ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - ج عدالت همه جانبه
مغيرة بن شعبه كه بقاى معاويه را در «شام»، موافق سياست روز مىدانست، فرمودند:
«به خدا سوگند! اشتباه مىكنيد. معاويه از من زيركتر نيست. او دغلباز و فاسد است. من نمىخواهم دغلبازى بكنم و از جادّه حقيقت منحرف شوم و فسق و جور مرتكب شوم. اگر خداى تبارك و تعالى، دغلبازى را دشمنى نمىپنداشت، در آن وقت مىديديد كه زرنگترين مردم دنيا، على عليه السلام است. دغلبازى، فسق و جور است و اينگونه فجورها، كفر است و من مىدانم كه هر فريبكارى در قيامت محشور مىشود، در حالىكه يك پرچم دارد.»[١]
از اين سخنان حضرت، درمىيابيم كه يكى از صفات برجسته امام عليه السلام، صداقت در سياست و قاطعيّت در تصميمگيرىها بود و هيچ نوع فريبكارى و سازشكارى و دورويى را برنمىتابيد. همين صداقت و درستكارى ايشان سبب شد تا در مسئله شورا پس از مرگ خليفه دوم، خلافت از دست آن حضرت بيرون رود و به عثمان منتقل گردد. همين صراحت و صداقت سبب شد تا سياستمداران، يعنى كسانى كه هر نوع سازش و فريبكارى را براى رسيدن به مقام يا حفظ آن، سياست مىدانند، آن حضرت را سياستمدار ندانند و در شيوه اداره حكومت به آن حضرت ايراد بگيرند.
حضرت مىتوانستند با دادن مقام و منصبى بىجا به طلحه و زبير، از غائله جمل جلوگيرى و با ادامه حكومت معاويه در شام موافقت كنند تا جريان صفّين پيش نيايد و با پذيرش مطالب جاهلانه خوارج، از جنگ نهروان جلوگيرى كنند؛ ولى هرگز چنين نكردند؛ زيرا سياستمدارى صادق و عادل بودند؛ نه فريبكار.
ب. مشورت
يكى ديگر از شيوههاى سياسى حضرت، مشورت با مردم بود. على عليه السلام در اين باره مىفرمايند:
«هركس خودرأى شد، به هلاكت مىرسد و هركس با ديگران مشورت كرد، در عقل آنان شريك مىشود.»[٢]
امام عليه السلام معتقد بودند بهترين راهحلها و صحيحترين شيوهها با استفاده از آراى مختلف مردم به دست مىآيد. از همينرو، در سفارشهايى به مالك مىفرمايند:
«با دانشمندان، بسيار مذاكره و با حكيمان درستكردار فراوان گفتوگو كن تا در نتيجه مشورت كردن با آنها، آنچه صلاح و اصلاح شهرهاى تو به آنهاست، ثابت و استوار گردد و كردار نيك پيشينيان تو كه بر پا داشتهاند، همچنان پابرجا بماند.»[٣]
از اين سخنان امام عليه السلام درمىيابيم كه گرچه مشورت و انجام كارها از طريق شورايى بسيار سودمند و نتيجهبخش خواهد بود، ولى بايد در نظر داشت كه افراد شورا، صلاحيت كافى براى مشورت كردن را داشته باشند. از اينرو، امام عليه السلام سفارش مىكنند كه با دانشمندان و درستكاران مشورت كن؛ يعنى با كسانى كه هم آگاهى كافى داشته باشند و هم مورد اعتقاد و درستكار باشند.
حضرت، مردم را از مشورت با سه گروه بر حذر داشتهاند:
١. تنگنظر: شخص تنگنظر، جز با تنگنظرى يا ترساندن از بيچارگى، رأى نمىدهد و اين خود باعث دور داشتن شخص مشورت كننده از كار خير است؛
٢. ترسو: شخص ترسو نظر نمىدهد؛ مگر به لزوم حفظ نفس و ترس از دشمن؛ چون مصلحت، در نظر او همين است. تمام اينها باعث سستى از نبرد و ضعف در ايستادگى در برابر دشمن مىگردد؛
٣. حريص: شخص حريص همواره مشغول جمعآورى مال و نگهدارى آن است و اين خود سبب تجاوز از عدالت و انصاف مىباشد. بنابراين، چنين شخصى شايستگى مشورت را ندارد.[٤]
ج. عدالت همهجانبه
حضرت، خطوط كلّى سياست خود را بر عدالتى همهجانبه و دربرگيرنده همه افراد بنا كرده بود. در اعطاى امتيازها هيچگونه تفاوتى بين افراد نمىگذاشت تا كوچكترين اختلافى پيش نيايد.
اجراى عدالت، مخالفتها را از ميان مىبرد و دوستى و محبّت ايجاد مىكند و در آبادانى كشور و توسعه اقتصادى و صنعتى آن، تأثير بسزايى دارد. اگر عدالت در جامعه اجرا نشود، ظلم و ستم، جاى آن را خواهد گرفت و ستم جز بدبختى و خشونت، فرجامى در پى نخواهد داشت.[٥]
به اعتقاد امام على عليه السلام، ملاك حكمرانى، عدالت است. عدالت محكمترين بنيانى است كه در هر نظام اجتماعى بايد وجود داشته باشد. حضرت على عليه السلام بهترين نوع سياست و حكومت را مبتنى بر عدل مىدانند و مىفرمايند:
«سياست درست سه سياست است: نرمى همراه با احتياط، كنجكاوى همراه با عدالت و بخشش همراه با ميانهروى.»[٦]
اميرالمؤمنين على عليه السلام، نظام عادلانه را اينگونه توصيف مىكنند:
«مبادا نيكوكار و بدكار در ديدهات برابر آيد كه آن، رغبت نيكوكار را در نيكى كم كند و بدكردار را به بدى وادارد.[٧] رنج كسانى را كه كوشش كردهاند، بر زبان آور كه فراوان كار نيكوى آنان را ياد كردن، دليرى را برنمىانگيزد و ترسان بددل را به كوششى مايل نمىگرداند و نيز مقدار رنج هريك را در نظر دار و رنج يكى را به حساب ديگرى مگذار و در پاداش او به اندازه رنجى كه ديده و زحمتى كه كشيده است، تقصير ميار و مبادا بزرگى كسى موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شمارى و كمى رتبه مردى سبب شود، كوشش وى را خوار بدارى!»[٨]
احقاق حق و اجراى دقيق قانون، نخستين شرط لازم براى يك نظام سياسى عادل است و حضرت توانستند آن را در نظام سياسى خود اجرا كنند. در حكومت امام عليه السلام، همه در برابر قانون يكسان بودند و هيچگاه تفاوت و برترى ميان اشخاص، گروهها و طبقات اجتماعى وجود نداشت.
وقتى حضرت على عليه السلام در