ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - اگر حالم خوب شود، تو را آدم مى كنم!
اگر حالم خوب شود، تو را آدم مىكنم!
گفتوگويى صميمانه با فرزند علّامه امينى (ره)
فرزند علّامه امينى مىگويد: يازده جلد «الغدير» چاپ شده و ٩ جلد مانده است كه در اختيار مرحوم آقا رضا و برادرم محمّد بود و كار زياد دارد؛ يعنى علّامه بيش از ١٠٠ صفحه توصيههايى داشته كه به آقا رضا براى تكميل اين كتاب كرده است.
او چهارمين فرزند علّامه امينى، مؤلّف اثر گرانسنگ «الغدير» است، او هم اكنون بعد از سه برادر فقيدش مسئول رسيدگى به كتابخانه «امام اميرالمؤمنين عليه السلام نجف» است. متولّد تيرماه سال ١٣٣٦ در «تهران» است. دوران كودكى و نوجوانىاش را در «خيابان ايران» گذارنده است و با اينكه در ١٤ سالگى پدرش را از دست داده است، خاطرات جالبى از آن دوران به ياد دارد.
احمد امينى از شيطنتهاى بيش از حدّ دوران كودكى و خط نازيبايش مىگويد كه چگونه پدر از آن دستخطهاى نازيبا به بهترين نحو ياد مىكرد. شيطنتى كه حتّى در دوران نوجوانى با او همراه بوده است و واكنش علّامه امينى را به همراه داشته است. آرزويى كه علّامه به شوخى در حقّ او بيان مىكند و اجل به او مهلت نمىدهد كه آن آرزو محقّق شود.
آنچه كه در ادامه مىآيد، گفتوگوى ٩٠ دقيقهاى با حجّتالاسلام والمسلمين احمد امينى است. او با گشادهرويى به سؤالات ما پاسخ مىدهد، هر چند كه برخى سؤالها، او را به سالهاى گذشته باز مىگرداند و دقايقى به فكر فرو مىبرد؛ امّا بيان تلاشهاى علّامه و بازگويى زندگانى پدرش سريع او را به فضاى گفتوگو باز مىگرداند.
در ابتدا خودتان را معرفى مىكنيد و بگوييد فرزند چندم علّامه امينى هستيد؟
مرحوم علّامه امينى ٥ تا پسر و ٣ تا دختر داشتند. اوّلين فرزندشان مرحوم دكتر شيخ هادى امينى بودند كه داراى تأليفات و تحقيقات زيادى هستند. دومى مرحوم شيخ رضا امينى كه وى بيشتر از بقيه پسران، با پدر همراه بود. به عبارتى ديگر، بازوى پدر بود. سومين فرزند مرحوم، آقاى شيخزاده مشغول كسب و كار بود، مدّتى در نجف زندگى كرد و بعد از بيرون كردن ايرانىها از عراق، به تهران آمد و بعد از آن به «مشهد» رفت. بنده هم احمد هستم. برادر ديگرم آقاى دكتر محمّد امينى است كه در رشته علوم حديث درس خوانده و اهل تحقيق هست. در واقع بنده، چهارمين فرزند علّامه امينى هستم.
تخصّص شما چيست؟
ما هم پشت پدر پنهان شديم (با خنده) و مشغول كارهاى تحقيقى و تبليغى دين هستيم.
پس مسئوليّت كتابخانه نجف بر عهده شماست؟
بله، به طور موقّت. البتّه كتابخانه، يك توليت متشكّل از هيئت امناى عراقى و هيئت امناى ايرانى است كه بر هرگونه كارهاى كتابخانه نظارت دارند. مرحوم حاج شيخ رضا، يكى از اعضاى هيئت توليت بود و اكنون برادرم آقاى دكتر محمّدآقا به جاى برادرم حاج شيخ رضا، يكى از متولّيان كتابخانه است. همچنين آقاى حاج معين چندين سال و حاج عبدالحسين نجيم از زمان مرحوم والدمان، متولّى كتابخانه هستند.
يعنى علّامه امينى در وصيّتنامه خودشان اين تركيب را مشخّص كردند؟
به طور مشخّص و در وقفنامه ذكر شده كه حاج آقا شيخرضا- شرايط قانونى متولّى شدن در عراق را داراست چون بايد شخص عراقى باشد؛ يعنى شناسنامه عراقى داشته باشد- بنابراين يكى از اعضاى توليت و رئيس هيئت توليت شد، جمعاً سه نفر بودند، مرحوم حسين شاكرى از ياران با وفاى پدرمان بود كه از زمان تأسيس كتابخانه حضور داشت و بعد هم پسرش حاج عارف شاكرى الآن متولّى كتابخانه است. در واقع شرعاً سه نفر را پدرم انتخاب كرده بود: حاج حسين شاكرى، مرحوم حاج هاشم فيار و عبدالحسين نجيم.
الآن از آن سه نفر، فقط عبدالحسين نجيم زنده است. البتّه در منزل بسترى است و او نيز آقاى حاجى معين را انتخاب كرده است.
يعنى اعضاى هيئت امناى كتابخانه امام اميرالمؤمنين عليه السلام به انتخاب نفر قبلى مربوط مىشود؟
طبقه اوّل بايد حتماً طبقه دوم را انتخاب كند، وظيفه متولّيان اين است كه قبل از هر عملى طبقه دوم خودشان را انتخاب كنند.