ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - ٤ ارتقاى سطح فكرى و فرهنگى مردم
دست امام رسيده بود، وقت آن بود كه سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در تقسيم بيتالمال احيا كنند. از اينرو، ميان عرب، عجم، سفيد و سياه فرق نمىگذاشتند. ١٤
اميرالمؤمنين، على عليه السلام در اين باره مىفرمايند:
«آگاه باشيد! در سركشى و ستم، زيادهروى كرديد و در زمين در دشمنى با خداوند، فساد به راه انداختيد و آشكارا با بندگان خدا به نبرد پرداختيد. خدا را! خدا را! از تكبّر و خودپسندى و از تفاخر جاهلى برحذر باشيد كه جايگاه بغض و كينه و وسوسههاى شيطانى است كه امّتهاى پيشين را فريب داده است تا آنجا كه در تاريكىهاى جهالت فرو رفتند و در پرتگاه هلاكت سقوط كردند.»[١]
٢. تبيين فلسفهاى روشن از زندگى براى همگان
حضرت على عليه السلام در جاهاى مختلف «نهج البلاغه» درباره زندگى و فلسفه آن براى مردم سخنانى دارند كه در اينجا به ذكر يك نمونه بسنده مىكنيم. امام عليه السلام مىفرمايند:
«در اين چند روزه دنيا مهلت داده شده تا [مردم] در راه صحيح قدم بردارند. راه نجات، نشان داده شده تا رضايت خدا را بجويند. تاريكىهاى شكّ و ترديد از آنها برداشته شد و آنها را آزاد گذاشتهاند تا براى مسابقه در نيكوكارىها، خود را آماه سازند تا فكر و انديشه خود را به كار گيرند و در شناخت نور الهى در زندگانى دنيا تلاش كنند.» ١٥
٣. ترسيم بينشى روشن از دنيا، سراى آخرت و مرگ براى مردم
امام على عليه السلام درباره شناخت دنيا خطاب به مردم مىفرمايند:
«آگاه باشيد! همانا اين دنيا كه آرزوى آن را مىكنيد و بدان روى مىآوريد و شما را گاهى به خشم مىآورد و زمانى خشنود مىسازد، خانه ماندگار شما نيست و منزلى نيست كه براى آن آفريده و به آن دعوت شديد. آگاه باشيد! نه دنيا براى شما جاودانه است و نه شما در آن جاودانه خواهيد ماند. دنيا گرچه از جهتى شما را مىفريبد، ولى از جهت ديگر شما را از بدىهايش مىترساند. پس براى هشدارهايش از آنچه مغرورتان مىكند، چشم بپوشيد و به خاطر ترساندنش از طمعورزى در آن باز ايستيد. به خانهاى كه دعوت شديد، سبقت گيريد و دل از دنيا برگيريد و چونان كنيزكان براى آنچه از دنيا از دست مىدهيد، گريه نكنيد و با صبر، استقامت و اطاعت پروردگار و حفظ و نگهدارى فرمانهاى كتاب خدا، نعمتهاى پروردگار را نسبت به خويش كامل كنيد.»[٢]
همچنين در مورد سراى آخرت و مرگ مىفرمايند:
«مردم! شما را به يادآورى مرگ سفارش مىكنم. از مرگ كمتر غفلت كنيد. چگونه مرگ را فراموش مىكنيد؛ در حالىكه او شما را فراموش نمىكند و چگونه طمع مىورزيد؛ در حالىكه او به شما مهلت نمىدهد؟! مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است. آنها را به گورشان حمل كردند، بىآنكه خود فرود آيند. چنان از ياد رفتند، گويا از آبادكنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانهاشان بود ....»[٣]
٤. ارتقاى سطح فكرى و فرهنگى مردم
حضرت على عليه السلام در خطبههاى مختلف مىكوشيدند سطح فكرى و فرهنگى مردم را بالا ببرند. در اينجا به آوردن يك نمونه بسنده مىكنيم. امام عليه السلام مىفرمايند:
«هركس بايد از كار خويش بهره گيرد و انسان بينا كسى است كه به درستى شنيد و انديشه كرد. پس به درستى نگريست و آگاه شد و از عبرت پند گرفت. سپس راه روشنى را پيمود و از افتادن در پرتگاهها و گم شدن در كورهراهها دورى كرد و كوشيد كه عدالت را پاس دارد و براى گمراهان جاى اعتراض باقى نگذارد كه در حق، سختگيرى كند يا در سخن حق تحريف روا دارد يا از گفتن سخن راست بترسد.»[٤]
پىنوشتها:
(١). «نهج البلاغه» فيض الاسلام، ج ١ و ٢، خطبه ١٦، ص ٦٦.
(٢). «تجلّى امامت» (تحليلى از حكومت على عليه السلام)، ص ٢١٧.
(٣). «استبصار»، ج ٤، ص ٢٥٢؛ «وسائل الشيعه»، ج ١٨، ص ٤٨٨؛ «تجلّى امامت» (تحليلى از حكومت حضرت على عليه السلام)، ص ٢٤١.
(٤). همان، ص ٣٠٩.
(٥). «شرح نهجالبلاغه» ابنميثم، ج ٣، خطبه ١١٠، ص ١٦٢.
(٦). همان، خطبه ١٢٥، ص ٢٤٢.
(٧). «قضاوتها و حكومت عدالتخواهى علىّبن ابىطالب عليه السلام»، ص ٣٨٥.
(٨). «نهج البلاغه» دشتى، نامه ٢٠، ص ٤٩٩.
(٩). همان، نامه ٤٠، ص ٥٤٦.
(١٠). «قضاوتها و حكومت عدالتخواهى علىّبن ابىطالب عليه السلام»، ص ٤٩٢.
(١١). همان، ج ٤، نامه ٢٧، ص ٧٢٤.
(١٢). «شرح نهجالبلاغه» ابن ابىالحديد، ج ١٧، نامه ٥٣، ص ٣٠.
(١٣). «نهجالبلاغه» شهيدى، خطبه ٨٧، ص ٧٠.
(١٤). «فروغ ولايت»، جعفر سبحانى، قم، انتشارات امام صادق عليه السلام ١٣٧٦، چ ٢، ص ٣٧٤.
(١٥). همان، خطبه ١٧٣، ص ٢٤٨.
(١٦). همان، خطبه ١٨٨، ص ٢٧٨.
(١٧). همان، خطبه ١٥٣، ص ٢١٣.