ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - معيار و ميزان اسراف
قناعت؛ راهحل
آنچه مىتواند اسراف و تبذير و تجمّلگرايى را ابتدا از قلب افراد و سپس از ديواره فرهنگ اجتماع بزدايد، ترويج روحيه قناعت و زندگى در مسير اقتصاد و ميانهروى است.
اين مهم مىطلبد كه از يك سو متاع ارزشمند قناعت در بازار دلها رونق بگيرد و سپس در قالب يك فرهنگ اجتماعى، به عنوان دارويى كه بيمارى اسراف را ريشه كن مىكند، به توليد انبوه برسد.
رسول اكرم (ص) فرمودند: «قناعت، مالى است كه تمام نمىشود.»[١]
همچنين از آن بزرگوار وارد شده است: «به آنچه خداوند به تو داده است، قناعت كن تا حسابت در روز قيامت آسان گردد.»[٢]
نيز امام صادق (ع) فرمودند: «در توانمندى، به آن كسى بنگر كه از تو پايينتر است؛ نه آن كس كه از تو برتر است؛ زيرا اينكار بيشتر تو را به قناعت وا مىدارد.»[٣]
همچنين از آن حضرت روايت شده است: «كسى كه در معيشت خود ميانهروى كند، من ضمانت مىكنم كه هرگز تهيدست نگردد.»[٤]
در اين ميان، نمىتوان نقش حاكميت را به عنوان قوّه و قدرتى كه بار اصلى فرهنگسازى بر عهده اوست، ناديده گرفت؛ عملكرد و شيوه زندگى مسئولان فرهنگى كه از اين آبشخور ترويج مىگردد، در گرايش مردم به اسراف و تبذير يا برعكس به قناعت و ميانهروى در زندگى، نقش اساسى دارد و از مهمترين كانالهايى كه اين فرهنگ را در جامعه ترويج مىدهد، رسانههاى عمومى، خصوصاً نقش صدا و سيما است.
بهراستى صدا و سيماى ما مبلّغ كدام فرهنگ است؟ قناعت يا اسراف و تبذير؟
راهكار پيشگيرى از سقوط در تجمّلگرايى
راهكار پيشگيرى از اين سقوط نيز بازگشت به قناعت و سادهزيستى است. سرمشق گرفتن از سيره اهل بيت (ع)، مانع سقوط است. البتّه انتظار نيست كه همه مثل آن بزرگواران باشند؛ زيرا نمىشود به اندازه ايشان قناعت و سادهزيستى داشته باشيم؛ بلكه بايد از آن ذوات مقدّس سرمشق بگيريم.
در آيهاى، قرآن كريم در باره الگوگيرى افراد شايسته و بزرگ، اين چنين مى فرمايد:
«لَقَدْكانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً؛[٥]
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مىكنند.»
هركه آرزوى رسيدن به خداوند را دارد و هركه طالب بهشت و برخوردارى از نعمتهاى اخروى است، بايد اهل بيت (ع) را اسوه قرار دهد و در حدّ توان، سعى نمايد شيوه زندگى خويش را به سيره آنان شبيه سازد.
پى نوشتها:
[١]. «گناهان كبيره»، ج ٢، ص ١٠٣.
[٢]. سوره اعراف، آيه ٢٩.
[٣]. «ترجمه من لا يحضره الفقيه»، محمّدبن على ابن بابويه، تهران، صدوق، چاپ: اول، ١٣٦٧، ج ٥، ص ٣١٥.
[٤]. «الخصال»، محمّدبن على ابن بابويه، ترجمه جعفرى، قم، نسيم كوثر، چاپ اوّل، ١٣٨٢، ج ١، ص ٢٣.
[٥]. همان، ج ١، ص ١٥٣.
[٦]. «ترجمه من لا يحضره الفقيه»، ابن بابويه، همان، ج ٤، ص ٢٢٥.
[٧]. «بحارالأنوار» محمّدباقربن محمّدتقى مجلسى، ترجمه جلد ٦٧ و ٦٨، ترجمه موسوى همدانى، تهران، كتابخانه مسجد ولىعصر، چاپ اوّل، ١٣٦٤، ج ١، ص ١٢١.
[٨]. سوره واقعه، آيات ٤٦- ٤١.
[٩]. سوره اسراء، آيه ١٦.
[١٠]. سوره فرقان، آيه ٦٧.
[١١]. سوره ذاريات، آيه ٥٨.
[١٢]. سوره فرقان، آيه ٦٧.
[١٣]. سوره انفال، آيه ٦٠.
[١٤]. «بحارالأنوار»، ج ٧٢، ص ٣٨.
[١٥]. «دو هزار حديث از امام على (ع)»، گردآورنده: جواد جانفدا، ص ٤٣، حديث شماره ٥٤٦.
[١٦]. همان، ص ٢٩، حديث شماره ٣٨٦.
[١٧]. سوره اعراف، آيه ٣٢.
[١٨]. سوره اسراء، آيه ٢٩.
[١٩]. «دو هزار حديث از امام على (ع)»، ص ١٣٣، حديث ١٥١٧.
[٢٠]. همان، ص ١٩٣، حديث ١٩٣٢.
[٢١]. «تحف العقول»، حسنبن على ابن شعبه حرانى، ترجمه كمرهاى، تهران، كتابچى، چاپ ششم، ١٣٧٦، ص ٨٤.
[٢٢]. «إرشاد القلوب»، حسنبن محمّد ديلمى، ترجمه طباطبايى، قم، جامعه مدرسين، چاپ پنجم، ١٣٧٦، ص ٢٤٤.
[٢٣]. ابن شعبه حرّانى، همان، ص ٣٧٧.
[٢٤]. «گلچين صدوق (گزيده من لا يحضره الفقيه)»، تهران، فيض كاشانى، ج ٢، ص ٥٩.
[٢٥]. سوره احزاب، آيه ٢١.
«ماهنامه طوبى»، شماره ٣٦.