ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - تجمّل گرايى مثبت و منفى
تجمّلگرايى ...
تعريف تجمّل چيست و آن تجمّلگرايى نهى شده در اسلام كدامست؟ در چه حدّ آن اسراف محسوب مىشود و فرق دقيق آن با زيبايىدوستى و زينتدادن چيست؟
بررسى علل و ريشههاى تجمّلگرايى
تجمّلگرايى، به معناى گرايش به تجمّلات، يكى از پديدههاى نابهنجار اجتماعى و يك بيمارى روانشناختى است. هر چند كه نمىتوان آن را يك رذيلت اخلاقى دانست، ولى بايد اذعان كرد كه آثار آن از يك رذيلت اخلاقى در روحيه فرد و جامعه، كمتر نيست. گرايش به تجمّل، يك امر طبيعى و فطرى است؛ ولى مراد از تجمّلگرايى در اينجا، شكل افراطى اين گرايش است كه پيامدهاى زيانبارى را بر اقتصاد سالم خانواده و جامعه بر جا مىگذارد و از مصاديق اتراف، تبذير، اسراف و مانند آن به شمار مىآيد.
تجمّلگرايى مثبت و منفى
تجمّلگرايى به معناى گرايش به زيبايى و نمايش جمال و زيبايىها، امرى طبيعى و فطرى در انسان است؛ زيرا انسان به هر چيز كمالى، گرايش داشته و از نقص و كمبود گريزان است. گرايش شديد انسان به خدا و تلاش براى ملاقات با او[١] ريشه در همين گرايش به كمال و كمالات انسانى دارد. انسان، زيبايى را به عنوان يكى از مصاديق كمال، دوست داشته و بدان گرايش مىيابد و زشتى را به عنوان مصداقى از نقص و كمبود دانسته و از آن مىگريزد. بنابراين، گرايش انسان به تجمّلگرايى، گرايشى به سوى كمال و زيبايىهاست.
در روايات اسلامى، اين معنا بارها به اشكال مختلف بيان شده است كه انسان مىبايست خداگونه شود و اسماء و صفات الهى را در خود ظهور و تجلّى بخشد و متألّه (خدايى) شود. از آنجايى كه خداوند جميل است، زيبايى و جمال را دوست مىدارد: «إِنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَال.»[٢] انسان نيز به طور طبيعى به جمال و زيبايىها گرايش دارد؛ زيرا مىخواهد خدايى شود و اين تلاش انسان براى خدايىشدن است كه او را تجمّلگرا مىسازد.
امام صادق (ع) مىفرمايند:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ يُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُس؛[٣]
همانا خداوند، زيبايى و تجمّل را دوست دارد و از فقر و فقرنمايى بدش مىآيد.»
از نظر آموزههاى قرآنى، هستى براساس امورى چون عدالت و جمال و حسن آفريده شده است. پس انسان مىبايست از اين زاويه ديد، به خود و هستى بنگرد و چنين گرايشى به هستى داشته باشد.
اصولًا بهرهمندى انسان در اين فرصت كوتاه عمر، براى شدنهاى كمالى، تنها از طريق بهرهگيرى از اين اصول و قوانين كمالى امكانپذير است. اگر انسان خود را در دنيا براى ابديّت مىسازد، مىبايست اين سازه، بهترين، كاملترين، زيباترين و معتدلترينها باشد.
به سخن ديگر، انسان در دنيا مىبايست خدايى (متألّه) شود تا در آخرت، جلوههاى آن را در اشكال گوناگون به تمام و كمال مشاهده نمايد. براى دستيابى به اين عنوان، متألّه لازم است كه از همه آنچه خداوند از طيّبات و كمالات و جمالات آفريده است، بهره برد. بهرهمندى درست از اين نعمتهاى الهى است كه مصداق درست شكر و سپاس از نعمت است. پس لازم است كه هر انسانى از پاكترين و زيباترين چيزهاى آفرينش بهرهمند شود تا سير كمالى تحوّل خود را در محيط پاك و زيبا بپيمايد. خداوند در «آيه ٣٢ سوره اعراف» درباره بهرهمندى انسان از نعمتهاى الهى براى رشد و كماليابى، در يك جمله تعريضى مىفرمايد:
«قُلْمَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ؛
بگو چه كسى زينتهاى الهى كه براى بندگان خود آفريده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است؟!»