ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - مهر تأييد
گلستانه
تو ناگاهان مىآيى ...
عليرضا قزوه
|
به پايت ريختم اندوه يك دريا زلالى را |
بلور اشكها در كاسه ماه هلالى را |
|
|
چمن آيينه بندان مىشود صبحى كه بازآيى |
به وقتش فرش راهت مىكنم گلهاى قالى را |
|
|
نگاهت شمع آجين قبله جان غزالان است |
غمت عين القضاتى مىكند عقل غزالى را |
|
|
چه جامى مىدهى تنهايى ما را جلالالدّين! |
بخوان و جلوهاى بخشاى اين روح جلالى را |
|
|
شهيد يوسفستان توام، زلفى پريشان كن |
بخُشكان با گل لبخندهايت خشكسالى را |
|
|
سحر از ياس شد لبريز دلهاى جنوبىمان |
نسيم نرگست پر كرد ايوان شمالى را |
|
|
افقهايى كه خونرنگند، عصر جمعه مايند |
تماشا مىكنم با ياد تو هر قاب خالى را |
|
|
كدامين شانه را سر مىگذارم وقت جان دادن |
كدام آيينه پايانىست اين آشفته حالى را؟ |
|
|
تو ناگاهان مىآيى مثل اين ناگاه بىفرصت |
پذيرا باش از اين دلتنگ، شعرى ارتجالى را |
|
|
كى رفتهاى ز دل كه تمنّا كنم تو را؟ |