ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - طلب روزى حلال
خشنى پوشيده بود و با بيل كار مىكرد و عرق مىريخت. عرض كردم: اجازه بدهيد شما را كمك كنم. فرمودند: «من دوست دارم انسان در شدّت گرما، در طلب روزى كار كند.»[١]
شعيب گفته است: چند نفر كارگر را اجير كرديم كه در مزرعه امام صادق (ع) كار كنند. قرار بود تا عصر مشغول باشند. وقتى از كار خود فارغ شدند، حضرت فرمودند: «قبل از اينكه عرقشان بخشكد، مزدشان را بپردازيد.»[٢]
محمّدبن عذافر از پدرش نقل كرده است كه گفت: امام صادق (ع) يك هزار و هفتصد دينار به پدر من دادند و فرمودند: «با اين پول، برايم تجارت كن.» آنگاه فرمودند: «اگرچه سودبردن خوب است، ولى هدف من سود نيست؛ بلكه قصدم اين است كه خداى عزّ و جلّ مرا در حالى ببيند كه خودم را در معرض فوايد قرار دادهام.»
پس پدرم گفت: با آن اموال تجارت كردم و يكصد دينار سود بردم. به آن حضرت عرض كردم: يكصد دينار سود بردم كه براى شماست. فرمودند: «آن مبلغ را نيز جزء سرمايه قرار بده.»
بعد از چندى پدرم وفات كرد. امام صادق (ع) به من نوشتند: «خدا تو را عافيت عطا كند! من مبلغ يكهزار و هشتصد دينار نزد پدرت دارم. داده بودم كه به وسيله آن برايم تجارت كند. آن پول را تحويل عمر بن يزيد بده.»
در نامههاى پدرم نگاه كردم. ديدم نوشته بود: ابوموسى مبلغ يكهزار و هشتصد دينار نزد من دارد و عبداللهبن سنان و عمربن يزيد نيز از اين موضوع اطّلاع دارند.[٣]
پى نوشتها:
[١]. «بحارالانوار»، ج ٤٦، ص ١٦.
[٢]. همان، ج ٤٧، ص ٢٠؛ «مناقب آل ابىطالب»، ج ٤، ص ٢٩٧؛ «حليةالاولياء»، ج ٣، ص ١٩٣.
[٣]. «بحارالانوار»، همان، ص ٢٩؛ «تهذيب التّهذيب»، ج ٢، ص ١٠٤ و «مناقب آل ابىطالب»، ج ٤، ص ٢٧٠.
[٤]. «مناقب آلابىطالب»، ج ٤، ص ٢٩٩.
[٥]. فاطر: ٣٢.
[٦]. «تاريخ يعقوبى»، ج ٢، ص ٣٨٣.
[٧]. «تهذيب التّهذيب»، ج ٢، ص ١٠٤.
[٨]. «الملل و النّحل»، ج ١، ص ١٦٦.
[٩]. «الصواعق المحرقه»، ص ٢٠١.
[١٠]. «الفصول المهمّه»، ص ٢٠٤.
[١١]. «مطالب السؤول»، ج ٢، ص ١١٠.
[١٢]. «الارشاد»، ج ٢، ص ١٧٩.
[١٣]. «بحارالانوار»، ج ٤٧، ص ٥٨.
[١٤]. همان، ج ٤٧، ص ٥٠.
[١٥]. همان.
[١٦]. همان، ص ٥٣.
[١٧]. همان، ص ٥٤.
[١٨]. همان، ص ٥٥.
[١٩]. همان، ص ٢١.
[٢٠]. «تهذيبالتّهذيب»، ج ٢، ص ١٠٤؛ «مناقب آل ابىطالب»، ج ٤، ص ٢٩٧.
[٢١]. «بحارالانوار»، ج ٤٧، ص ٥٥.
[٢٢]. همان، ص ٥٦.
[٢٣]. همان، ص ٥٧.
[٢٤]. همان.
[٢٥]. همان، ص ٥٦.
منبع: «امامت و امامان»، قم: موسّسه بوستان كتاب، چاپ چهارم، ١٣٩٠، صص ٢٣٨- ٢٥٥.