ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - خلقت و صورتگرى انسان و سپس سجده ملائك بر آدم (ع)
و در حقيقت شما را خلق كرديم. سپس به صورتگرى شما پرداختيم. آنگاه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد. پس [همه] سجده كردند؛ جز ابليس كه از سجدهكنندگان نبود.»
انسان خلق شد؛ بعد از خلق، صورتگرى شد؛ بعد از خلق شدن و صورتگرى شدن، خداوند از بين انسانها، حضرت آدم (ع) را انتخاب كرد. هنگامى رسيد كه حضرت آدم (ع) در خود، نورى عظيم احساس كرد. شرح اين واقعه را امام سجّاد (ع) اينگونه مىفرمايند:
«خبر داد مرا پدرم امام حسين (ع) از پدرش كه رسول الله (ص) فرمودند: «اى بندگان خدا! به درستى كه حضرت آدم ديد كه نورى عظيم از صلب او ساطع است و اين در حالى بود كه حق تعالى اشباح ما را از بالاى عرش به پشت آن حضرت منتقل ساخت و آدم نور را مىديد و اشباح را نمىديد. پس آدم گفت: «پروردگارا! اين نورها چيست؟» خداوند عزّوجلّ فرمود: «اين نورهاى اشباحى است كه انتقال دادم ايشان را از بهترين جاهاى عرشم به پشت تو و به اين سبب امر كردم ملائكه را كه تو را سجده كنند؛ زيرا تو ظرف و جايگاهى براى اين اشباح گرديدى.» آدم گفت: «پروردگارا! كاش اين شبحها را براى من ظاهر مىكردى!» پس حق تعالى فرمود: «نظر كن به بالاى عرش.» چون آدم نظر كرد، نور شبحهاى ما از پشت آدم بر بالاى عرش تابيد و صورتهاى نورهاى شبحهاى ما در عرش منطبع شد؛ چنانچه صورت آدمى در آينه صافى منطبع مىشود. پس چون آدم اشباح ما را در عرش ديد، پرسيد: «پروردگارا! اين اشباح چيست؟» فرمود: «اى آدم! اينها شبحهاى بهترين مخلوقات و آفريدههاى منند. اى آدم! اين محمّد است و من در افعال خودم حميد محمودم، مشتق كردم براى او نامى از نام خودم و اين على است و منم على عظيم، مشتق كردم براى او نامى از خودم و اين فاطمه است و منم فاطر و از نور پديدآورنده آسمان و زمين و فاطمه جدا كننده دشمنان من است از رحمت من در روز قيامت و فاطمه قطعكننده دوستان من است، از هرچه موجب عيب و بدى ايشان است. پس براى او نامى از نام خودم مشتق كردم و اين