ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - سرنوشت ٩ جلد باقى مانده الغدير
«يمن» و كشورهاى ديگر- هر كدام دريايى از فرهنگ و منابع اسلامى هستند- شروع كردند كتابخانهها را ديدن و در تصحيح كتابخانههاى خيلى از جاها نقش مهمّى داشتند؛ زيرا ايشان كتابشناس بودند.
همچنين دنبال منابع خطّى مباحث خودشان بودند. كتابهاى مهم (رفرنسها) و منابع چاپى را ديده بودند و حالا دنبال منابع خطّى بودند، خيلى از منابع معتبر الغدير هنوز چاپ نشده بود، صد سال پيش را در نظر بگيريد، آن موقع خيلى از كتابها و منابع دينى چاپ نشده و ايشان به آن منابع نياز داشت و مجبور بود برود مكتوبات را ببيند كه به راحتى قابل دسترسى نيست.
علّامه از كتابخانههاى سوريه شروع مىكند و بعد تركيه مىرود. برادرم مرحوم حاجرضا ايشان را همراهى مىكند. علّامه براى استفاده بهتر از اين منابع، از فيلم و سه روش ديگر استفاده كرد. اگر برايش ميسّر بود، اجازه مىدادند ميكروفيلم تهيّه مىكرد. اگر امكان كپى و زيراكس بود، كپى برمىداشتند.
اكنون در كتابخانه، سه نوع منابع خطّى موجود است و سوم اينكه خودش استنساخ كردند؛ يعنى به دست خودشان نوشتند. بعد همه اينها را آوردند و در زمان حياتشان وقف اميرالمؤمنين عليه السلام كردند و حتّى به اولادش توصيه كردند كه برويد براى كتابخانه اميرالمؤمنين عليه السلام كار كنيد و در جوار حضرت عليه السلام باشيد، براى همين، من هم كه هيچكاره هستم، به كتابخانه مىروم.
چرا صدّام موفق نشد كتابخانه علّامه امينى را تخريب كند
چند سال است در كتابخانه فعّاليت داريد؟
بنده عهدهدار كارى در كتابخانه نيستم. فقط يك سال و اندكى مشغول هستم. فقرا را جمع كردم. كتابخانه چند سال متروك بوده، به عبارتى ديگر اين كتابخانه، دورانى را گذرانده است، چند بار خواستند اين كتابخانه را از بين ببرند، چند بار خواستند اين كتابخانه را در زمان صدّام با خاك يكسان كنند؛ حتّى بعد از حكومت سابق آمده بودند، كتابخانه را غارت كنند، الحمدلله به همّت دوستان اميرالمؤمنين عليه السلام و عنايت اميرالمؤمنين عليه السلام اين كتابخانه محفوظ مانده است. الحمدلله از كتابخانه چيزى به سرقت نرفته است.
قديمىترين كتابى كه در كتابخانه وجود دارد، چيست؟
يك مصحف شريف «قرآن كريم» منسوب به اميرالمومنين عليه السلام و ديگر مصحف شريفى ديگر منسوب به امام جعفرصادق عليه السلام است.
در زمان صدّام اقدامى براى نابودى كتابخانه صورت گرفت، بهرغم اينكه نيروىهاى امنيّتى صدّام آمده بودند، اين كار را عملى كنند، چه اتّفاقى افتاد كه اين حادثه رخ نداد؟
من اطّلاع ندارم كه چه شد؛ امّا آمدند اعلام محلّى كردند. نجف در آن زمان محاصره بود. ظاهراً قرار بود ساعت ٧ صبح آنجا را منفجر كنند. البتّه چند تا كتابخانه مهم را از بين بردند «كتابخانه حاج حكيم» كه پر از كتابهاى خطّى بود را آتش زدند، حتّى براى گرم كردن خودشان از آتش اين كتابها استفاده كردند. بساطى بود. به اهل محل اعلام كرده بودند كه منطقه را خالى كنند. مأمورها آماده شده بودند. افرادى كه در كتابخانه بودند، دو سه روز قبل از آنكه احساس خطر كرده بودند، براى قسمتهايى كه محفوظات قرار داشت، ديوار كشيده بودند كه مأمورها متوجّه نشوند تا جايى كه فرصت داشتند، كتابها را داخل كيسه كرده و دفن كردند و تا جايى كه توانستند براى نگهدارىاش تلاش كرده بودند.
مىگويند تا چند دقيقه قبل از اينكه اين برنامهشان اجرا شود آمدند و به سربازان دستور دادند برگردند، چه شده؟ خدا عالم است.
از آقاى خويى شنيدم كه به مدير كتابخانه فرمودند: در حفظ آن تابلو، مثل جانت مراقبت كن، چون نجف را خداوند به عنايت اميرالمؤمنين عليه السلام و به واسطه وجود اين حرز است كه حفظ كرده است.
چاپ «الغدير» در زمان حياتشان آغاز شد يا نه؟
در زمان حياتشان، جلد دوم گزارش سفرشان به هند است. جلد سوم ادامه گزارش و اسم و ذكر نام مبارك تمام كسانى كه كمك كردند به كتابخانه است چه پول داده باشند و چه كتاب آورده باشند. حتّى ربع دينار هم نوشته شد؛ يعنى علّامه مبلغ برايشان مهم نبود. مهم اين بود كه چه افرادى سهيم بودند و آخرش هم يك ديوان ده ساله دادند: «اشعره كامله». يك دفترچهاى چاپ كردند كه واردات و صادرات كتابخانه به صورت شفّاف و نقايصى كه داشت در آن ثبت شده بود.
كسانى كه به كتابخانه كتاب هديه دادند، اوّل هر كتابى به نام خودشان است، مثلًا محمّدحسين مجتهدى، حاج محمّدعلى پوستى، چند تا كتاب داده، حتّى كسى مانند سرلشكر ضرغام كه تمام كتابخانهاش را و آثار پدرشان را به كتابخانه اهدا كردند.
نشر الغدير، اوّل در زمان خود مرحوم امينى واقع شد كه يازده جلد است. اوّلين چاپ در نجف بود و امكانات به قدرى براى علّامه كم بود كه برادر و خواهرهايم تعريف مىكردند كه صحّافى كتابها را در خانه انجام مىداد. آنچه كه مهم است، اين است كه جلد يازدهم وقتى چاپ مىشود، مسير تحقيقات ايشان همان طور كه عرض كردم، جهتى پيدا مىكند كه مطالعات خاصّى را مىطلبد.
براى همين لازم بود كه به كشورهاى مختلف بروند تا ديگر مختوتات را ببيند، براى آن چندين سال، بيش از ده سال عمر صرف شده، علّامه خيلى پيگيرى كرد و آخر عمرش نيز مشغول تحقيقات آنها بود، منتها ديگر اجل مهلت ندارد.
سرنوشت ٩ جلد باقىمانده الغدير
خب! سرنوشت ٩ جلد باقىمانده چه شد؟
الان، يازده جلد چاپ شده و ٩ جلد مانده است كه در اختيار مرحوم حاجآقا رضا و برادرم دكتر محمّد امينى است كه إنشاءالله تحقيق شود و كار زياد دارد، يعنى علّامه بيش از صد صفحه توصيههايى داشته كه به حاج آقا رضا براى تكميل اين كتاب كرده است.