ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - امروز امير در ميخانه تويى، تو!
امروز امير در ميخانه تويى، تو!
سيد اميرحسين اصغرى
اللهم اعزه به، وانصره وانتصر به، وانصره نصرا عزيزا، وافتح له فتحا يسيرا، واجعل له من لدنك سلطانا نصيرا. اللهم اظهر به دينك و سنة نبيك، حتى لا يستخفى بشىء من الحق مخافة احد من الخلق
خدايا! زمين از زمزمه ذكر تو به دور است.
نه حراى معرفتى، نه عزلت نشين حيرتى، نه بويى از معرفت، نه زمزمهاى از محبت.
اى مهربان!
آيا صداى گوشهنشينان منتظر مهدى، عجلالله تعالىفرجه، را بى پاسخ خواهى گذاشت؟
آيا گرفتهترين نگاهها را كه در سپيده دمان و آنگاه كه سرخى شفق مىدرخشد، بر مهدى تو، عجلالله تعالىفرجه، سلام مىفرستند فراموش خواهى كرد؟
آيا اين سينههاى سوخته كه از ميان جماعت مرداب زده به عشق تو و مهدى تو، عليهالسلام، زندهاند در بىپناهى رها خواهى كرد؟
كاسههايشان خالى است. ديگر اشك هم يارى نمىكند.
لهيب فروزان عطش در صحراى صبر مىسوزاندشان.
اضطرابشان را بنگر در امواج بغضهاى فرو خورده.
گويى اندوه تمام حنجرهها در آواز وداعشان نهفته است.
|
امروز امير در ميخانه تويى تو |
فريادرس اين دل ديوانه تويى تو |
|
|
مرغ دل ما را كه به كس رام نگيرد |