ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و شصت و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
صورت و حقيقت قبله
٤ ص
(٤)
برملا شدن ما فى الضّمير ابليس
٧ ص
(٥)
كمين كرده بر صراط
٨ ص
(٦)
صراط مستقيم ولايت است
٨ ص
(٧)
براى صاحبان امضا
١٠ ص
(٨)
نگاه على عليه السلام به انسان
١٠ ص
(٩)
الف) تعامل امام على عليه السلام با فرزندان و خانواده خود
١٠ ص
(١٠)
1 دختر امام
١٠ ص
(١١)
2 خواهر امام
١٠ ص
(١٢)
3 برادر امام
١١ ص
(١٣)
ب) تعامل با عرب
١١ ص
(١٤)
ج) تعامل با انسان هاى مستمند غيرمسلمان
١١ ص
(١٥)
1 پيرمرد مسيحى نابينا
١١ ص
(١٦)
د) تعامل با كارگزاران و دولتمردان
١١ ص
(١٧)
حاكمان و دولتمردان بخوانند!
١١ ص
(١٨)
غدير، منشور انسانيت
١٢ ص
(١٩)
اگر حالم خوب شود، تو را آدم مى كنم!
١٣ ص
(٢٠)
چگونه كتابخانه علّامه امينى تأسيس شد
١٤ ص
(٢١)
تمام كتاب الغدير چاپ نشده است
١٤ ص
(٢٢)
محروميّتى كه علّامه امينى را به سوى هدفى والاتر سوق داد
١٤ ص
(٢٣)
روش علّامه امينى براى تجهيز كتاب از سفر به كشورهاى مختلف تا تهيّه ميكروفيلم
١٤ ص
(٢٤)
چرا صدّام موفق نشد كتابخانه علّامه امينى را تخريب كند
١٥ ص
(٢٥)
سرنوشت 9 جلد باقى مانده الغدير
١٥ ص
(٢٦)
ماجراى لامپ فيتيله اى و كتاب خواندن علّامه
١٦ ص
(٢٧)
علّامه امينى چه توصيفى از آب و هواى هندوستان داشت!
١٦ ص
(٢٨)
علّامه امينى كوه انرژى بود
١٦ ص
(٢٩)
نامه علّامه امينى براى فرزند هشت ساله اش
١٨ ص
(٣٠)
ابزار اقامه عدالت
١٩ ص
(٣١)
اهداف حكومتى اميرالمؤمنين على عليه السلام
١٩ ص
(٣٢)
1 استقرار عدالت
١٩ ص
(٣٣)
2 اجراى حق
١٩ ص
(٣٤)
3 اصلاح جامعه
٢٠ ص
(٣٥)
الف) لغو امتياز طبقاتى
٢٠ ص
(٣٦)
ب) شايسته سالارى
٢١ ص
(٣٧)
ج) بازگرداندن اموال چپاول شده
٢١ ص
(٣٨)
د) پاك سازى عناصر فاسد
٢١ ص
(٣٩)
4 اجراى دستورهاى خداوند و روش پيامبر
٢١ ص
(٤٠)
لطفاً مراقب باشيد!
٢٢ ص
(٤١)
خود مراقبتى
٢٢ ص
(٤٢)
خود مراقبتى جسمى
٢٣ ص
(٤٣)
راز سلامتى
٢٣ ص
(٤٤)
خودمراقبتى روحى و عاطفى
٢٣ ص
(٤٥)
مثبت انديشى
٢٣ ص
(٤٦)
خود مراقبتى اجتماعى
٢٤ ص
(٤٧)
مردم دارى سفارش لقمان
٢٤ ص
(٤٨)
خود مراقبتى معنوى
٢٤ ص
(٤٩)
آرامش سنگ يا آرامش برگ؟
٢٤ ص
(٥٠)
خودمراقبتى در عصر غيبت
٢٥ ص
(٥١)
گلستانه
٢٦ ص
(٥٢)
تقدير عالم
٢٦ ص
(٥٣)
دريا در غدير
٢٦ ص
(٥٤)
سلام ما به على
٢٦ ص
(٥٥)
آفتاب بى زوال
٢٧ ص
(٥٦)
تلويزيون ها را خاموش كنيد!
٢٨ ص
(٥٧)
با مردم فروتن باش!
٣٣ ص
(٥٨)
روش برخورد حضرت على عليه السلام با مردم
٣٤ ص
(٥٩)
ب) سياست هاى فرهنگى
٣٤ ص
(٦٠)
1 احياى سنّت هاى اسلامى و تلاش براى از ميان بردن انديشه هاى جاهلانه
٣٤ ص
(٦١)
2 تبيين فلسفه اى روشن از زندگى براى همگان
٣٥ ص
(٦٢)
3 ترسيم بينشى روشن از دنيا، سراى آخرت و مرگ براى مردم
٣٥ ص
(٦٣)
4 ارتقاى سطح فكرى و فرهنگى مردم
٣٥ ص
(٦٤)
گام اوّل، توسعه هنر قدسى!
٣٦ ص
(٦٥)
عالم ذر
٣٩ ص
(٦٦)
واژه پژوهى
٤٠ ص
(٦٧)
الف) ذرّ
٤٠ ص
(٦٨)
ب) الست
٤٠ ص
(٦٩)
ج) عهد
٤٠ ص
(٧٠)
بررسى دلالت آيه ذرّ
٤١ ص
(٧١)
روايات تفسيرى آيه ذرّ
٤١ ص
(٧٢)
عرضه ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام در عالم ذرّ
٤٢ ص
(٧٣)
تعيين ياران و پيروان امام عصر (عج) در عالم ذرّ
٤٢ ص
(٧٤)
سبقت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در گفتن بلى
٤٢ ص
(٧٥)
اخذ ميثاق از اهل بيت عليه السلام و شيعيان ايشان
٤٢ ص
(٧٦)
تعدّد عالم ذرّ
٤٢ ص
(٧٧)
دوست شيعيان
٤٥ ص
(٧٨)
درسى براى زندگى
٤٥ ص
(٧٩)
معاويه از من زيرك تر نيست!
٤٦ ص
(٨٠)
الف پرهيز از حيله و نيرنگ
٤٦ ص
(٨١)
ب مشورت
٤٧ ص
(٨٢)
ج عدالت همه جانبه
٤٧ ص
(٨٣)
د آزادى
٤٨ ص
(٨٤)
در سفر معراج
٤٩ ص
(٨٥)
بيان معراج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از زبان آن حضرت و اهل بيت عليه السلام
٤٩ ص
(٨٦)
دست رحمت
٥٣ ص
(٨٧)
ويژگى هاى اخلاقى امام زمان (عج)
٥٣ ص
(٨٨)
اسلام، پيام آور محبّت، مهرورزى و انسان دوستى
٥٣ ص
(٨٩)
مهدى عليه السلام نيز پيام ور مهرورزى و دوستى است
٥٤ ص
(٩٠)
رقص هيپ هاپ
٥٦ ص
(٩١)
گزارشى از برنامه مهدكودك هاى تهران
٥٦ ص
(٩٢)
رقص هيپ هاپ براى كشف استعداد!
٥٦ ص
(٩٣)
كشف استعداد با رقّاصى
٥٦ ص
(٩٤)
بهره كشى از زنان
٥٦ ص
(٩٥)
الگوسازى نامناسب
٥٧ ص
(٩٦)
معاد امانيستى هاليوود؛ حس ششم
٥٨ ص
(٩٧)
مناصب امانتند، نه فرصت!
٦٠ ص
(٩٨)
شيوه مديريتى امام على عليه السلام در برخورد با كارگزاران
٦١ ص
(٩٩)
دلايل فراموشى غدير
٦٣ ص
(١٠٠)
ماجراى سقيفه
٦٣ ص
(١٠١)
دلايل موفّقيت گردانندگان سقيفه
٦٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - تعدّد عالم ذرّ

