ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - درسى براى زندگى
دوست شيعيان
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
«كسىكه على را دوست داشته باشد، خداوند نماز و روزه و شبزندهدراىهاى او را پذيراست و دعاى او را اجابت مىكند.
آگاه باشيد! كسىكه على را دوست دارد به تعداد رگهايى كه در بدنش هست، خداوند شهرى در بهشت به وى مرحمت مىكند.
آگاه باشيد! كسىكه آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را دوست داشته باشد از (خطرات) حساب، ميزان و صراط مصون است.
آگاه باشيد! هركه با داشتن دوستى آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم توبه كند، من بهشت را برايش در كنار پيامبران تصمين مىنمايم.
آگاه باشيد! كسى كه كينة آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را دارد، روز قيامت كه در صحنه وارد مىگردد، به پيشانى او چنين نگاشته شده: «نااميد است از رحمت خدا!»
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
«اوّل كسى كه از اهل آسمان علىّبن ابىطالب عليه السلام را برادر خود گرفت، اسرافيل، ميكائيل و آنگاه جبرئيل بود.»
و اوّل كسى كه از اهل آسمان دوستى آن حضرت را برگزيد، حاملان عرش بودند. آنگاه رضوان، كليددار بهشت، سپس ملكالموت بود و همانا ملكالموت نسبت به دوستان علىّبن ابىطالب عليه السلام آنچنان مدارا مىكند كه با انبيا عليه السلام مىنمايند.
درسى براى زندگى
مشغلهها هميشه بازدارنده انسان از تلاشهاى پيشبرنده است. آفتهاى جسمى و بيمارىها، سرعت پرواز انسان را مىكاهد. خوشبخت كسى است كه تنى سالم و فرصت و فراغتى آزاد داشته باشد تا بتواند به آنچه كه بايد، برسد و دست يابد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در سخنانشان با ابوذر، با يادآورى اين مطلب، اين درس بزرگ را مىدهد كه بايد از فرصتها، تندرستىها، توانايىها، فراغتها و جوانىها حدّاكثر استفاده را ببرد. پس از بيان اين نكته كه بيشتر مردم در دو نعمت، صحّت و فراغت مغبون و زيان ديدهاند، مىفرمايند:
«اى ابوذر! پنج چيز را قبل پنج چيز، قدر بشناس و غنيمت بدان:
جوانىات را، قبل از پيرى؛
تندرستىات را، قبل از بيمارى؛
دارايىات را، قبل از تنگدستى؛
فراغتت را، قبل از گرفتارى؛
زندگىات را، قبل از مرگ ...»[١]
راستى، چه درس شگفت و بزرگ و حكيمانهاى! مگر نه اينكه سرمايههاى سودآور انسان در بازار زندگى، عبارت است از: جوانى، سلامتى، امكانات مادّى، فراغت و سرمايه عمر؟! و مگر نه اينكه آفت هر يك از اينها، در كنارش بيان شده است؟
اگر بتوانيم در جوانى، كارى براى پيرى بكنيم، اگر بتوانيم از تندرستى، بهره كامل ببريم، اگر موفّق شويم مال را در جاى درست خود، مصرف و خرج كنيم، اگر از فرصتهاى گرانبها، حدّاكثر استفاده را بگيريم و اگر از عمر گرانمايه، براى خانه ابدى و سراى آخرت، رهتوشهاى برداريم، ديگر چه غم و اندوهى؟
بيشتر زيانديدگان، كسانى هستند كه گوهر وقت را رايگان از دست مىدهند. مگر مىتوان وقت رفته را باز آورد؟ ... هرگز! از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بشنويم:
«اى ابوذر! از اينكه كارى را به آينده موكول كنى و كار امروز را به فردا بيفكنى (تسويف) بپرهيز.
تو امروز، در مقابل امروزت هستى. از آينده چه خبر دارى؟
اگر فردايى داشتى، براى فردايت چنان باش كه براى امروزت بودى و اگر به فردا نرسيدى، بر كوتاهى و قصور امروز، اندوه نخواهى داشت.»[٢]
پىنوشتها:
(١). «بحارالانوار»، ج ٧٤، ص ٧٢. (يَا أَبَا ذَرٍّ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ فَرَاغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ وَ حَيَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ يَا أَبَا ذَرٍّ إِيَّاكَ وَ التَّسْوِيفَ بِعَمَلِكَ فَإِنَّكَ بِيَوْمِكَ وَ لَسْتَ بِمَا بَعْدَهُ فَإِنْ يَكُنْ غَدٌ لَكَ فَكُنْ فِى الْغَدِ كَمَا كُنْتَ فِى الْيَوْمِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ غدا [غَدٌ لَكَ] لَمْ تَنْدَمْ عَلَى مَا فَرَّطْتَ فِى الْيَوْم)
(٢). همان.