ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٩ - شمشير امام مهدى (عج) بر گردن اشرافيت
شمشير امام مهدى (عج) بر گردن اشرافيت ...
سخن از سيره مهدوى، سخن از متن اسلام و حقايقى است كه در روند تكاملى انسان و جهان، جايگاه اساسى دارد. اگرچه اين وصف در مورد سيره همه امامان صادق است، امّا در اين ميان، مهدى موعود (عج)، به عنوان منجى بشريت و تحقّقبخش آرمانها و اهداف همه انبيا و اولياء، موقعيتى ويژه و استثنايى دارد. او انسان كاملى است كه رسالتش، شكوفايى هدف آفرينش و تكامل انسانهاست. در پرتو اين هدف بزرگ و تكامل سترگ، جهان نيز كه ظرف وجود انسان است، به كمال مىرسد و اين، اقتضاى ظهور آخرين انسان كامل و حجّت الهى در عالم است كه در اثر وجود مبارك و قيام بزرگ او تكامل در همه ابعاد مادّى و معنوى حيات بشر، از جمله بركات زمين و آسمان رخ مىدهد. از اين روست كه در زمان ظهور، آسمان، باران خود را فراوان فرو مىريزد. زمين همه نشاط و خرّمى و تمام گنجها و ثروت خويش را ظاهر مىسازد؛ حتّى به قدر گامى نيز در همه زمين باقى نمىماند؛ مگر اينكه سبز مىشود. فقر و بيمارى و رنج از همهجا رخت برمىبندد. رفاه، آسايش، امنيت و عدالت در هر شهر و ديارى، رخساره خويش را آشكار مىكند. علم و دانش- چه در علوم معنوى و چه در دانشهاى مادّى و تجربى- زمين را فرا مىگيرد و ديگر جهلى در جهان باقى نمىماند.
علم و عقلانيت در خدمت انسان و انسانيت
همراه اين رويداد بزرگ در بعد مادّى حيات بشر كه انسانها طعم حقيقى دانش و رفاه و آسايش را درك مىكنند، اتّفاق بسيار مبارك و عظيم ديگرى مىافتد كه شيرينى و حلاوت زندگى را بسى فزونتر مىسازد و آن، تكامل عقلى و فكرى انسانهاست. امام عصر (ع) دست خدا بر سر بشريت هستند و چون ظهور مىكنند، عقل و فرزانگى را براى آنان به ارمغان مىآورند. اين، متن بشارتى زيبا در روايتى والاست كه: «چون مهدى ظهور كند، بر سر بشر دست نهاده و عقل و خرد او را كامل مىسازد.»[١]
اين نعمت بزرگ و بىبديل، خود سرمنشأ نعمتهايى ديگر است و به شجره مباركى مىماند كه ميوههاى گواراى بسيار، از جمله عدالت و مساوات را به انسانها تقديم مىدارد. رفاه، آسايش و راحتى، ثمره شيرين ديگرى است كه از اين درخت طيبه، نصيب بشر مىشود. همين يك نعمت، خود ارزش تأمّل و دقّتى دو چندان را داراست. در واقع، رفاه و آسايش بشر در زمان ظهور امام عصر (ع) به هيچ وجه با آنچه پيش از آن در اذهان درك شده و در عينيت خارجى وجود دارد، قابل قياس نيست؛ زيرا اين آسايش و رفاه و راحتى:
اوّلًا عمومى است و با تبعيض طبقاتى همراه نيست. همه انسانها و تمام ملّتها از آن برخوردارند و مستكبر و مستضعف از دل آن بيرون نمىآيد؛
ثانياً به ارزشهاى اخلاقى، همچون عدالت و مساوات آراسته است؛
ثالثاً چنانكه اشاره شد، با عقلانيت و خردورزى قرين است. بر همين اساس، همگان، آن را به خوبى درك كرده، معقول مىدانند و با لذّت و شيرينى از آن بهره مىبرند؛
رابعاً از غفلت و بىخبرى انسان، كاملًا به دور است. متأسّفانه امروزه رفاه و آسايش و تكنولوژى در كنار بُعد ظاهرى آن، يعنى راحتى و نعمت در لايه درونى و باطنى خود، حقيقتاً غبارى از غفلت و بىخبرى بر جان و دل آدمى مىنشاند و او را از حقايقى متعالى و ارجمند، همچون منزلت انسان، هدف آفرينش او، حقيقت عالم، مبدأ