ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - الف) لغو امتياز طبقاتى
با دقّت در بيان اميرمؤمنان عليه السلام مىفهميم كه حكومت در نظر حضرت، وسيلهاى براى اقامه عدل و اجراى حق و كوبيدن بيداد گرى و سنگرى براى بيچارگان و ستمديدگان بود. پناهگاهى كه با آغوش باز، محرومان جامعه را بپذيرد و حقّ آنان را از ستمگران بستاند و گلوى چپاولگران را با چنگال عدالت چنان بفشارد كه ديگر كسى را فكر تجاوز به حقوق ضعيفان در سر نيفتد.
چون حكومت و زمامدارى براى اجراى حق بود، حضرت در اين زمينه بسيار سختگير بود و مسامحه، سهلانگارى، گذشت و چشمپوشى نسبت به متجاوزان در قاموس زندگىاش راه نداشت.
ابنعبّاس گويد:
در سرزمين «ذىقار» بر امام على عليه السلام وارد شدم. امام در حالىكه مشغول وصله كردن كفش خود بودند، رو به من كردند و فرمودند: «ارزش اين كفش چقدر است؟» گفتم: بهايى ندارد. امام عليه السلام فرمودند:
«به خدا سوگند! همين كفش بىارزش، براى من از حكومت بر شما بهتر است؛ مگر اينكه با اين حكومت حقّى را به پا دارم يا باطلى را دفع كنم.»[١]
٣. اصلاح جامعه
يكى ديگر از اهداف حكومتى حضرت، اصلاح جامعه است؛ چنانكه در اين مورد مىفرمايند:
«خدايا! تو مىدانى كه جنگ و درگيرى ما براى به دست آوردن قدرت، حكومت، دنيا و ثروت نبود؛ بلكه مىخواستيم نشانههاى حق يا دين تو را به جايگاه خويش بازگردانيم و در سرزمين تو، اصلاح را ظاهر كنيم تا بندگان ستمديدهات در امن و امان زندگى كنند و قوانين و مقرّرات فراموش شده بار ديگر اجرا گردد.»[٢]
مولاى متّقيان عليه السلام، رسالت اصلى خود را اصلاح جامعه مىدانست؛ زيرا فردى پاىبند به دين و سنّت نبوى بود. افزون بر آن، كسانى ايشان را بر سر كار آورده بودند كه اميد داشتند خليفه جديد به اصلاح خرابىهاى حكومتهاى پيشين بپردازد. تناسب هدف اين گروه با شخصيّت امام، يكى از دلايل اصلى رويكرد آنان به امام بود.[٣]
حضرت على عليه السلام از نخستين روز حكومت، تمام نيروى خود را براى اصلاح جامعه به كار بردند و به زدودن انحرافها پرداخت و بدون كوچكترين چشمپوشى و ملاحظهكارى در پى تحقّق اين امر مهم بودند. در ادامه، بخشى از آن اصلاحات را بيان مىكنيم.
الف) لغو امتياز طبقاتى
اميرالمؤمنين، على عليه السلام بيتالمال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم مىكردند و ميان سياه، سفيد، عرب و غيرعرب فرق نمىگذاشتند. به همين سبب، گروهى كه حقّ بيشترى از بيتالمال مسلمانان مىخواستند، اعتراض كردند و خواهان سهم بيشترى از بيتالمال شدند.
على بن ابىرافع نقل مىكند: طلحه و زبير نزد اميرالمؤمنين على عليه السلام آمدند و گفتند: عمر از بيتالمال به ما سهم بيشترى مىداد. امام فرمودند: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چقدر مىداد؟» آنها ساكت شدند. سپس امام افزودند: «مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اموال را به طور مساوى بين مسلمانان تقسيم نمىكردند؟» گفتند: چنين بود. امام فرمودند: «روش پيامبر نزد شما درستتر است يا راه عمر؟» گفتند: البتّه روش رسول خدا؛ ولى ما سابقه بيشترى