ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢ اجراى حق
ابزار اقامه عدالت
اهداف حكومتى اميرالمؤمنين على عليه السلام
در اين نوشتار سعى شده است تا در حدّ مختصرى به اهداف حكومتى اميرالمؤمنين على عليه السلام بپردازيم ولى پيش از آن، بايد دانست كه حكومت در نظر حضرت على عليه السلام هدف نبود؛ بلكه وسيلهاى بوده كه به كمك آن مىكوشيد احقاق حقّ و ابطال باطل كند. پس با آن حدود الهى را اجرا كرد و عدالت را در جامعه گسترش داد. همه مردم را زير پرچم حكومت الهى به حقوق واقعى خود رساند، فكرهاى خفته را بيدار كرد و انحرافها و كجىها را از ميان برداشت.
پس حكومت وقتى ارزش پيدا مىكند كه بتوان در پرتو آن، جامعه را به سوى كمال و مسير احكام خدايى هدايت كرد و تحريف و بدعت در احكام الهى را برچيد. در حقيقت، امام مىخواست حكومتى پيرو حكومت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تشكيل دهد. با توجّه به آنچه گذشت، به اهداف حكومتى آن حضرت مىپردازيم:
١. استقرار عدالت
استقرار عدالت يكى از اهداف مهمّ حكومت امام على عليه السلام بود. امام در آغاز حكومتش، اين هدف خود را در خطبهاى چنين بيان فرمودند:
«به خدا سوگند، بيتالمال تاراج شده را هر كجا بيابم، به صاحبان اصلى آن بازمىگردانم؛ اگر چه با آن ازدواج كرده يا كنيزانى خريده باشند؛ زيرا در عدالت گشايش براى عموم است و آن كس كه عدالت براى او سخت است، تحمّل ستم براى او سختتر است.»[١]
با دقّت در بخش آخر كلام حضرت روشن مىشود كه در اجراى عدالت، تنها اموال حلال براى اشخاص باقى مىماند و اموال نامشروعشان از آنان گرفته مىشود؛ ولى اگر تن به عدالت ندهند و همچنان بر رسم ستم پافشارى كنند، تمام اموالشان به خطر مىافتد. ممكن است ستم در كوتاهمدّت به سود ستمكار باشد؛ ولى بىشك در دراز مدّت چنين نخواهد بود.
از ديدگاه على عليه السلام مشروعيت حكومت و زمامدارى تنها براى اجراى عدالت در ميان انسانها و رساندن آنها به رشد و كمالى است كه استعدادش را در نهاد خود دارند.[٢]
در واقع، پنج سال حكومت اميرالمؤمنين على عليه السلام براى برقرارى عدالت در جامعهاى بود كه سالها، تبعيض نژادى و اختلاف طبقاتى در آن رايج بود. امام على عليه السلام در اجراى حدود الهى و برپايى يك حكومت اسلامى، عدالت را در قلمرو حكومتش سرلوحه قرار داد و به همين دليل، گروهى در مقابل امام ايستادند.
٢. اجراى حق
حضرت على عليه السلام يكى ديگر از اهداف حكومت را اجراى حق بيان كردهاند؛ چنانكه در «نهجالبلاغه» مىفرمايند:
«به خدا سوگند، داد ستم ديده را از ستمكار مىگيرم و افسار ستمگر را مىكشم تا وى را به آبشخور حق وارد سازم؛ هرچند كراهت داشته باشد.[٣]