ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - نظم جهانى يأجوج و مأجوج
و آن [سرزمين] را ارض مقدّس و مبارك قرار داد، ابراهيم (ع) را براى مهاجرت به آن سرزمين راهنمايى فرمود و مشيت الهى بر اين بود كه فلسطين به عنوان محكى براى حقيقتآزمايى عمل كند. فقط مذهب ابراهيم (ع) است كه مىتواند در اين سرزمين باقى بماند.
يهوديان تورات را تغيير داده و از نو نوشتند تا رباخوارى را براى خود موجّه و قانونى سازند.
دليل اينكه كلمات «زمين» و «سرزمين» در اين متن به فلسطين برمىگردد اين است كه در متون قرآنى، بيان شده است كه يهوديان اسرائيلى دو بار در «زمين» و «سرزمين» مرتكب فساد (عمل مهيب و شيطانى) خواهند شد.
«ما به بنىاسرائيل در كتاب (تورات) اعلام كرديم كه دوبار در زمين فساد (عمل مهيب و شيطانى) خواهيد كرد، و برترىجويى بزرگى خواهيد نمود (و دو بار عذاب خواهند شد).»[١]
شواهد تاريخى تأييد مىكند كه يهوديان دو بار به فرمان خدا از بيتالمقدّس و فلسطين اخراج شدهاند. بسيارى از يهوديان سفاردى (كه اروپايى نيستند) معترفند كه خودشان با گناهكارىاشان، در تكرار فرمان الهى براى اخراج از فلسطين مقصّر بودهاند. صهيونيستهاى اروپايى ذاتاً سكولار و بىخدا، [كه همان] يهوديان اشكنازى يا خزرىاند، از پذيرش اين حقيقت امتناع مىورزند.
اين سوره، دستكم به دو موقعيت تاريخى خيانت اسرائيلىها به معيارهاى اخلاقى و مذهب حضرت ابراهيم (ع) اشاره دارد كه [به موجب آن] خداوند جلّ جلاله آنها را از ارض مقدّس فلسطين اخراج نموده است.
نخستين بار در سال ٥٨٧ ق. م، سپاهى از بابِليان به رهبرى بختالنّصر، بيتالمقدّس را محاصره كرد، شهر را سوزاند، ساكنانش را به قتل رساند، مسجد ساخته شده توسط حضرت سليمان (ع) را ويران كرد و نخبگان باقىمانده جمعيت يهود را براى بردگى به بابل (عراق) برد.
يهوديان اسرائيلى بىخدا، حضرت زكريا (ع) را كشتند و فرزند ايشان جان (يحيى) (ع) را در معبد دوم (مسجد) سليمان در بيت المقدّس، با فريب به قتل رساندند.
و نهايتاً آنها به اينكه عيسى مسيح پسر مريم (س) را چگونه كشتند، مباهات مىكردند. (ولى خداوند قادر، ايشان را از مرگ نجات داد.)
«و گفتارشان كه ما مسيح عيسىبن مريم پيامبر خدا را كشتيم، در حالىكه نه او را كشتند و نه به دار آويختند؛ ليكن امر بر آنها مشتبه شد و كسانىكه در مورد (قتل) او اختلاف كردند از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مىكنند و قطعاً او را نكشتند.»[٢]
بعد از اين بود كه خداوند جلّ جلاله آنها را براى دومين بار عذاب كرد. در سال ٧٠ م. ارتشى رومى به رهبرى ژنرال تيتوس، بيتالمقدّس (اورشليم) را محاصره كرد. تيتوس اورشليم را محاصره كرده، ساكنانش را كشت و باقيمانده يهوديان را از بيتالمقدّس اخراج كرد. معبد دوم (مسجد) سليمان دوباره خراب شد و سربازان در جستوجوى طلاى ذوب شده، خشت خشت آن را از هم پاشيدند. دقيقاً همانگونه كه عيسى (ع) هشدار داده و پيشبينى كرده بودند كه «سنگ روى سنگ نخواهد ماند. همه بر زمين انداخته خواهند شد.»[٣]
آن زمانى كه يهوديان گوساله طلا مىپرستيدند، درحالىكه موسى (ع) در «كوه سينا» بود و آن زمانى كه آنها تورات را تغيير داده و بازنويسى كردند تا حرام خدا را حلال كنند و آن زمانى كه به كشتن مسيح (ع) پسر مريم مباهات مىكردند، مذمومترين اتّفاقات در ادامه عهدشكنى و خيانتشان به خداوند را انجام دادند.
اليم مذهبى يهوديان صهيونيست، رابطه فلسطين، شهر «اورشليم» و «معبد سليمان» را با يهوديت و ذات دين يهود به رسميت مىشناسد. در نتيجه اين اعتقاد، آنها توافق كردهاند كه مذهب يهود براى هميشه ناتمام خواهد ماند؛ مگر اينكه يهوديان به فلسطين آزاد برگردند و مملكتى به پايتختى اورشليم را بنا كنند و سومين و آخرين معبد