ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - قوم نشان شده
آرى ايرانيان، براى يارى بنىاسماعيل در به سرانجام رساندن طرح آسمانى تأسيس «ملك عظيم خداوندى»، نشانشدهاند؛ چنانچه امام محمّد باقر (ع) در اينباره فرمودند: «اصحاب قائم سيصد و سيزده نفر و از فرزندان عجمند ...» و راز ماندگارى ايران نيز در مأموريت محوّله به دوش اين سرزمين و مردمانش است ...
همچنين استاد شفيعى سروستانى، اشارهاى به نبرد «قرقيسيا» و پروژه گاپ داشته و از قيام سفيانى نيز ياد مىكند و شرح مىدهد كه مجامع مخفى يهود و غرب، به منظور خلاصى از بحران سقوط تمدّن تكنولوژيك و نظام سرمايهدارى از يك سو، و اعلام حكومت جهانى بنىاسراييل از سوى ديگر، سفيانى را به عنوان نماينده خود وارد ميدان مىكنند تا شيعيان و بنىاسماعيل را كه بزرگترين مانع براى دستيابى به اهدافشان به شمار مىروند، قتل عام كند. سپاهيان ايرانى به رهبرى سيد خراسانى در مقابل اين فتنه ايستاده و نخستين ضربه سنگين و مهلك را بر سفيانى وارد مىآورند ...
نويسنده يادآور مىشود كه سالها پيش از ورود سفيانى به عرصه كشمكشهاى «خاورميانه عربى» نيز، ايرانيان با ساقط كردن رژيم سلطنتى، نظامى جديد را تأسيس كردند و تحت مشيت و تقدير الهى به در هم شكستن بدعتهاى جعلى و رويارويى با مظاهر فرهنگى و تمدّنى دجّال آخرالزّمان و تربيت نسل منتظر و ... پرداختند.
در اين اثر، واقعه ظهور چنين تصوير مىگردد:
به دنبال رخدادهاى بزرگ سياسى و اجتماعى در پنج منطقه «شامات»، «حجاز»، «عراق»، «يمن» و «ايران»، سفيانى در منطقه شامات (سوريه و دمشق فعلى) خروج مىكند. هم زمان با فتنه شام، دو جريان مهمّ يمانى و خراسانى نيز مراحل تكوينى و نهايى خود را طى مىكنند. يمانى بر حق بوده و از جنوب حجاز، زمينه را براى حركت امام زمان (عج) مهيا مىسازد. پس از قيام امام (ع) از مدينه نيز، با ايشان همراهى كرده و به سوى كوفه حركت مىكنند.
سيد خراسانى و سپاهيانش نيز در نزديكى بصره به امام (ع) مىپيوندند و با حضرت بيعت مىكنند. امام (ع) به همراه سپاهيانش، كه عموماً ايرانيان، يمنىها و عراقىهاى بصرى هستند، شام را تحت تصرّف خود در مىآورند و به سوى «قدس» حركت نموده، «بيتالمقدّس» را آزاد مىسازند. سرزمين «روم» نيز به دست امام (ع) فتح مىشود و غربيان اسلام مىآورند.
در گفتار آخر، از واقعه بدا ء (تجديد نظر در اجراى حكم و فرود قضايى معين از آسمان)، سخن گفته مىشود و در پايان با هشدارى جدّى، نويسنده چنين مىآورد:
در گمان ما، بسيارى از مقدّمات براى نقشآفرينى ايران و ايرانيان در واقعه شريف ظهور فراهم آمده و حتّى نهضت اسلامى ايران نيز محقّق شده؛ ليكن ممكن است نابكارى، ناسپاسى، مفسدهجويى و افساد ايرانيان در زمين، به تمامى، آنها را از مسير خارج كرده و با وقوع بداء، موضوع و مأموريت به نام قوم ديگرى رقم بخورد يا آنكه موكول به زمانى ديگر بشود. زمانى دراز كه دهها نسل ديگر در آينده، امكان تجربه كردنش را حاصل كنند ...