ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - صورت و حقيقت قبله
صورت و حقيقت قبله
اسماعيل شفيعى سروستانى
شايد اين گمان حادث شود كه منظور از قبله و پشتيبان ساختن قبله در وقت سخن گفتن و نوشتن، همين ساختمان مكعبى سنگى مستقرّ در صحن «مسجدالحرام» است.
بر همگان آشكار است كه اين مكعب بركشيده شده از سنگ و ساروج با روپوش و جامه مشكين زيبايى كه در ميانه مسجد چشم زائر را مىآرايد، حقيقت قبله نيست. كعبه، مَثَل، صورت و نماد قبله است و نه حقيقت قبله. به قول شاعر:
صورتى در زير دارد، آنچه در بالاستى.
هر صورتى، باطنى و حقيقتى پوشيده دارد كه نگهدارنده و معنىدهنده به آن است.
كعبه، صورت عينى و آشكار قبله است و نه حقيقت آن؛ نشان و نمادى است كه بركشيده شده. حقيقت قبله، حضرت ولىّالله الاعظم (عج)، امام مبين و حجّت حىّ خداوند است.
حقيقت قبله، كتاب مبين، امام زمان عليه السلام است. از اينروست كه گفته مىشود، آنگاه كه خطيب و سخنران با تكيه بر قبله و پشت به قبله با حاضران در صحن سخن مىراند، در واقع همه تكيهگاه خودش را امام مبين قرار مىدهد. حجّت، قول خود را از حقيقت قبله اخذ مىكند؛ چنانچه همگان در وقت گفتن و فرمان راندن، تكيهگاه، حجّت عمل و قول خود را حقيقت «قبله» قرار مىدادند، به قول شاعر:
|
در كف هركس اگر شمعى بُدى |
اختلاف از جمعشان بيرون شدى |