ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - مهدى، عليه السلام در حديث دوازده امام قسمت سوم
محيىالدين بن عربى درباره امام مهدى، عليهالسلام، بود، اما دستان خيانت پيشهاى كلام او را در «الفتوحات» تحريف كرده و آن را به بدترين شكل ممكن تغيير داده و دگرگون ساخته است.[١]
با استفاده از احاديثى كه گذشت مىتوان گفت: امامانى كه امت اسلامى موظف به پيروى از امامت عادلانه آنها شدهاند، خواه آشكار باشند و خواه نهان، دوازده اماماند كه از نسل على و فاطمه و از خاندان رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، هستند.
هنگامى كه وجود يازده نفر از اين امامان با همه مشخصات آنها بر ما معلوم گشت و دانستيم كه آنها در ميان بيشتر اهل اسلام به عنوان دانشمندانى بلند مرتبه شناخته شده و مسلمانان در زمان حيات پر ارزش آنها؛ يعنى در مدت دو قرن و نيم، از ايشان پيروى مىكردهاند، تنها باقى مىماند كه امام دوازدهم را كه آخرين نفر از نسل امامان دوازدهگانه است، بشناسيم.
بدون ترديد اين امام كسى نيست جز مهدى منتظر، همو كه امامتش از زمان وفات امام يازدهم شروع شده، يعنى سال ٢٦٠ ق. و تا زمان ما ادامه دارد؛ زيرا زمين هيچگاه از حجتحق خالى نمىماند. وقتى كه پيامبر گرامى اسلام تصريح فرموده كه امامان دوازده نفر بيشتر نيستند و همچنين فرموده كه: «بنا فتح الله دينه و بنا يختم» يعنى: خداوند دينش را با ما آغاز كرده و با ما به پايان مىبرد. بناچار بايد امامت امام دوازدهم استمرار يابد.
ابو نعيم اصفهانى و ديگر حافظان روايتبه اسناد خود از امير مؤمنان، على، عليهالسلام، روايت كردهاند كه آن حضرت خطاب به رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، فرمود:
امنا المهدى ام من غيرنا؟
آيا مهدى از ماستيا از غير ما؟
رسول خدا در پاسخ فرمود:
بل منا، يختم الله به الدين، كما فتحه بنا
قطعا از ماست، خداوند دين خود را با او به پايان مىبرد، همچنانكه دينش را با ما آغاز كرد.[٢]