ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - لباس و غذاى كارگزاران حكومت مهدى (ع)
هستى و امثال آن غافل مىسازد و در بعد سياسى نيز توطئههاى شوم و اهداف بزرگ نظام سكولار ليبرال دموكراسى غرب از گسترش علم، تكنولوژى، رفاه و آسايش در ميان بشر را پنهان مىكند؛ آنان كه به ژرفايى به واقعيات مىنگرند، در آنچه گفتيم، ترديدى ندارند. به هر روى، در حكومت مهدوى، رفاه و آسايش بشر از تمامى اين آسيبها و آفات به دور است؛ بلكه اساساً از جنس ديگرى خواهد بود. به جاى بىخبرى، آگاهى، تذكّر و نيز شكر و سپاس الهى را به دنبال خواهد آورد و از آلودگىهاى سياسى نيز مصون است. از تنآسودگى كاذب و رخوت، پيراسته و به فضيلتها آراسته است و در يك سخن، رفاه و آسايش در آن زمان، در مسير رشد و تعالى و معنويت انسانها خواهد بود. اين نكته، بسى فاخر و ارجمند و درخور طول و تفصيلى شايسته است؛ امّا در اينجا به دليل كمى مجال، به همين تذكار بسنده كرده و تأمّل در آن را به خواننده فهيم موكول مىكنيم؛
و خامساً وفور نعمت، آسايش و راحتى در آن دوران از يك آسيب بزرگ ديگر، يعنى فخرفروشى، تجمّلگرايى و اشرافىگرى نيز منزّه خواهد بود. گرچه اين سخن در توضيح نكات بالا نهفته است، امّا به دليل اهمّيت مطلب، مىسزد كه مستقلَاً بدان پرداخته شود. چنانكه اشاره شد، تكميل عقول و تعالى نفوس انسانها را بدين پايه از رشد و فرزانگى مىرساند كه اساساً اشرافىگرى، يك آسيب جدّى و بزرگ براى آدمى و تنزّل منزلت براى شخصيت اوست و بدين روى در آن زمان، هرگز بدان روى نخواهند آورد. اين در حالى است كه فقر و فاقه در عالم، ريشهكن شده و همگان از نعمت و ثروت فراوان برخوردار خواهند بود.
لباس و غذاى كارگزاران حكومت مهدى (ع)
روشن است كه وقتى انسانهاى عادّى در زمان حكومت امام عصر (ع) از رذالتى به نام تجمّل، اشرافىگرى، خوى و خصلت دنيازدگى مبرّا هستند، انسان كامل و امام معصوم و نيز كارگزاران او به طريق اولى چنين خواهند بود. از اينرو، در رواياتى چند، بر اين حقيقت تأكيد شده است؛ از جمله اينكه:
«مهدى نسبت به عُمّال و كارگزاران و مأموران دولت خويش بسيار سختگير باشد و با ناتوانان و مستمندان، بسيار دلرحم و مهربان.»[١]
و نيز:
«مهدى (ع) در رفتار چنان است كه گويى با دست خود، كره و عسل به دهان مسكينان مىنهد. مهدى (ع) چونان اميرالمؤمنين زندگى كند، نان خشك بخورد و با پارسايى بِزيد.»[٢]
آرى. سيرت مهدوى، همان سيرت علوى است كه حضرت باقرالعلوم (ع) در وصفش فرمودند:
«على (ع) پنج سال بر «كوفه» حكومت كرد و در تمام آن دوران، براى خود، آجرى روى آجر و خشتى روى خشت نگذاشت. او طلا و نقره سرخ و سفيد براى بازماندگانش به ارث نگذاشت. با آنكه به مردمان و رعيتش نان گندم نيكو و گوشت مىخورانيد، خود در درون خانه، نان جو و سركه مىخورد ...»[٣]
و نيز در سيره حضرت چنين آمده است:
«امروز در كوفه، همه زندگى مناسب دارند؛ حتّى صاحب پايينترين شغلها هم نان گندم؛ خانه و سرپناه و از آب گوارا (فرات) مىنوشند.»[٤]
على (ع) در چنين شرايطى كه امّت اسلام را از فقر، گرسنگى و بىمسكنى نيز نجات داده بود، باز به همان سيره قبل، يعنى بس زاهدانه و فقيرانه مىزيست و خوراك و لباسش خشن و غليظ و در حدّاقل بود. اين نكته را بدين روى گفتيم كه كسى تصوّر نكند چنين سيرهاى از آن حضرت، منحصر به زمانى بود كه حضرت مىفرمودند:
«مىترسم در يمامه يا در دورترين نقطه حكومت من، انسانى با سختى زندگى كند و گرسنه باشد.»
نه! اساساً براى حاكمان و كارگزاران حكومت اسلام! لباس رفاه و آسايش و تنآسانى ندوختهاند. البتّه حضرت باقرالعلوم (ع) در همان روايت فرمودند: «هيچكس طاقت نداشت چون على (ع) زندگى كند؛ چنانكه حضرتش خود نيز در «نهجالبلاغه» فرمودند: «شما را ياراى زيستن همچون من نباشد؛ امّا مرا با تقوا