ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - وحكايت آن نيم درصد
در فروشگاه داريم سى و نه ميليون تومان است؛ امّا اگر بخواهيد سفارش ساخت از روى كاتالوگ شركت را بدهيد، قيمتها تا مرز يك ميليون دلار هم مىرسد.
اينجا تهران است. من الآن در يك ساعتفروشى در شمال تهران هستم. اين جمله مثل يك پيام مهمّ تلگرافى در ذهنم چرخ مىخورد تا من را به واقعيت، همچنان وصل نگه دارد.
حرفهاى فروشنده دوباره مرا به خود مىآورد، وقتى درباره علّت گرانى ساعتها مىپرسم. دليل اصلى گرانى اين ساعتها، برند آنهاست. درست است كه طلا و سنگهاى قيمتى هم در آنها به كار رفته و همگى دستساز هستند، امّا برندها در اين ميان، نقش تعيينكنندهاى بازى مىكنند.
بلند مىشود و از داخل يكى از كشوهاى ميز، كاتالوگى مىآورد و ورق مىزند تا مىرسد به صفحه چنگيزخان! صفحهاى كه توضيحاتى درباره ساعتى با نام چنگيزخان نوشته كه تنها سى عدد از آن در دنيا وجود دارد و تازه همه پيشفروش شدهاند؛ با قيمت نجومى هشتصد ميليون تومان!
او به ساعتهاى شگفتانگيز دنيا اشاره مىكند و مىگويد: يكى از برندهاى مشهور، صفحه ساعتهايش را از خاك كره ماه مىسازد و در ازاى، تكّهاى از كشتى تايتانيك را در بدنه ساعت به كار برده است!
وحكايت آن نيم درصد
توقّع داريد با اين قيمتهايى كه به گوشم خورده براى جمعبندى اين گزارش چه چيزى بنويسم؟! فعلًا در اين شرايط بايد يكبار ديگر به همه چيز فكر كنم. به آن نيم درصد مردمى كه مىتوانند اين ساعتها را بخرند، به ساعتهايى كه ديگر فقط نمايانگر زمان نيستند و حتّى به دستفروشهاى اين شهر بزرگ كه ساعتهاى چينى دوهزار تومانى مىفروشند و به خيلى چيزهاى ديگر كه فكر مى كنم، چراغ سؤالهاى زيادى را در ذهن شما روشن كرده باشد. سؤالهايى از اين جنس كه وقتى اكثريت مردم در مخارج روزانهاشان واماندهاند، اين اشرافيت ارتجاعى تا كجا و تا به كى مانور مبتذل خود را ادامه خواهد داد؟