ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - با دعاى ندبه در پگاه جمعه- قسمت اول
با دعاى ندبه در پگاه جمعه- قسمت اول
علىاكبر مهدىپور
اشاره: در مورد دعاى ندبه و استناد آن سخنهاى بسيارى گفته شده و رسالهها و كتابهاى متعددى نيز در اين زمينه تاليف شده است. اما هنوز در گوشه و كنار كسانى هستند كه نسبتبه اين دعا ايجاد ترديد مىكنند و در سند آن خدشه وارد مىسازند.
مقالهاى كه اينك تقديم شما خوانندگان عزيز موعود مىشود، ابتدا نگاهى اجمالى دارد به تاريخ ندبه سرايى براى آخرين حجتحق، حضرت مهدى، عليهالسلام، و در ادامه نيز بتفصيل سند دعاى ندبه را مورد بررسى قرار مىدهد.
اى نور يزدان، اى مهر تابان، اى فروغ بى پايان، اى خورشيد هميشه فروزان!
اى پرچم نجات در آغوش، اى چشمه سار عاطفه را نوش، اى غايب ناگشته فراموش.
اى هركجا فساد، تو هادم، اى هر كجا نظام، تو ناظم، اى هر كجا قيام، تو قائم.
اى همه غمها را تو پايان، اى همه دردها را تو درمان، اى همه نابسامانيها را تو سامان.
هجر جانكاهتبه درازا كشيد، چشمها همه فرو خفتند، جز چشمان شيداى شيفتگان، كه در شب يلداى غيبت، طلوع خورشيد جهان آراى تو را مىجويند، اى خورشيد فروزان هستى!
دريا طوفانى شد، زورقها همه در هم شكستند، جز زورق سرخ چشم بهراهان، كه بر فراز امواج فتنهها، كرانه رهايى بخش ترا مىطلبند، اى ساحل آرام بخش نجات!
پهنه گيتى خشكيد، گل بوتهها همه پژمردند، جز لاله زار خونرنگ دلباختگان، اى چشمه جوشان حيات!
آرى شب تيره غيبتبه درازا كشيد، درياى سياه زندگى طوفانى شد، پهندشت انسانيتبه كوير تفتان مبدل گشت و من در اين شب تار وحشت زا، لحظههاى ترا شماره كنم و در اين غار دهشت زا، خسته و دلتنگ، انتظار ترا ستاره كنم، اى زداينده غم و موعود امم!
براستى در تاريخ «وصل و هجران» و در دفتر «عشق و حرمان» محبتى چنين ديرپا، محبانى چنين پاى برجا و محبوبى چنان گريز پاى، هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده است، كه يكهزار و يكصد و شصت و چهار سال است كه اين «جذبه و ناز» و اين «راز و نياز» ادامه دارد.
اين تنها مردمان عصر غيبت نيستند كه از گسترش جور و ستم به ستوه آمده، در انتظار ظهور واپسين