ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - ٢ خواهر امام
براى صاحبان امضا
مرتضى مهدوى
آنچه در اين نوشتار تقديم مىگردد، نمونههايى از سيره شيرين و گواراى امام على عليه السلام مىباشد كه بيان مىكند گستره غدير و امام غدير، تمامى انسانيت را دربرمىگيرد. كافى است تنها يك نمونه از اين سيره يا فرازى از نامه اميرمؤمنان، على عليه السلام به مالك اشتر و ديگر خطبههاى آن حضرت را براى مظلومان جهان، بلكه همه انسانها تبيين كنيد تا ببينيد كه چه زيبا و عاشقوار به سويش مىشتابند و به سان پروانه گرد شمع وجود نازنينش طواف مىكنند؛ چنانكه آن حضرت، خود فرمودند:
«فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاش؛[١]
شما بايد عترت پيامبر خويش را در بهترين منازل «قرآن» جا دهيد [والاترين آيات قرآن را در شأن ايشان بدانيد] و بهسان عطشزدگان به سويش هجوم بريد.»
يعنى زيباترين آيات قرآن درباره هدايت و تربيت معنوى انسانهاست؛ آياتى كه چشمهسار زلال امامت و ولايت اهل بيت عليه السلام را تبيين و ارائه مىكند و ترديدى نيست كه تشنگان كويرِ متمدّن دنياى امروز، آنگاه كه بدين چشمهساران صاف و گوارا دست يابند، به سويشان خواهند رفت؛ بلكه به سوى ايشان هجوم خواهند برد و خواهند كوشيد گوى سبقت را از ديگران ربوده و زودتر از بقيه به دامان مقدّس ايشان تمسّك بجويند و به آنان توسّل يابند. اين حقيقت نيز بايد روشن باشد كه چنين نيست كه اهل بيت عليه السلام چشمههايى پر آب و حتّى همچون اقيانوسند و ديگران كم آب؛ خير. در غير اهل بيت عليه السلام حتّى قطرهاى آب از ماءمعين هدايت و نهر خروشان تربيت و معنويّت پيدا نمىشود. بدين سخن زيباى حضرت باقرالعلوم عليه السلام بنگريد:
«يَمُصُّونَ الثِّمَادَ وَ يَدَعُونَ النَّهَرَ الْعَظِيمَ؛[٢]
مردمان را بنگريد- كه در پى تشنگى معنوى خويش- نهر خروشان علم و هدايت الهى، يعنى اهل بيت عليه السلام را رها كرده و [به دنبال مذاهب و مكاتب كاذب ديگران] رطوبت خاكهاى نمناك بيگانه را مىمكند.»
بگذريم!
نگاه على عليه السلام به انسان
پيش از بيان سيره عملى على عليه السلام، بايد به نوع نگاه آن حضرت به انسان اشاره كنيم؛ زيرا سيره عملى هركس، از ديدگاه او برمىخيزد. در نگاه علوى، هركس، پيش از نژاد و مذهب و فكرش، يك انسان است و حرمت و كرامت دارد و در حكومت اسلامى، بايد جايگاه و حرمتش حفظ شود. جمله معروف آن حضرت در نامه خطاب به مالك اشتر، اين است كه:
«إِمَّا أَخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْق؛
افراد جامعه حقوق برابر دارند و نبايد اين حقوق ضايع شود؛ زيرا هر انسانى، يا برادر دينى توست يا همنوع تو.»
بايد اذعان كرد تمامى حقوق دينى افراد مؤمن و حقوق بشر تمام انسانها در همين دو جمله كوتاه، نهفته و مندرج است و چنين نگاه جامع و عميقى در هيچيك از پيماننامهها، كنوانسيونها و اعلاميههاى بينالمللى ديده نمىشود. در سخنى ديگر، آن حضرت فرمودند:
«النَّاسُ كَأَسْنَانِ الْمُشْطِ سَوَاءٌ؛[٣]
مردم مانند دانههاى شانه مساوى و برابرند.»
و در كلامى ديگر فرمودند:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَةً وَ إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَار؛[٤]
اى مردم! هيچ انسانى برده و كنيز زاده نشده و همگان آزادند.»
با اين نگاه است كه سيره شگفتانگيز آن حضرت درباره انسانها شكل مىگيرد و باعث افتخار مىگردد.
اينك به برخى از نمونههاى سيره علوى اشارهاى كوتاه مىكنيم:
الف) تعامل امام على عليه السلام با فرزندان و خانواده خود
١. دختر امام
علىبن رافع مىگويد:
من نگهبان بيتالمال و كاتب علىّبن ابىطالب عليه السلام بودم. روزى دختر امام عليه السلام كسى را نزد من فرستاد و گردنبندى عاريه گرفت تا در روز «عيد قربان» از آن استفاده كند. وقتى اميرمؤمنان على عليه السلام فهميدند، مرا نزد خود خواستند و با خشم و ناراحتى فرمودند:
«آيا به مسلمانان خيانت مىكنى؟ اگر مجدّداً مرتكب چنين كارى شوى، مجازات خواهى شد. سوگند مىخورم! اگر دخترم گردنبند را بدون شرط امانت و ضمانت گرفته بود، دستش را به جرم دزدى قطع مىكردم و او اوّلين زن هاشمى بود كه به اين جرم دستش قطع مىشد.» هنگامى كه اين موضوع به اطّلاع دختر على عليه السلام رسيد، به پدر گفت: اى اميرمؤمنان! من دختر شما و پاره تنتان هستم. چه كسى سزاوارتر از من به استفاده از آن گردنبند است؟! اميرمؤمنان عليه السلام فرمودند:
«اى دختر على! هواى نفس، تو را از راه حق خارج نسازد. آيا همه زنان مهاجر در اين عيد، چنين زينتى دارند؟»[٥]
٢. خواهر امام
روايت شده است كه امّ هانى، خواهر امام على عليه السلام نزد آن حضرت آمد و امام ٢٠ درهم از بيتالمال را به او دادند. سپس به كنيز امّهانى كه عجم بود نيز همين مقدار داد. خواهر امام برآشفت و به امام گفت: بايد به من پول بيشترى بدهى. امام فرمودند:
«من در قرآن دقّت كردم؛ امّا هيچ امتيازى بين فرزندان اسماعيل (يعنى اعراب) و فرزندان اسحاق (يعنى غير اعراب) نيافتم.»[٦]
اين روايت، علاوه بر برخورد عادلانه امام با خواهر خود، بيانگر مبارزه آن حضرت با تبعيض طبقاتى نيز هست.