ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - تلويزيون ها را خاموش كنيد!
كنترلشده، تنشى به وجود مىآيد كه باعث افزايش اضطراب در بيننده مىشود. سپس گزينههايى در اختيار بيننده قرار مىگيرد تا با انتخاب اين گزينهها از تنش موجود، رهايى پيدا كند. با توجّه به اينكه قربانى گزينههاى ارائه شده را- هرچند اين گزينهها در نگاه اوّل، غير قابل قبول به نظر برسند- تنها راه فرار از تنش ايجادشده مىداند، به انتخاب اين راه حلهاى نادرست مبادرت مىورزد. در چنين شرايطى اين انتخاب نمىتواند منطقى باشد؛ زيرا قدرت فكرى خلّاق انسان در آن دخيل نيست؛ بلكه انسان مانند حيوانى شرطىشده، به تنش موجود واكنش نشان مىدهد. رمز موفّقيت اين نوع شستوشو، رعايت مقرّرات مربوط در ايجاد تنش و همچنين ارائه گزينهها مىباشد. مادامى كه هر دو اصل- تنش و گزينهها- كنترل شده باشند، گستره نتايج نيز كنترل شده خواهد بود. در اين حالت، قربانى مجبور است يكى از راههاى ارائه شده را انتخاب نمايد.
شستوشودهندگان مغزى، خواستار محيطهاى پرتنش (مثلًا آشوبهاى اجتماعى) هستند. طىّ دهههاى اخير، همواره با چنين آشوبهايى روبرو بودهايم: ركود اقتصادى، جنگهاى منطقهاى و فاجعههاى جمعيّتى، زيستى و اكولوژيكى. اين آشوبها موجب ايجاد بحرانهاى ادراكى و از بين رفتن تحمّل و بردبارى افراد مىگردد. در اين مواقع، مردم، سرگردان و متحيّر شده و به منظور فرار از تنش ايجادشده، به دنبال راهى آسان براى رسيدن به يك زندگى بدون بحران هستند. آنها براى بررسى منطقى مشكلات پيش آمده فرصتى ندارند و اينجاست كه نقش تلويزيون در ايجاد تنش و ارائه گزينهاى براى رهايى از آن نمايان مىشود. تلويزيون و دنياى نيمه واقعى، نيمه تخيّلى و واقعيتگريز آن، تنها راه فرار ما از زندگى پرتنش است و انسان همانند ماشينى براى تماشاى هشت ساعته تلويزيون، برنامهريزى شده است. اگر به درستى مطالب بالا شك داريد، در انتخابهاى اخيرى كه در زندگى خود انجام دادهايد، تأمّل كنيد و ببينيد آيا انتخابى بوده كه بدون تأثيرپذيرى از برنامههاى تلويزيونى انجام گرفته باشد؟ مطمئنّاً پاسخ منفى است. پس مىتوان پى برد كه تا چه ميزان شما و افكارتان تحت كنترل مىباشيد. به گفته هال بكر، پژوهشگر «مؤسّسه آينده» در آمريكا كه بيست سال از عمر خود را صرف تأثيرگذارى بر افكار و اذهان رهبران جامعه كرده است: راز باوراندن هر موضوعى به آمريكايىها و ديكته كردن امور به آنها در دست گرفتن كنترل شبكههاى تلويزيونى است. مردم آمريكا عموماً به طرز شگفتآورى، به شبكههاى تلويزيونى خود وابستهاند. در طول سى سال گذشته، آنها تلويزيون و برنامههاى آن را واقعيت تلقّى كردهاند. در واقع، اگر تصاوير و وقايع دنياى خارج از تلويزيون با برنامههاى تلويزيونى در تضاد باشند، مردم سعى مىكنند آنها را طبق برنامههاى تلويزيونى تغيير داده و زندگى خود را بيشتر به برنامههاى آن شبيه نمايند. از آنجا كه تأثير تلويزيون بسيار نافذ و گسترده است، اين وسيله ارتباطى، به جزيى لاينفكّ از زندگى انسانها تبديل شده است و چون افكار بينندگان از سوى اين برنامهها شكل گرفته و كنترل مىشوند، آنها خود قادر به فهم اين واقعيت نيستند. غير از شستوشو چه نام ديگرى را بر اين كار مىتوان گذاشت؟ هال بكر عقيده دارد كه شبكهاى از شستوشودهندگان مغزى پا به عرصه وجود نهادهاند كه به خصوص از دهههاى چهل و پنجاه و پس از ظهور تلويزيون، به عنوان رسانهاى گروهى، زندگى مردم را برنامهريزى مىكنند. چنين شبكهاى در سراسر جهان گسترده بوده و بخش اعظم فعّاليت آن پشت پرده انجام مىپذيرد. آنها گاهى با ساخت برنامهاى خبرى و ارائه آمار آخرين نظرسنجىها به شما مىگويند كه چگونه مىانديشيد. در واقع، اعضاى اين شبكه به منظور نايل شدن به اهداف مشترك خود، فعّاليت مىكنند و در روزنامههاى اختصاصى خود، مطلب مىنويسند. اين شستوشودهندگان مغزى در گروههاى مختلف، مشغول به كار هستند؛ امّا ديدگاه مشتركى داشته و از اصولى جهانى تبعيت مىكنند. اين ديدگاه و اصول مشترك، متعلّق به طبقه اقلّيتى از اليگارشىهاست كه قدرت مالى و سياسىاشان، نشئتگرفته از نهادهايى است كه در آنها، قدرت به صورت توارثى منتقل مىشود. آنها عموم مردم را فقط كمى بالاتر از حيوانات باركش مىپندارند كه بايد توسط يك نظام نيمه فئودالى