ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - سينما و آخرالزّمان
موضوع «سحر و طلسم»، يكى ديگر از موضوعاتى است كه در سينماى غرب مورد استفاده انسانها قرار مىگيرد. سينماى غرب توانهاى آخرالزّمانى انسان را در حوزههاى طلسم، سحر و ابزارهاى شيطانى مورد مطالعه قرار داده و تصوير سازى مىكند. اگر دو جبهه به اصطلاح حقّ و باطل ارائه مىكند، هر دو جبهه با استفاده از توانهاى شيطانى به مقابله با هم مىپردازند. شما اين مفاهيم را مىتوانيد در مجموعههاى «هرى پاتر»، «ارباب حلقهها» و فيلمهايى از اين جنس مشاهده كنيد. به عبارت ديگر در تصاوير آخرالزّمانى سينماى غرب، دو جبهه «ملائك و جن» و توانها و قدرتهاى آنان به شدّت مورد تحريف قرار گرفته است. البتّه جبهه انسانى در آخرالزّمان هم مورد توجّه جدّى غربيان بوده و درباره آنان هم قلب مفاهيم كرده كه در ادامه به آن خواهم پرداخت.
گاهى اوقات سينماى غرب علاوه بر مفاهيم به «مقاطع آخرالزّمانى» مانند رجعت، ظهور، جنگهاى آخرالزّمانى و بازگشت يأجوج و مأجوج و ارائه تصوير غلط از آنها نيز مىپردازد؛ مثلًا شما مىبينيد در فيلم ارباب حلقهها، سه نوع بازگشت نمايش داده مىشود: يكى بازگشت لشكر «سايرون»، از مكانى مخوف در زيرِ زمين و به آن سبكى كه شيعه نسبت به رجعت امام حسين (ع) معتقد است. بازگشت بعدى در فيلم براى «گاندولف» است كه از آسمان مىآيد و چنين به نظر مىآيد كه معادل رجعت حضرت مسيح (ع) باشد. بازگشت سوم هم براى اطرافيان «فرودو» است كه در هيبت جوانند، امّا عمرى طولانى دارند و براى دومين بار است كه زنده شدهاند تا به فرودو كمك كنند.
مقطع رجعت را در بسيارى از فيلمهاى ديگر، مانند نارنيا نيز مىتوانيد ببينيد. در نارنيا در بخشى كه سنگهايى به شكل تخته سنگهاى تخت جمشيد نمايش داده مىشود، شما مىبينيد يك شير كه فرمانده و رئيس است و مىتوانيم او را معادل گاندولف در ارباب حلقهها در نظر بگيريم با اشك محبّت زنده شده و بازگشت مىكند. زمانى اهمّيت اين تصاوير را در مىيابيم كه بدانيم خود به وجود آورندگان اين آثار، مانند «تال كينگ» در ارباب حلقهها تأكيد مىكنند كه تصاوير خلق شده را از عبارات و آموزههاى مذهبى اديان و از متون مقدّس و دينى برداشت كردهاند.
علاوه بر مقطع رجعت، مىتوانيد مقطع «ظهور» و نيز «جنگهاى آخرالزّمانى» را در تصوير سازىهاى غربى مشاهده كنيد. در فيلمهاى زيادى از هاليوود به موضوع «جنگهاى آخرالزّمانى» پرداخته شده است، به خصوص نبرد با يأجوج و مأجوج؛ به طور مثال در فيلم «ارباب حلقهها» به صورت گسترده قوم يأجوج و مأجوج به تصوير كشيده شده است؛ موجوداتى با چهرههاى كريه و زشت كه همه را مىخورند. همچنين در فيلم «موميايى ٣» تصوير موجوداتى ماورائى از جنس دود و آتش و به عبارت بهتر تصوير آيه «مِنْكُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ» را مىتوانيد ببينيد. اينها از هر بلندى پايين مىآيند و در اين زمان است كه شما مىتوانيد به آنها حمله كرده و آنها را بكشيد. در ابتداى اين فيلم به عمد براى بيننده تأكيد مىشود كه اين موجودات زمينى نيستند و از جنس ماوراء هستند و به اعتبار آنچه در ابتداى فيلم نشان داده مىشود، شما آن فضا را از يك عالم ديگر مىبينيد: بهشتى كه به بيابان تبديل مىشود و طلسمهايى كه ايجاد كننده چنين فضايى است! بنابراين غرب علاوه بر تصوير «مفاهيم آخرالزّمانى»، «مقاطع آخرالزّمانى» را نيز به تصوير كشيده و برخى مفاهيم آخرالزّمانى را در مقاطع زمانى مدّ نظر خود قلب و ارائه كرده است.
شما به ندرت مشاهده مىكنيد كه مفاهيم آخرالزّمانى در سينماى غرب، درست به تصوير كشيده شده باشد؛ اينكه با كدام پشتوانه اين تصاوير ساخته مىشوند، نمىدانم، اگر شما بهترين هنرمندان مسلمان را جمع كنيد تا با استفاده از مفاهيم قرآنى و روايى موضوع