حضرت آدم عليه السلام را با آن گل ساخته است.

در اين حديث تصريح نشده است كه آيا در آن مجموعه، خود حضرت آدم عليه السلام و ساير پيامبران و اوليا هم بوده‌اند يا نه؛ ولى با توجّه به اينكه امتحان عمومى است و در اين امتحان‌ها اتمام حجّت است، روشن مى‌شود كه تمام فرزندان آدم عليه السلام با خود او در آن محفل، مجتمع بوده‌اند. پس بدن حضرت آدم عليه السلام در آن محفل، بدن ذرّى خاصّ خود او بود و همه ذريّه او در آنجا به صورت جداگانه و در كنار او حاضر بودند. اين محفل، پيش از آن بوده كه آدم عليه السلام به صورت ابوالبشر خلق شود و ممكن است تعبير ذرّ اوّل كه در برخى روايات به كار رفته است، ناظر به همين محفل باشد. خداوند متعال بعد از اتمام اين محفل، همه ذريّه آدم عليه السلام را دوباره فشرده كرد و بدن آدم عليه السلام را به عنوان ابوالبشر از اين گل كه حاوى مجموع ذرّات بود، آفريد.

ذرّ دوم نيز ناظر به عالم و محفلى است كه خداوند متعال بعد از خلق حضرت آدم عليه السلام به عنوان ابوالبشر، سامان داده، فرزندان حضرت آدم عليه السلام را تا آخرين فرزندش از پشت او بيرون كشيده و در آن محفل گرد آورده است. اكثر روايات عالم ذرّ، بلكه مى‌توان گفت همه روايات مربوط به آن عالم، به جز تعداد اندكى از آنها، ناظر به همين عالم است.

