ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ٢ عوامل خارجى
درمىيابيم كه تمدّن اسلامى با تمدّنهاى ديگر، تعامل منفى داشته و اين تعامل به كلّى به ضرر مسلمانان بوده است.
١- ٣. حجاب بين سلطان و مردم
همان طور كه بر همگان مبرهن است، دولت در پيشرفت و انحطاط يك تمدّن بسيار اهمّيت دارد و هر دولتى كه از مشكلات مردم آگاهى بيشترى داشته باشد، مىتواند با رفع مشكلات آنها زمينه را براى پيشبرد تمدّن مهيّا نمايد. حال بهترين راه جهت اطّلاع از احوال مردم، برخورد مستقيم با آنهاست و هر زمانى كه در تاريخ اسلام حجاب بين سلطان و مردم كمتر ديده شده، انحطاط تمدّن اسلامى كمرنگتر بوده است. پس يكى از عوامل ضعف و انحطاط هر تمدّنى حجاب بين سلطان و مردم بوده، همچنان كه منتسكيو يكى از عوامل ضعف و انحطاط روميان را اين چنين مىنويسد: (رويه مردمدارى و شيوه نزاكت و حسن سلوك كه در عهد سلاطين اوّليه رواج داشت بهكلى منسوخ گرديد؛ زيرا امپراتورى اوّليه از طريق مردمدارى مىتوانستند از كلّيه امور به هر وضع و كيفيّتى استحضار حاصل كنند.)[١]
١- ٤. ظلم و ستم
يكى از علل اساسى سقوط تمدّنها اين است كه" من هستم، پس تو نيستى" يا" هستى تو مشروط بر اين است كه من آن را بخواهم" اين اصل معناى واقعى ظلم و استكبار است كه در آيات قرآنى به عنوان عوامل سقوط تمدّنها مطرح شده است. مىفرمايد: فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ،[٢] يعنى: بسا جوامعى را كه ستمكار بودند، هلاك ساختيم.
با توجّه به مطالب بالا، درمىيابيم از آن زمانى كه خلافت رنگ معنوىبودن خود را از دست داد و يك عدّهاى سودجو در راه آبادكردن دنياى خود از آن سوء استفاده كردند، ظلم و ستم بر مردم نيز آغاز شد و حتّى به اوج خود رسيد تا جايى كه در بين مسلمانان يك محيط خفقان و بستهاى به وجود آمد كه ديگر استعداد افراد شكوفا نمىشد و مردم كلّاً از رشد و شكوفايى استعدادها دست شسته بودند.
٢. عوامل خارجى
تهاجم و سلطه بيگانگان بر تمدّن يك ملّت يا ملل از مهمترين عوامل خارجى انحطاط تمدّنها به شمار مىرود و اين تهاجم در قالبهاى گوناگون با ابزارهاى متفاوت صورت مىپذيرد، ولى عمدتاً اين تهاجم از سه ناحيه صورت مىگيرد:
١. تهاجم نظامى
٢. تهاجم اقتصادى
٣. تهاجم فرهنگى
تمدّن اسلامى به دليل گستردگى و ژرفايى خود و نيز نفوذ