ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - جهان آينده و آينده جهان
جهان آينده و آينده جهان
اشاره: همه ساله با فرا رسيدن نيمهشعبان شهر آذين بسته مىشود و مردم با شور و شوق به هم تبريك مىگويند. اين تبريك و تهنيت انعكاس تمناى همه مردم است و تنها مخصوص شيعيان نيست. تمناى همه كسانى كه در عرصه خاك زندگى مىكنند و درمانده و جوياى عدالتاند. به بيان ديگر اين تمنا ذاتى وجود آدمى است. تمناى انتظار و آرزوى فرارسيدن روزى كه عدالت در عرصه زمين جارى شود. اما با مشاهده بحرانهايى كه بشر را از هر سو در خود فرو برده، اين تمناى ذاتى و شوق ديدار مردى كه همه را از اين وضع نجات دهد دو چندان مىشود.
همواره اين پرسش براى ما مطرح بوده كه چرا جشن ميلاد در جغرافياى نيمه شعبان مىماند و امكان اين پيدا نمىشود كه اين موضوع، يعنى انتظار رسيدن پيك پى خجسته ايمان و رستگارى در هيات يك فرهنگ، يك ادب عمومى در بستر تاريخ جارى شود و اين امكان به وجود آيد كه از منظر موعود و اعتقاد به مهدويتبتوان درباره آينده جهان و جهان آينده گفتگو كرد.
خوشحاليم كه فرصتى به وجود آمد تا بتوانيم همين موضوع را در حضور استادان عزيز و محترم آقايان دكتر داورى، حجة الاسلام سبحانى و حجة الاسلام پارسانيا به بحثبگذاريم.
موعود: بسيارى از مكاتب فلسفى و سياسى همواره از آينده و جهان و جهان آينده گفتگو داشتهاند و به نوعى در بحث از فلسفه تاريخ نيز اين موضوع مطرح است. بسيارى از نظريه پردازان سياسى هم با گفتگو درباره آينده جهان، زمينههايى را براى تدوين طرحهاى استراتژيك فراهم كردهاند. طرحهايى كه مردان اهل سياستبه اتكاى آنها برنامهريزى كرده و سعى داشتهاند كه بر مقدرات و مقدورات مردم ساكن كره خاك دستيازند. سخن اين ميزگرد ناظر بر اين گفتگو است: جهان آينده و آينده جهان. اما اينبار از منظر ويژه اهل ديانت و خصوصا آنچه كه شيعيان به آن توجه دارند.
بحث را با اين سؤال شروع مىكنيم: آيا امكان دسته بندى ديدگاههاى مختلفى كه سعى در گفتگو درباره آينده جهان و جهان آينده داشتهاند وجود دارد يا نه و اگر اين دسته بندى امكان دارد؛ وجه تفارق اين ديدگاهها چه مىتواند باشد؟
دكتر داورى: كسانى كه از نظر علمى به تاريخ نگاه مىكنند حرفشان اين است كه درباره آينده نمىتوان چيزى گفت، و آينده را نمىتوان پيش بينى كرد. اين حرف، حرف موجهى است، يعنى با نگاه علمى به تاريخ و به حوادث و وقايع، پيش بينى كردن آينده كار دشوارى است. البته معناى اين سخن اين نيست كه بگوييم جامعه شناسان راجع به آينده چيزى نمىگويند و يا نمىتوانند چيزى حدس بزنند، و يا ما بر مبناى معلوماتى كه از مطالعات اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى به دست مىآيد، نمىتوانيم چيزى بگوييم؛ بلكه معنايش اين است كه ما به اقتضاى روش علمى از پيشبينى آينده