مرحوم ملّا صالح مازندرانى هم در اين مورد مى‌نويسد:

از روايات فهميده مى‌شود كه تكليف اوّل، يعنى تكليفى كه پيش از تكليف در دنيا و به ارسال رسولان و انزال كتاب‌ها صورت گرفته، متعدّد بوده است: اوّل در عالم ارواح خالص؛ دوم موقع خمير كردن گل، پيش از آنكه آدم عليه السلام از آن خلق شود؛ سوم بعد از خلق آدم عليه السلام موقعى كه ذريّه آدم عليه السلام را از صلب او بيرون آورد؛ در حالى‌كه آنان مانند مورچه به راست و چپ مى‌رفتند.[١]

مرحوم آيت‌الله مرواريد نيز در اين زمينه مى‌نويسد:

به مقتضاى جمع بين روايات، ممكن است گفته شود كه خداوند متعال بعد از اخذ عهد و ميثاق از ارواح ... و بعد از اخذ ميثاق از ابدان ذرّى كه داراى روح و واجد نور علم بودند، جسد آدم عليه السلام را از گل ساخت ... و گلى را كه مجموع بدن‌هاى ذرّى بوده است، در پشت آدم عليه السلام به هنگام خلق او با بزرگى‌اى كه بدن او داشت، قرار داد .... سپس او را با نفخ روحى كه از پيش خلق شده بود، حيات داد .... و بعد از آنكه او به زمين هبوط كرد، خداوند ذريّه او را از پشتش در صحرايى بين «مكّه» و «طايف» كه «روحاء» ناميده مى‌شود، بيرون آورد و از آنها عهد و ميثاق گرفت؛ چنان‌كه پيش از آن گرفته بود و اين ذرّ متأخّر است.[٢]

مى‌بينيم كه مرحوم مرواريد در باب تعدّد عالم ذرّ با كلام مرحوم مازندانى به‌رغم تفاوت جزيى، مطابقت دارد.

پى‌نوشت‌ها:

(١). اين مقاله برگرفته از سلسله مقالات «انسان در عالم ارواح» و «انسان در عالم ذرّ» نوشته استاد محمّد بيابانى اسكويى است كه در شمارههاى ١٥ تا ٢٥ مجلّه «سفينه» منتشر شده است. علاقه‌مندان به مباحث تفصيلى در اين رابطه مى‌توانند به آن مقالات مراجعه فرمايند.

(٢). سوره اعراف، آيه ١٧٢- ١٧٣.

(٣). سوره انسان، آيه ١.

(٤). سوره نجم، آيه ٥٦.

(٥). سوره يس، آيات ٦٠- ٦١.

(٦). سوره روم، آيه ٣٠.

(٧). سوره اعراف، آيه ١٠١.

(٨). «العين»، ج ٨، ص ١٧٥؛ «معجم مقاييس اللّغه»، ج ٢، ص ٣٤٣.

(٩). «صحاح»، ج ٢، ص ٦٦٣.

(١٠). «لسان العرب»، ج ٤، ص ٣٠٤.

(١١). «النّعايه فى غريب الحديث»، ج ٢، ص ١٥٧.

(١٢). همان؛ «لسان العرب»، ج ٤، ص ٣٠٥.

(١٣). «منتهى الارب»

(١٤). «اقراب الموارد»

(١٥). «الكافى»، ج ٢، ص ١٠، ح ٤. بنگريد: «التّوحيد»، ص ٣٣٠، ح ٩.

(١٦). همان، ح ١.

(١٧). همان، ص ٦، ح ١.

(١٨). «امالى»، ج ٢، ص ٩٠؛ «تفسير العيّاشى»، ج ٢، ص ٣٨.

(١٩). «تفسير العيّاشى»، ج ٢، ص ٣٩، ح ١٠٨.

(٢٠). «المحاسن» ص ٢٤٢، ح ٢٢٩.

(٢١). «خصائص الأئمّه»، ص ٨٧؛ «تفسير العيّاشى»، ج ٢، ص ٤١، ح ١١٦.

(٢٢). «كافى»، ج ١، ص ٤١٣.

(٢٣). «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ٢٨٧.

(٢٤). «كافى»، ج ١، ص ٤٤١ و ج ٢، ص ١٠.

(٢٥). سوره نجم، آيه ٥٦.

(٢٦). «تفسير القمى»، ج ٢، ص ٣٤٠.

(٢٧). «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ٢٨٧.

(٢٨). «كافى»، ج ٢، ص ٧.

(٢٩). «شرح اصول كافى»، ج ٨، ص ١٣.

(٣٠). «تنبيهات حول المبدء و المعاد»، ص ٢٢٢.

منبع: مجله «سفينه»، سال هفتم، شماره ٢٧، تابستان ١٣٨٩، صص ١٦٨- ١٨١.