ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - پرسش و پاسخ
دعاى شريفى كه جمع بين دعا و حالت تسليم محل سؤال قرار گرفته در فاصلهاى كمتر از بيستسطر هر دو مضمون با هم آمده است. ابتدا مىخوانيم:
خدايا مرا بر اطاعت ولى امرت ثابت قدم بدار كه از ديدگان مردم نهان داشتهاى و به اذن تو از بين آفريدگانت غايب گشتى و امر تو را انتظار مىكشد ...
خدايا تو خود بدون آنكه كسى تو را بياگاهاند به وقتى كه به ولى خويش اجازه ظهور و بروز و بيرون آمدن از پرده غيبت عنايت مىكنى و بدين وسيله امر او را اصلاح مىفرمايى، آگاه مىباشى. پس مرا صبر و استقامتبر آن عنايت فرما به گونهاى كه تعجيل آنچه را كه تو به تاخير انداختهاى، و تاخير آنچه را كه تو در آن تعجيل روا داشتهاى، دوست نداشته باشم. و آنچه را كه تو پوشاندهاى آشكار نسازم و از آنچه تو كتمان فرمودهاى جستجو ننمايم و در تدبير تو با تو به خالفتبر نخيزم و نگويم: چرا و چگونه است؟ و چه شده كه ولى امر عليهالسلام ظهور نمىنمايد با اينكه دنيا از ظلم و جور پر شده است.- خدايا مرا به گونهاى قرار بده- كه همه امورم را به تو واگذار نمايم.[١]
پس از چند سطر كه آن هم درباره دعا براى ديدار و توفيق خدمتبه آستان امام زمان، عليهالسلام، و دعا براى سلامت و امنيت اوست، مىخوانيم:
خداوندا در فرج امام زمان، عليهالسلام، تعجيل فرما و او را به نصرت خويش تاييد نما.[٢]
اين مطلب نشان مىدهد كه نه تنها منافاتى بين اين دو فراز دعا وجود ندارد، بلكه نوعى همخوانى و همراهى بين آنان وجود دارد كه از سويى بيانگر لزوم سر سپارى محض به اراده حكيمانه خدا در عين اهتمام به دعاست، و از ديگر سوى اميدوارى به تاخير دعا در انگيزش لطف خدا و تغيير رحيمانه اراده او است.
پى نوشتها:
[١]. امام صادق، عليهالسلام مىفرمايد: «ان وجه الحكمة فى ذلك لا ينكشف الا بعد ظهوره؛ شيخ صدوق، كمالالدين، ج ٢، ص ٤٨٢.
[٢]. «فاخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم يتضرعون»، سوره انعام (٦)، آيه ٤٢.
[٣]. «اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج». حضرت مهدى عليهالسلام- در توقيع مبارك خطاب به اسحاق بن يعقوب. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٤٨٥.
[٤]. همان.
[٥]. سوره فرقان (٢٥)، آيه ٧٧.
[٦]. «و الله ليغيبن غيبة لا ينجو فيها من الهلكة الا من ثبته الله عز و جل على القول بامامته و وفقه- فيها- للدعاء بتعجيل فرجه. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٣٨٤.
[٧]. اين دعا كه با «اللهم عرفنى نفسك ...» شروع مىشود، توسط شيخ عثمان بن سعيد عمروى- نائب خاص امام زمان، عليهالسلام- نقل شده و روايت كنندگان آن شخصيتهايى همچون شيخ صدوق و شيخ طوسى مىباشند. ر. ك: شيخ صدوق، همان، ص ٥١٢؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٨٧، و مفاتيحالجنان، بخش دعا در زمان غيبت.
[٨]. «ليس شىء اكرم عند الله من الدعاء» نهجالفصاحة، ص ٥٠٧، ح ٢٤٠٠.
[٩]. «سلوا الله من فضله فان الله يحب ان يسال و افضل العبادة انتظار الفرج». همان، ص ٣٧٠، حديث ١٧٤٠.
[١٠]. همان، ص ٨٤، حديث ٤٤٦.
[١١]. همان، ص ٣٣٢، حديث ١٥٩٠.
[١٢]. همان، ص ١٢٤، حديث ٦٢٤.
[١٣]. اصفهانى، محمدتقى، مكيالالمكارم، محمد تقى اصفهانى، ج ١، ص ٣٨٢.
[١٤]. همان، ج ١، ص ٣٩٢.
[١٥]. «... و ثبتنى على طاعة ولى امرك الذى سترته عن خلقك، فباذنك غاب عن بريتك، و امرك ينتظر و انت العالم غير معلم بالوقت الذى فيه صلاح امر وليك فى الاذن له باظهار امره و كشف ستره، فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرت و لا تاخير ما عجلت و لا اكشف عما سترته، و لا ابحث عما كتمته و لا انازعك فى تدبيرك و لا اقول: لم و كيف؟ و ما بال ولى الامر لا يظهر؟ و قد امتلات الارض من الجور و افوض امورى كلها اليك ... اللهم عجل فرجه و ايده بالنصر».
[١٦]. «... و ثبتنى على طاعة ولى امرك الذى سترته عن خلقك، فباذنك غاب عن بريتك، و امرك ينتظر و انت العالم غير معلم بالوقت الذى فيه صلاح امر وليك فى الاذن له باظهار امره و كشف ستره، فصبرنى على ذلك حتى لا احب تعجيل ما اخرت و لا تاخير ما عجلت و لا اكشف عما سترته، و لا ابحث عما كتمته و لا انازعك فى تدبيرك و لا اقول: لم و كيف؟ و ما بال ولى الامر لا يظهر؟ و قد امتلات الارض من الجور و افوض امورى كلها اليك ... اللهم عجل فرجه و ايده بالنصر».