ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - اى اورشليم! تا به كى مى خواهى ناپاك بمانى
و ثروتمند هستند. خوب مىخورند و خوب مىپوشند و رفتار بدشان حدّ و اندازهاى ندارد؛ نه به داد يتيمان مىرسند و نه حقّ فقيران را به آنها مىدهند. بنابراين من ايشان را مجازات خواهم كرد و از چنين قومى انتقام خواهم گرفت!
اتّفاق عجيب و هولناكى در اين سرزمين روى داده است. انبيا پيامهاى دروغين مىدهند و كاهنان نيز بنا بر گفته ايشان عمل مىنمايند. قوم من هم از اين وضع راضىاند؛ امّا بدانيد كه چيزى به نابودى شما نمانده است. آن وقت چه خواهيد كرد؟» (٥: ٢٣- ٣١)
ارمياى نبى، همه بنىاسرائيل، خرد و كلان، عارف و عامى را در سرنوشت نكبتبارى كه آنان را انتظار مىكشد، شريك مىشناسد؛ حتّى آنان كه در وقت مشاهده و تجربه ظلم حاكمان و توجيه توجيهگران، از ميان روحانيون معبد و كاهنان، چشمها و گوشها را بسته و درباره آنچه در حقّ مظلومان مىرود، لب فرو مىبندند و رضايت خويش را اعلام مىدارند.
هيهات! در چنين هنگامهاى و به وقت فرود تازيانه خشم آسمانى، همگان عذاب دردناك را به تجربه خواهند نشست.
آرام و بىصدا، فساد و تباهى چنان به لايههاى درونى بنىاسرائيل رخنه كرد كه تمامى استعدادهاى آنان را سوزاند؛ همه قابليتى كه روزگارى اميد مىرفت آنان را درسايهسار الطاف بيكران خداوندى، به بلنداى عزّت و سربلندى جاودانه برساند. گويا همه اميدها و همه مجال براى پاكسازى و بازسازى قومى كه به سرزمين شير و عسل رسيد، برباد رفته و اينك او در عين برخوردارى تمام، همه سوابق را از ياد برده است. شايد، ارميا، مىخواهد اعلام كند:
«إِنَّالْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى؛[١]
حقّاً كه انسان، سركشى مىكند، همين كه خود را بىنياز پندارد.»
كلام دردمندانه ارميا، همه حسرت و آرزوهاى بربادرفته كشاورزى را متبادر به ذهن مىسازد كه همه محصول و همه دسترنج خود را سوخته و برباد رفته مىبيند. ارميا از قول خداوند، بنىاسرائيل را مخاطب خود ساخته، مىفرمايد:
«مايل بودم در اينجا با فرزندانم ساكن شوم. در نظر داشتم اين سرزمين حاصلخيز را كه در دنيا بىهمتاست، به شما بدهم. انتظار داشتم مرا پدر صدا كنيد و هيچ فكر نمىكردم كه بار ديگر از من روى برگردانيد؛ امّا شما به من خيانت كرديد و از من دور شده، به بتهاى بيگانه دل بستيد. شما مانند زن بىوفايى هستيد كه شوهرش را ترك كرده باشد.
از كوهها صداى گريه و زارى شنيده مىشود؛ اين صداى گريه بنىاسرائيل است كه از خداى، روى گردانيده و سرگردان شدهاند! اى فرزندان ناخلف و سركش! نزد خدا بازگرديد تا شما را از بىايمانى شفا دهد.» (٣: ١٩- ٢١)
ارمياى نبى، صداى گريه و زارى بنىاسرائيل را از فرسنگها راه مىشنود؛ پيش از آنكه سيل بنيانكن قوم مهاجم از كوههاى شمالى كنده شود.
«در آن زمان، خداوند از بيابان، بادى سوزان بر ايشان خواهد فرستاد؛ نه بادى ملايم براى زدودن خاشاك خرمن؛ بلكه طوفانى شديد. به اين ترتيب، خداوند هلاك قوم خود را اعلام مىكند.
نگاه كن! دشمن مانند ابر به سوى ما مىآيد.