تكرار شده است. مطلب اوّل، شكل پيوندهاى اجتماعى نوظهور است كه در عرصه تازهاى براى ارتباطات انسانى ايجاد مىكند و جانشين شهر مادّى مىشود. به اين ترتيب كه هر فعّاليتى كه در شهر وجود دارد (به علاوه فعّاليتهاى تازه) در فضاى سايبر هم وجود خواهد داشت و هر كسى در خانه، در پشت ميز خود، توانايى انجام هر كارى را خواهد داشت.
مطلب دوم، ايجاد جهانى آرام و صلح آميز است؛ به اين معنى كه اينترنت داراى قدرت كاهش تنشها و خشونتهاى اجتماعى و برقرارى پيوندهاى اجتماعى تازهاى كه كمتر خصومتآميز است، مىباشد. اين اتّفاق كه ارتباطات، وجهى نامحدود به خود بگيرد و در نتيجه، راز و دروغى بر جا نماند، اينگونه ادامه پيدا مىكند كه با از بين رفتن موانع و ناشفّافىها، انگيزههاى تعارض كاهش مىيابد. اين رفع تعارضها و تضادها و تفرقهها به معناى هماهنگ كردن دنيا خواهد بود.
حكايت همچنان باقى است ...
حال كه اينترنت را مىتوان به مثابه دنياى تازهاى ديد، لاجرم دنيايى يكسره لطف و زيبايى نخواهد بود. اينترنت، هم آميخته با مشكلات و مسائل خاصّ خود است و هم بازتوليدى از مجموعه مشكلات را جلوه خواهد داد.
در مورد كسب اطّلاعات از فضاى مجازى، بايد به اين مطلب اشاره كرد كه استفاده وسيع دانشجويان از اينترنت، نگرانىهاى وسيعى در مورد وضعيت پژوهشى ايجاد كرده است. در فضاى سايبر، هيچ نظارتى بر روى اطّلاعات منتشر شده نيست و هركس مىتواند خود را به عنوان كارشناس جا بزند. اين در حالى است كه دانشگاهيان و متخصّصان، فرصتى براى ارزيابى و نقد اطّلاعات منتشر شده روى وب ندارند. همين موضوع، باعث رواج بىاعتمادى و سوء ظن در فضاى سايبر مىشود، به نحوى كه اطّلاعات جدّى تلقّى نمىشود و تبديل به سرگرمى مىگردد. نشر گسترده و بدون دقّت اطّلاعات روى وب، منجر به سطحى شدن دانش و مسموميت اطّلاعاتى مىشود. در گيرى و سرگرمى با اينترنت، شايد فرصت مطالعات جدّى كتاب و نشريات را از افراد سلب كند.
گرچه اينترنت، نويدى از عدالت و برابرى با خود به همراه داشت، امّا نابرابرى هنوز هم در فضاى مجازى وجود دارد. شكلى از اين نابرابرى، در دسترسى و استفاده از اينترنت، خود را نشان مىدهد كه اشكال تازهاى از نابرابرى و جنگ طبقاتى را به وجود آورده است. به طور غالب، كاربران اينترنت را كسانى تشكيل مىدهند كه داراى درآمدى بيشتر از ميانگين و داراى مشاغل مديريتى يا حرفهاى هستند. بنابراين در فضاى سايبر، طبقه ناپديد نمى شود و نابرابرى ساختارى گستردهاى در دسترسى به ارتباطات و زيرساختهاى كامپيوترى وجود دارد.
مىتوان در فضاى سايبر، سه گروه اصلى را شناسايى كرد: اوّل نخبگان ديجيتال؛ دوم كاركنان متوسط كه تحرّك و تمكّن مالى كمترى دارند؛ سوم گروههاى بيكار يا مرعوب تكنولوژى.
اين نوع از قطبى شدن اجتماعى به طور خاص مرتبط با تغيير تدريجى اينترنت به يك شاهراه اطّلاعتى است كه از نظر بسيارى از منتقدان، سبب كاهش ايدهآلهاى دمكراتيك و مشاركتى ارتباط به نفع توليد شركتى و مصرف هدفمند مىشود.[١]
شكل ديگر از اين نابرابرى، در محتواى اينترنت منعكس مىشود؛ به گونهاى كه طرد اجتماعى و آپارتايد فرهنگى در فضاى سايبر، كماكان ادامه پيدا مىكند. فرآيندهاى سلطه كه در نهايت، آزادىبخشى و هويّتيابى را تحت تأثير قرار مىدهند، خود را به گونهاى تازه در فضاى سايبر نشان مىدهند كه در نهايت به تثبيت سلطه گروههاى مسلّط كمك مىكنند. فضاى اينترنت كاملًا مستقل از فضاى اجتماعى نيست و همه ارزشهاى جا افتاده در فضاى جامعه، توسط حاملانش مىتواند به فضاى مجازى منتقل شود.
نابرابرى جنسيّتى وجه ديگر از نابرابرى در فضاى سايبر است و شاهد اين هستيم كه كليشههاى جنسيّتى در اينجا بازتوليد مىشوند.
وجود محتواهاى به وضوح جنسيّتزده ممكن است موجب ناخرسندى (مخصوصاً زنان) در استفاده از اينترنت شود. مواردى مثل استثمار جنسى از زنان و انعكاس آن در فضاى مجازى و همچنين آزار و اذيّت، با استفاده از ابزارهاى مجازى، اساساً دسترسى و تمايل زنان را به اينترنت محدود مىكند.
اينترنت يك فضاى آزادىبخش بدون جنسىگرايى نيست. بنابراين اگر فضاى اجتماعى، آكنده از ناامنى براى زنان است، باز مىبينيم كه فضاى مجازى هم در ادامه همان فضاى اجتماعى، اين ناامنىها را