ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - تلويزيون ها را خاموش كنيد!
بينالمللى كنترل شوند و ثروت، قدرت و بىرحمى اين طبقة اليگارشى، آنها را مجاز به حكمفرمايى بر مردم مىكند. يكى از مراكز دستكارى افكار عمومى متعلّق به اين طبقه، در حومه «لندن» واقع شده و «تاويستاك» نام دارد. مؤسّسه روابط انسانى تاويستاك كه در «ساسكس» نيز شعبه دارد، مادر تمامى مراكزى از اين نوع مىباشد كه تمامى اعضاى آن، از جمله هال بكر در شستوشوى مغزى سخت و نرم تخصّص دارند. در واقع، مؤسّسه تاويستاك، بازوى جنگ روانى خاندان سلطنتى «انگليس» مىباشد. اعضاى اليگارشى اين مؤسّسه و ديگر مراكز شبيه آن در آمريكا و ديگر مناطق دنيا اعتقاد دارند كه مردم بايد به تلويزيون معتاد شده و هر روز تحت تأثير مقدار معيّنى شستوشو قرار گيرند. به اين ترتيب است كه آنها مردم را كنترل مىكنند. هال بكر همانند ديگر اعضاى اين مؤسّسات، از اينكه قادر به خواندن و درك افكار قربانيان خود است، به خود مىبالد. او حتّى در مصاحبهاى، بينندگان تلويزيونى را هالو ناميد. شستوشوى نرم برنامههاى تلويزيونى، از طريق قدرت ارائه انجام مىگيرد. تماشاى تلويزيون، مانند مصرف موادّ مخدّر باعث مىشود انسان نسبت به واقعيتهاى دنياى خارج به نوعى حالت فراموشى برسد. مغز انسان كه به دليل تماشاى تلويزيون قدرت درك خود را از دست داده، آماده دريافت هرگونه توهّم و خيال (به جاى واقعيت) است. در واقع، ذهن انسان كه به دليل تماشاى تلويزيون درحالت بىحسّى و سكون قرار مىگيرد، آماده است تا تمامى توهّماتى را كه تلويزيون پيشنهاد و ارائه مىكند، به عنوان واقعيت بپذيرد. طبق گفته بكر، در چنين حالتى، مغز انسان براى تطبيق واقعيتهاى متعارض دنياى خارج با آنچه كه در تلويزيون ارائه مىشود، مبارزهاى مداوم دارد. فرد امرى يكى ديگر از متخصّصان شستوشو در مؤسّسه «تاويستاك» كه بيست و پنج سال در زمينه تلويزيون تحقيق كرده است نيز چنين نظرى دارد. امواج تلويزيونى در به وجود آوردن چنين حسّ ناهشيارى از دنياى واقعيت، نقش بسزايى دارد. امرى مىنويسد تلويزيون به عنوان يك رسانه، در هر ثانيه پنجاه موج تصويرى به بيننده منتقل مىكند. با توجّه به اين خصوصيّت اصلى رسانه، سه فرضيه مطرح مىشود: ١. استمرار چنين محرّكهاى تصويرى، بيننده را در پاى تلويزيون نگهداشته و نوعى عادت در او به وجود مىآورد؛ ٢. قدرت نيمكره چپ مغز (كه مركز پردازشهاى ديدارى و تجزيه و تحليل وقايع مىباشد) براى تعقيب تصاوير متغيّر تلويزيون به شدّت كاهش مىيابد؛ ٣. بنابراين بيننده بدون اينكه متوجّه باشد، به تماشاى تلويزيون ادامه مىدهد و نسبت به آنچه انجام مىدهد يا مىبيند، عكسالعملى نشان نمىدهد؛ به اين معنا كه او هوشيار است، امّا از هوشيار بودن خود، آگاه نيست. به عبارت ديگر، تلويزيون را مىتوان فنّاورى جديدى براى هيپنوتيزم در نظر گرفت. مسائل كليدى در انجام شستوشوى تلويزيونى، تكرار ارائه در بستر زمان است و براى بينندگانى كه شش تا هشت ساعت از شبانهروز را به تماشاى تلويزيون اختصاص مىدهند، زمان كافى براى اين تكرار فراهم است. براى روشن شدن موضوع، مثالى مىزنم. به بيست سال پيش و مسائل خاصّ آن زمان فكر كنيد. امروزه نيز به همين مسائل فكر كنيد و تغييراتى را كه در نگرشتان نسبت به آن مسائل ايجاد شده، مدّ نظر قرار دهيد. قبلًا با موضوعاتى شديداً مخالفت مىكرديد؛ امّا هماكنون نسبت به آنها انعطافپذير شدهايد. آنچه باعث تغيير فكر شما شده، تماشاى تلويزيون يا به تعبير بكر، شكلدهى ادراك شماست. بيست سال پيش مردم ديدگاه حفاظت از محيط زيست را كه قائل به حفاظت از حيوانات و گياهان، به عنوان اصلى براى حفظ نسل بشر بود، نوعى حماقت دانسته و آن را امرى بيهوده و عجيب تلقّى مىكردند. از نظر آنها، اين ديدگاه، خلاف باورهاى تمدّن مسيحى بود؛ زيرا در مسيحيّت، انسان موجود برتر است و بر حيوانات تفوّق دارد. به عقيده آنها انسان از روح خداوند كه ماهيّتى مقدّس دارد، خلق شده است. اين ديدگاه بيست سال قبل مطرح بود؛ امّا امروزه عقيده بسيارى از انسانها و شايد حتّى خود شما نيز تغيير كرده است. چنين نگرش ضدّبشرى كه مقام انسان را تا حدّ حيوانات و گياهان تنزّل داد، توسط تلويزيون به ضمير ناخودآگاه ما عرضه شده است. ايده حفاظت از محيط زيست، در برنامههاى مختلف تلويزيونى مانند فيلمها و اخبار مطرح شد. ابتدا اين كار به آرامى و بعدها به سرعت در سراسر جهان منتشر شد. طرفداران محيط زيست به شكل روزافزونى در برنامههاى مورد علاقه مردم، حضور پيدا كرده و به طرح افكار خود پرداختند. مخالفان اين ايده در تلويزيون به شدت
تقبيح شده و اين كار به كرّات صورت گرفت؛ حتّى اگر كسى اين ديدگاه را نمىپذيرفت، مجبور بود در برابر عقايد طرفداران محيط زيست و سخنان آنها كه از نظر علمى و اخلاقى نادرست مىنمود، انعطاف نشان دهد. «جنگ خليج فارس» مثال خوب ديگرى از قدرت