ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - ٢- ٢ حمله مغول
٢- ١. جنگهاى صليبى
جنگهاى صليبى قبل از آنكه رويارويى نظامى غرب مسيحى با شرف مسلمانان تلقّى شود، رويارويى توحّش غربى با تمدّن اسلامى است. واقعيّتى كه بسيارى از محقّقان و تاريخنگاران به آن اشاره كردهاند. سلسله جنگهاى صليبى كه ازسال ١٠٩٦ تا ١٢٩١ ميلادى ادامه داشت و سرانجام به عقبنشينى كامل غربىها از سرزمينهاى اسلامى انجاميد، به مجموعه هشت جنگ بزرگ اطلاق مىشود.
لشكريان صليبى موظّف بودند، علامت صليب را به عنوان نشانهاى از جانفشانى و فداكارى بر لباس خود داشته باشند. به همين جهت بود كه اين جنگها به جنگ صليبى شهرت يافت. اين جنگها را اشراف و سلاطين اروپا كه از قدرت اسلام بيمناك بودند، با انگيزه مذهبى به راه انداختند و مسيحيان را با صليبهاى خود براى تصرّف بيت المقدّس از دست مسلمانان روانه كردند. بر اثر اين حملات، جامعه اسلامى مدّتها در تلاطم و پريشانى بود و چه بسيار نفوس و اموالى كه از ميان رفت و چه شهرها و روستاهايى كه آباد بودند، به ويرانى كشيده شدند. در سال ١٠٩٩ ميلادى كه بيت المقدّس براى نخستين بار پس از تمدّن اسلامى به تصرّف صليبىها درآمد، آنان يك هفته تمام به كشتار مسلمانان مشغول بودند و در مسجدالاقصى بيش از شصت هزار نفر را كشتند. در سال ١١٠٩ م. كه «طرابلس» به تصرّف صليبىها درآمد، يكصد هزار جلد از كتابهاى «دارالعلم» در اين حادثه به غارت رفت و به كام آتش سپرده شد.
٢- ٢. حمله مغول
هنوز آتش جنگهاى صليبى در غرب سرزمينهاى اسلامى به كلّى خاموش نشده بود كه سيل بنيانكن و ويرانگر ديگرى از شرق سرازير شد. قبايل پراكنده «مغولستان» كه به سركردگى چنگيز با هم متّحد شده بودند، در زمانى كه خوارزمشاهيان بر شرق اسلامى حكومت داشتند، به بهانه خونخواهى جمعى از بازرگانان به سرزمينهاى اسلامى سرازير شدند. يورش مغول در سال ٦١٧ هجرى قمرى به سرزمينهاى اسلامى آغاز شد. پس از گرفتن «گرگانج»، پايتخت قديم «خوارزم»، و نابودى آن، شهرهاى خراسان يكى پس از ديگرى فتح شد و معرض قتل عام قرار گرفت. پس از چنگيز و چند تن از جانشينان او نوبت به هلاكو، نواده او، رسيد تا فتوحات مغول را در جهان اسلام كامل كند. او اسماعيليه را شكست داد و پس از گشودن «بغداد» المعتصم، آخرين خليفه عبّاسى را كشت و برخلافت ٥٢٥ ساله عبّاسيان، نقطه پايان نهاد و سرزمينهاى اسلامى را ميان خانان مغول تقسيم كرد.
هرچند مغولان به دليل ضعف فرهنگى خود و قوّت فرهنگ اسلامى در برابر آن نسبتاً رام شدند ولى ويرانىاى كه بر اثر حملات آنان به جهان اسلام و خصوصاً خراسان كه چشم و چراغ عالم اسلام و مهد فرهنگ و تمدّن اسلامى بود، وارد آمد، ضربه اساسى بر پيكره فرهنگ و تمدّن اسلامى بود.
پىنوشتها
[١]. ابوحنيفه دينورى: الامامة والسياسة، ج ٢، چاپ سوم، مصر، ١٩٦٣، ص ١٧٤.
[٢]. مقدمه ابن خلدون؛ ج ١، ص ٣١٠.
[٣]. همان، ج ٢، ص ٧٩٩.
[٤]. همان، ج ٢، ص ٨٣٥.
[٥]. همان، ج ١، ص ٥٨٨.
[٦]. آينده نامعلوم تمدّن؛ ص ١٩٦.
[٧]. علل عظمت و انحطاط تمدّن روميان؛ ص ٢١١.
[٨]. همان، ص ٢٠٠.
[٩]. سوره حج: آيه ٤٥.