ماهنامه موعود
(١)
شماره چهاردهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
سرمقاله
٢ ص
(٤)
امروز امير در ميخانه تويى، تو!
٥ ص
(٥)
رشد خزنده اسلام در آلمان
٦ ص
(٦)
در مطبوعات
١١ ص
(٧)
پيشگويى در مورد بروز جنگ جهانى
١١ ص
(٨)
روسيه در بن بست اسلام
١١ ص
(٩)
نصب دوربين در بيت المقدس
١١ ص
(١٠)
جهان آينده و آينده جهان
١٢ ص
(١١)
رانش كوه با روستاى لبد چه كرد؟
١٨ ص
(١٢)
چشمه سار جارى امامت
٢٠ ص
(١٣)
پيش بينى تولد امام مهدى، عليه السلام
٢١ ص
(١٤)
كسانى كه بر تولد امام مهدى، عليه السلام، گواهى داده اند
٢٣ ص
(١٥)
كسانى كه امام مهدى، عليه السلام، را ديده اند
٢٤ ص
(١٦)
آرزوى هاى سپيد
٢٥ ص
(١٧)
اى خوشترين بهانه ماندن!
٢٦ ص
(١٨)
هزاره گرايان مسيحى آرامش اورشليم را تهديد مى كنند
٢٨ ص
(١٩)
كابوسى هراس انگيز
٢٩ ص
(٢٠)
تاثير احساسات تندرويانه
٢٩ ص
(٢١)
با دعاى ندبه در پگاه جمعه- قسمت اول
٣٠ ص
(٢٢)
شعر و ادب
٣٦ ص
(٢٣)
قسم
٣٦ ص
(٢٤)
معنى حيات
٣٦ ص
(٢٥)
مرثيه زرد
٣٦ ص
(٢٦)
يا منتقم
٣٦ ص
(٢٧)
گل نرگس
٣٦ ص
(٢٨)
نذر حضرت مهدى (ع)
٣٧ ص
(٢٩)
سوار
٣٧ ص
(٣٠)
انتظار
٣٧ ص
(٣١)
شور و شرار
٣٧ ص
(٣٢)
گنج نهان
٣٧ ص
(٣٣)
ظهور يار
٣٧ ص
(٣٤)
امام عصر، عليه السلام از منظر پروفسورهانرى كربن
٣٨ ص
(٣٥)
بوى يار
٤٢ ص
(٣٦)
سلام بر انتظار
٤٢ ص
(٣٧)
موعود در قرآن- قسمت هشتم
٤٣ ص
(٣٨)
چهار ويژگى انقلاب حسين، عليه السلام
٤٦ ص
(٣٩)
ايرانيان و آغاز زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى، عليه السلام
٤٨ ص
(٤٠)
ميعادگاه منتظران
٥٤ ص
(٤١)
پرسش و پاسخ
٥٦ ص
(٤٢)
با راهيان كوى دوست
٦٠ ص
(٤٣)
جارى چون فرات جاويد چون عاشورا
٦٢ ص
(٤٤)
خط احياگرى ائمه، عليهم السلام
٦٢ ص
(٤٥)
مدايح و مراثى
٦٣ ص
(٤٦)
«اشك»، پاسدار «خون»
٦٥ ص
(٤٧)
مجالس وعظ و روضه
٦٦ ص
(٤٨)
هميشه پشتيبان
٦٨ ص
(٤٩)
مهدى، عليه السلام در حديث دوازده امام قسمت سوم
٧٤ ص
(٥٠)
شعر و ادب
٧٨ ص
(٥١)
از نيام غيبتت بيرون درآ
٧٨ ص
(٥٢)
سينه چاك عشق ايستاده ايم
٧٩ ص
(٥٣)
گفتگو درباره امام مهدى، عليه السلام
٨٠ ص
(٥٤)
معرفى كتاب
٨٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - مهدى، عليه السلام در حديث دوازده امام قسمت سوم

مهدى، عليه‌السلام در حديث دوازده امام قسمت‌سوم‌

محمدهادى معرفت‌

ترجمه: واحد پژوهش موعود

اشاره: در دومين قسمت از مقاله حاضر برخى از رواياتى كه به طريق اهل سنت از نبى اكرم، صلى‌الله‌عليه‌و آله، نقل شده، مورد بررسى قرار گرفت. در اين قسمت از مقاله نويسنده به بررسى اين موضوع مى‌پردازد كه مصاديق اين امامان دوازده‌گانه كه در روايات پيامبر بدانها اشاره شده، چه كسانى هستند؟

پرسشى كه در اينجا مطرح مى‌شود اين است كه آن امامان دوازده‌گانه، كه پس از رسول خدا خلفا و جانشينان اويند، چه كسانى هستند؟

براى پاسخ به اين پرسش به سراغ روايتى مى‌رويم كه «ابو نعيم اصفهانى» در كتاب «حلية الاولياء» نقل كرده و از آن چنين به دست مى‌آيد كه اين امامان از عترت و خاندان رسول خدايند.

او به اسناد خود از ابن عباس روايت مى‌كند كه رسول خدا، صلى‌الله‌عليه‌وآله، فرمود:

من سره ان يحيى حياتى، و يموت مماتى، و يسكن جنة عدن غرسها ربى، فليوال عليا من بعدى و ليوال وليه و ليقتد بالائمة من بعدى، فانهم عترتى خلقوا من طينتى، رزقوا فهما و علما، و ويل للمكذبين بفضلهم من امتى، القاطعين فيهم صلتى، لاانالهم الله شفاعتى.[١]

هر كس خشنود مى‌شود كه همچون من زندگى كند، همچون من بميرد و در بهشت جاودانى كه پروردگارم آن را بنا كرده، مسكن گزيند، پس از من از على پيروى كند و با هر كس كه از او پيروى مى‌كند هم پيمان باشد. و از پيشوايانى كه پس از من مى‌آيند تبعيت كند؛ چراكه آنها از خاندان من هستند، از سرشت من آفريده شده‌اند، و دانش و بينش به آنها ارزانى شده است. بدا به حال كسانى كه امت من برترى آنها را تكذيب كند، و پيوندى را كه من با آنها دارم بگسلد. خداوند شفاعت مرا شامل حال اين گروه [از امت من‌] نسازد.

ابونعيم به دنبال اين روايت مى‌گويد:

كسانى كه به [مقام‌] پيروى از عترت و خاندان پاكنهاد [رسول خدا] نايل شدند، لبهايشان خشكيده و پيشانيهايشان [بر زمين‌] گسترده است، هر آنچه زودگذر و فنا پذير است در نظر آنها خوار و بى ارزش است و از گردنكشانى كه دنيا را براى خود برگزيده‌اند كناره مى‌جويند؛ آنها كسانى هستند كه رفاه و آسايش را به كنارى گذاشته و از همه لذايذ و شهوات و خوراكيهاى گوناگون و نوشيدنيهاى رنگارنگ چشم پوشيده و در مسير رسولان، اوليا و صديقان راه مى‌سپارند. آنها [دنياى‌] زودگذر و نابود شونده را رها كرده و به [سراى‌] ديرپا و باقى و همجوارى با آن روزى دهنده بسيار بخشنده و آن صاحب نعمتها و بخششها دل سپرده‌اند.[٢]

همچنين او به اسناد خود از «مجاهد» چنين نقل مى‌كند: شيعة على الحلماء، العلماء، الذبل الشفاه، الاخيار الذين يعرفون بالرهبانية من اثر العبادة.[٣] پيروان على، دانشمندان، بردباران و كسانى‌اند كه [از بسيارى روزه‌] لبهايشان‌