ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - اشاره
و معاملات فرهنگى و تمدّنى ساكنان اين ديار در قواعد مدرن و مدرنيزاسيون بىمحاباى عنان گسيخته، خوددارى كرد و در سيرى تدريجى به سمت بساطت زندگى حركت كرد.
هرچه بر ميزان اين پيچيدگى مناسبات و قواعد جهان مدرن در زندگى عمومى افزوده شود، به همان نسبت بر ميزان آمادگى آنان براى ابتلا به مفاسد و ناهنجارىهاى حاصل از مدرنيزاسيون زندگى افزوده مىشود.
«أكل ميته» بهترين تعبير است:
آنكه در بيابانى به ناگزير گرفتار مىآيد، ضرورتاٌ تا دستيابى به شهر و ديار و آبادى، مردارخوارى و مردابنوشى مىكند؛ امّا بيتوته هميشگى در بيابان را مقصود خود قرار نمىدهد.
در اين عبارت، نكتهاى ظريف نهفته است و آن اينكه در تصميمگيرى كلان و تعيين راهبردها، بايد متذكّر شد كه نبايد مقصد غايى تعريف شده در حوزه فرهنگى و تمدّنى غربى را، مقصود غايى سفر دراز مسلمانان در جاده تاريخ فرض كرد.
اصلاح اين نگرش، الزماً اصلاح سوگيرى و عمل را در پىخواهد داشت.
در فرهنگ و ادب دينى، مقصد غايى، تجربه «دولت كريمه مهدوى» است. اين دولت كه با دستان با كفايت «امام عدل»، حضرت صاحب الزّمان (ع)، اتّفاق مىافتد، بر استقرار تمامى مناسبات فردى و جمعى و معاملات فرهنگى و تمدّنى و بر نقطه عدل استوار مىشود و در عصر غيبت، تكليف مسلمانان در پى همه آنچه كه در اختيارشان مىآيد، «كشف نقطه عدل» و «عمل به عدالت» در ميان جمله مناسبات و معاملات است.
بخش بزرگى از ناهنجارىهاى عموميت يافته، ناشى از بسط بىعدالتى در حوزههاى مختلف فرهنگى، اقتصادى، سياسى و ... است.
ما در حالىكه مجراى ورود انواع و اقسام ويروسها را گشودهايم، در انديشه علاج بيماران مبتلا به يكى از ويروسها افتادهايم.
مسدود ساختن مجارى ورود موريانهها، پيششرط ضرورى مصونيت بخشى به ساكنان يك شهر است. از بام تا شام، جمله مناسبات فرهنگى و تمدّنى (شهرسازى، معمارى، آموزش، پرورش، اقتصاد و معيشت، ملكدارى، بهداشت و درمان، تغذيه و خوراك و ...) در معرض تندباد بىعدالتى و خروج از نقطه تعادل تعريف شده در حوزه فرهنگى دينى است و ما به عبث در انديشه زدودن يكى از اثرات وضعى اعمالمان در حوزه سلامت جنسى افتادهايم. پر واضح است كه، آنكه باد مىكارد، طوفان درو مىكند.
دستيابى به اين مقصود، در گرو همگرايى جميع سازمانها و نهادهاى دستاندركار در امور فرهنگى و مادّى است، نيل به اين مقصود، در گرو داشتن نگاهى استراتژيك و مديريت استراتژيك براى تدبيرگرى معاملات و مناسبات است. تجربه موفّقيت، منوط به مديريت واحد و كلان در دراز مدّت، براى اداره همه امور است.
بدون داشتن «سيستم كنترلى و نظارتى دردمند و قاطع» و «نظام بازخواست كننده متّقى قاطع»، اين معنا حاصل نمىشود. مگر مىتوان از اينهمه چشم پوشيد و به اميد اصلاح ناهنجارىها، تنها به تبليغات رسانههاى جمعى اكتفا كرد؟ گويا به قول معروف، سنگها را بسته و سگها را گشودهايم!
از اتّفاق، سيستمهاى ارتباط جمعى مدرن و از جمله، سيستم مخابراتى كه همه روزه بر قدرت، دامنه عمل و گستره نفوذ آن مىافزاييم و به هواى جلب منفعت مادّى يا افزايش نظام نظارتى، مجال توسعه آن را در همه لايههاى اجتماعى فراهم مىآوريم، يكى از بزرگترين مجارى