ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - روش علّامه امينى براى تجهيز كتاب از سفر به كشورهاى مختلف تا تهيّه ميكروفيلم
چگونه كتابخانه علّامه امينى تأسيس شد
راجع به ويژگىهاى اين كتابخانه توضيح مىدهيد؟
آن زمانى كه مرحوم والد مشغول مطالعه و تحصيل بودند و به كار تحقيق مىپرداختند، محروميّتهاى زيادى را هم ايشان و همه اهل تحقيق متحمّل مىشدند. به دليل اينكه كتابخانه عمومى نبود. همچنين در نجف، كتابخانه عمومى وجود نداشت، با اينكه نجف اشرف شهر مدينه علم است.
بنابراين هر كسى اگر مىخواست تحقيقى انجام دهد و مطالعات عميق و وسيعى داشته باشد، تهيّه كتاب برايش فوقالعادّه سخت بود و براى همين، حتماً داستانهاى زيادى از بزرگان، مخصوصاً از والد من شنيدهايد كه دنبال كتابى رفتند و پيدا نكردند؛ آن هم با مشكلات متعدّد.
علّامه امينى با جانش اين محروميّت را حس كرد. چون محروميّت خيلى كشيد و با اينكه مشغول نوشتن الغدير بود؛ امّا به طور جدّ پيگيرى مىكرد. اين براى بنده حقير خيلى جاى تأمّل دارد. يكى از چيزهايى كه من را تشويق كرد كه در اين كتابخانه مشغول شوم، قطع نظر از نسبت پدرى و فرزندى، همّت پدرم در اين كار بود.
تمام كتاب الغدير چاپ نشده است
همانطور كه گفتم براى نگارش الغدير (١١ جلد) محروميّتهاى زيادى را متحمّل شده بود، تازه براى نُه جلد باقى ماندة الغدير كه هنوز چاپ نشده است، يك محروميّت جديدى را تجربه كردند. در اين ٩ جلد، يك بحثى به نام «مسند مناقب و مُرسلها» كه يك تحقيق جامعالاطراف در مورد احاديث ولايت و بسيار فوقالعادّه است؛ اين قسمت چاپ نشده از الغدير، نسبت به آن ١١ جلد، مثل دانشگاه به مدرسه است. فوقالعادّه عميق و وسيع است. به عبارت ديگر، براى خودش يك تحقيق همه جانبه است.
محروميّتى كه علّامه امينى را به سوى هدفى والاتر سوق داد
يعنى مىخواهيد بگوييد در كتابخانه علّامه امينى، كتابهاى نفيس و كميابى وجود دارد كه علّامه براى نوشتن الغدير از آن استفاده كرده است؟
بله. مىخواهم بگويم اين كتابخانه آرام آرام به چه صورت درآمده است. علّامه، اوّل محروميّتهايى كشيد و دريافت كه يك كتابخانه عمومى، بايد در اين شهر باشد، در شرايطى كه خودش مشغول كار بود. مثلًا بگويد من الآن بروم بودجهاى تهيّه كنم، نه امكانات مالى و نه وقت كافى داشت كه زمينى را انتخاب و بعد طرّاحى كند، عدّهاى را دور هم جمع كند و در كارهاى بنّايى شركت كند، اين يك حسّ خاص و يك انگيزه فوقالعادّه قوى مىخواهد.
علّامه امينى يك محروميّت عجيبى كشيده بوده كه نمىخواست ديگران به آن مبتلا شود، در بيشتر مواقع كه مىرفت از يك عالم در كتابخانهاى كتاب تقاضا كند كه مطالعه كند، اجازه نمىدادند و در اختيارش نمىگذاشتند!
اين محروميّتها يك بار و ده بار نبوده، چون كتابخانه، عمومى نبود، البتّه يك كتابخانه عمومى در «حسينيّه شوشترىها» بود كه آن هم به علّت برگزارى مراسم فاتحه شلوغ مىشد، به همين دليل علّامه شبها به آنجا مىرفت و به خادم حسينيّه مىگفت كه كليد را بردار و برو!
به هر حال علّامه با عشق و علاقهاش زمينى را با چند نفر پيدا كرد، از جمله مرحوم حسين شاكرى و اين كتابخانه را تأسيس كرد. در وهله نخست كتابهاى خودش را آورد و بعد از اين طرف و آن طرف كتاب جمع كرد، مجلّهاى در اين كتابخانه وجود دارد كه يك يادگارى است به نام «صحيفة المكتب» يا همان مجلّه كتابخانه كه خيلى خواندنى است.
تأسيس كتابخانه امام اميرالمؤمنين عليه السلام سال ١٣٧٣ ه. ق. بوده است. اين مجلّه، سه شماره چاپ شده و علّامه اين سه شماره را در يك جلد صحّافى كرده است.
روش علّامه امينى براى تجهيز كتاب از سفر به كشورهاى مختلف تا تهيّه ميكروفيلم
داشتم مىگفتم بعد از تأسيس كتابخانه، شروع به جمعآورى كتاب كردند و مجبور شدند سفرهايى را انجام دهند و از اين كتابخانه به آن كتابخانه بروند و محفوظات اسلامى را پيدا كنند، در كشورهايى مانند «تركيه»، «مصر»، «مراكش»، «سوريه»، «ايران»، «هندوستان»،