ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - با دعاى ندبه در پگاه جمعه- قسمت اول
زيستى قائم ما و گرفتارى و باورداران در آن زمان، راه يافتن شك و ترديد بر دل مردم در اثر طول غيبت و مرتد شدن مردم از آيين مقدس اسلام را خواندم و ديدم كه چگونه رشته ولايت را كه خداوند در گردن هر انسانى قرار داده، مىگسلند و از زمره اسلام بيرون مىروند، دلم به حال مردم آن زمان سوخت و امواج غم و اندوه بر پيكرم فرو ريخت.[١]
مطالعه احوال شيعيان اين زمان، اين چنين امام صادق، عليهالسلام، را دگرگون كرده، سيل اشك بر چهره مباركشان روان ساخته، ولى ما كه آن صلابت و مقاومت امام، عليهالسلام، را نداريم، و سنگينى حوادث تلخ زمان را بر شانههاى خود لمس مىكنيم، چه حالى خواهيم داشت؟ اينكه سراسيمه سر به بيابان نمىگذاريم، و آتش دلمان جهان هستى را طعمه حريق نمىسازد، به اين دليل است كه عظمت فاجعه و عمق مصيبت را آنچنان كه بايد درك نمىكنيم.
و اين امام كاظم، عليهالسلام، است كه از غيبت امام عصر، عليهالسلام، سخن مىگويد و خطاب به برادر بزرگوارش «على بن جعفر» مىفرمايد:
انما هى محنة من الله عز و جل امتحن بها خلقه.
آن يك آزمون الهى است كه خداوند متعال بندگانش را به اين وسيله آزموده است.
و هنگامى كه على بن جعفر، عليهالسلام، توضيح بيشترى مىخواهد، مىفرمايد:
يا بنى عقولكم تضعف عن هذا و احلامكم تضيق عن حمله و لكم ان تعيشوا فسوف تدركونه.
پسر جان! عقلهاى شما از درك آن ناتوان است و استعدادهاى شما از حمل آن عاجز است، اگر زنده بمانيد آن را در مىيابيد.[٢]
و اين حضرت رضا، عليهالسلام، است كه از طول غيبت آن حضرت ياد كرده مىفرمايد:
يبكى عليه اهل السماء و الارض و كل حرى و حران و كل حزين و لهفان.
همه اهل آسمان و زمين، همه عاشقان و دلباختگان، و همه دردمندان و دلسوختگان براى او گريه مىكنند.[٣]
هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار مشهورش را در محضر امام هشتم خواند، چون از بقيةالله و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا، عليهالسلام، از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولىعصر، عليهالسلام، تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.[٤]
از امام صادق، عليهالسلام، سؤال شد: چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم استبرخيزيم؟ فرمود:
براى آن حضرت غيبت طولانى هست و اين لقب يادآور دولتحقه آن حضرت و ابراز تاسف بر غربت اوست، و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند نگاه محبت آميزى مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد. پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان سالتبنمايد».[٥]
و اين حضرت جواد، عليهالسلام، است كه در چهارسالگى بشدت در غم و اندوه غوطهور شده، پدر بزرگوارش از سبب هم و غمش مىپرسد، از مصيبتهاى مادرش حضرت زهرا، عليهاالسلام، و انتقام خون محسن زهرا در عصر ظهور ياد مىكند.[٦]
و در حديث ديگرى قيام شكوهمند امام عصر، عليهالسلام، را ترسيم مىكند و در پايان مىفرمايد:
فاذا دخل المدينة اخرج اللات و العزى فاحرقهما.
چون وارد مدينه منوره بشود، آن دو بت پليد قريش را از خاك بيرون مىآورد و طعمه حريق مىسازد.[٧]
و اين امام هادى، عليهالسلام، كه در زندان سامرا به ياد يوسف زهراست و به «صقر بن ابى دلف» مىفرمايد:
روز سه شنبه به رسول خدا اختصاص دارد ... روز پنجشنبه به پسرم حسن (امام حسن عسكرى) و روز جمعه به فرزند پسرم (حضرت مهدى، عليهالسلام) اختصاص دارد.[٨]
و اين امام حسن عسكرى، عليهالسلام، است كه در زندان سامرا به ياد فرزند دلبندش نغمه سرايى مىكند و اين بيت را زمزمه مىكند:
|
من كان ذا عضد يدرك ضلامته |
ان الذليل الذى ليست له عضد |