ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - اشاره
٢. فساد: فساد يا تباهى خارج شدن از اعتدال است چه كم و چه زياد. مانند فساد در نفس بدن و ... بيشتردر كاركرد انسان به كار مىرود. به گرفتن مال از ديگرى به ناروا فساد گفته شده؛ زيرا خارج شدن از اعتدال است.
جامعه وقتى گرفتار فساد شود؛ چه اقتصادى و چه اجتماعى، از حدّ وسط و اعتدال خارج مىشود.
فساد دست اندازى به حقوق ديگران است از راه قانون شكنى و سرپيچى از قانون.
از اين روى قرآن كار فسادانگيزان و فسادكنندگان را چه در اقتصاد و چه در اجتماع فساد يا افساد در زمين دانسته؛ زيرا در نگاه قرآن كار فساد كننده دايره و شعاع كوچكى را به تباهى نمىكشد و چنان نيست كه اين آلودگى از خود و پيرامون فرد آلوده خارج نشود و ديگر جاهاى جامعه و اركان آن را در سياهى و تباهى فرو نبرد؛ بلكه به همه اركان جامعه، سريان پيدا مىكند و خشك و تر را مىسوزاند.
قرآن نقاب از چهره نفاقپيشگان بر مىگيرد و يك به يك ويژگىهاى آنان را بر مىشمارد و نسبت به فسادانگيزى آنان هشدار مىدهد و مىفرمايد:
«وَإِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ؛[١] وقتى به ايشان گويند فساد و تباهى در زمين نكنيد در جواب گويند: ما نيكوكار و سامان آوريم.»
«أَلاإِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ؛[٢] آگاه باشيد كه آنان خود مُفْسِد و مَفْسَدَه جو هستند و عاقبت آن را نمىفهمند و نمىدانند.»
اسلام اين حركت دو رويانه را بيمارى مىداند؛ زيرا انسان سالم يك چهره بيشتر ندارد و بايد بين روح و جسم او هماهنگى باشد.
قرآن در سورههاى: اعراف هود و شعراء از هلاكت و نابودى قوم نوح، هود، صالح، لوط و شعيب سخن گفته و فرمود اين قومهاى صاحب تمدّن و ثروت و مكنت بر اثر فساد سر به نيست شدند. البتّه هر قومى بر اثر فسادى از عرصه زمين برچيده شدند كه به چند نمونه از زبان قرآن اشاره مىكنيم:
الف) فساد اقتصادى: اقتصاد از جمله پايهها و ركنهاى مهم و بنيادين جامعه است و از ستونهاى برپا دارنده خيمه هر تمدّن. اگر اين ركن مهم فرو ريزد تمامى ركنهاى جامعه يكى پس از ديگرى فرو مىريزند. از اين روى خداوند روى سالم ماندن اين ركن تأكيد مىورزد و به شعيب فرمان مىدهد ميان مردم مَدْيَن و خويشان خود برود و آنان را از فساد در زمين پرهيز دهد و به آنان هشدار بدهد كه زمين به دست مردان نيك و صالح خواهد رسيد.
قوم شعيب از باب نمونه است كه خداوند از كار و سرنوشت آنها خبر داده است. اين سنّت كه هر قوم و گروهى كه فساد انگيزد و بهاندرزها و هشدارها گوش فرا ندهد، دچار عذاب دردناك خواهد شد هميشه و همه گاه و در هر سرزمينى جارى است.
تمدّنهاى بزرگ توانا با شوكت با لشكريان بى شمار و فرمانروايان و سردمداران با تدبير وقتى فساد به اركان اقتصادى آنها راه يافته با همه تلاش كه براى سرپا نگهداشتن آنها شده، سر پا نمانده و فرو ريختهاند.
استاد محمّدتقى جعفرى مىنويسد:
تباهى يا اختلالات اقتصادى مىتواند عامل نابودى هر گونه تمدّنى بوده باشد؛ اگر چه آن تمدّن در اوج شكوفايى سير كند .... بديهى است كه قوام حيات بشرى و ميدان تحرّك آن را مسائل اقتصادى تشكيل مىدهد؛ زيرا انسان چه در ابتدايى ترين شكل حيات بوده باشد و چه در عالى ترين اشكال آن، بدون استهلاك موادّى از طبيعت امكان ادامه حيات ندارد.
ب) فساد جنسى: خداوند انسان را با نيازها گوناگون آفريده است و براى بر آورده شدن هر يك از آن نيازها راههايى را فرا راه قرار داده كه اگر به درستى از آن راهها، نيازهاى خود را برآورده و ميلها و خواستههاى خود را فرو نشاند، راه درست را برگزيده و به سر منزل، به سلامت خواهد رسيد، و گرنه به كژراهه خواهد افتاد و در سنگلاخها و باتلاقها گرفتار خواهد آمد.
نياز جنسى: نياز شريف والا و ارزشمندى است كه خداوند در وجود انسان گذاشته و با آن به جامعه انسانى جنبش، تكاپو و شادابى بخشيده و انسانها را از حالت ركود و ايستائى به درآورده و به اركان جامعه قوام بخشيده است.
حال اگر اين نياز كه براى ماندگارى نسل انسان و تشكيل جامعه و شكوفايى زندگى و رهايى از تنهايى و سرگردانى و انزوا در وجود انسان قرار داده شده به خاطر سركشى انسان و گردن ننهادن به فرمان پيامبران به درستى برآورده نشود يا از هر راهى و با هر روشى برآورده شود كه پارهاى از مكتبها برآنند فاجعههاى بزرگ انسانى را در پى دارد كه قرآن به يكى از آن فاجعههاى بزرگ انسانى براى عبرت انسانها اشاره مىكند:
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ؛[٣] [و ما فرستاديم] لوط را هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا شما كار زشت مىكنيد؟ هيچ كس از جهانيان در اين كار بر شما پيشى نگرفته است؟»
أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ؛[٤] شما [به جاى زنان] با مردان مىگراييد و راه نسل و فرزند مىبرُيد و درانجمن خود ناپسندىها و ناشايستىها مىكنيد؟
پس پاسخ قوم او نبود، مگر اينكه گفتند: «عذاب خدا را به ما بياور اگر