ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - فرازى از دعاى شورانگيز و اميدبخش دعاى عهد
فرازى از دعاى شورانگيز و اميدبخش دعاى عهد
حسين هراتى
«اللّهُمَّ انّى اجَدِّدُ لَهُ فى صَبيحَةِ يَوْمى هذا وَما عِشْتُ مِنْ ايَّامى، عَهْداً وَعَقْداً وَبَيْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا احُولُ عَنْها وَلا ازُولُ ابَداً .... اللّهُمَّ انْ حالَ بَيْنى وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً، فَاخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً كَفَنى، شاهِراً سَيْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى ...»
خدايا به راستى من تجديد عهد مىكنم براى او در بامداد امروز و هر روز كه زنده باشم، به گونهاى كه از آن برنگردم و براى ابد دست برندارم.
خدايا! اگر فاصله شد بين من و او به وسيله مرگ، همان كه بهطور قطع و يقين بر بندگانت مقرّر فرمودى، پس بيرون آر از قبرم، در حالى كه كفن به كمر بسته باشم و شمشير كشيده باشم و نيزهام را افراشته باشم و لبيك بگويم فراخوان (بزرگ و نجاتبخش) او را.
هر صبحگاهان كه انسان از خواب برمىخيزد، معمولًا به آيينه نگاه مىكند تا وضعيّت ظاهرى خود را ببيند، وضعيّت صورت، چشم، مو و خلاصه جسم و بدن را كه در چه حالتى قرار دارد، اين آيينه يك آيينه مادّى و ظاهرى است و هر مسلمان شيعه منتظر نيز، يك آيينه معنوى و باطنى دارد كه در آن ويژگىها و خصوصيات روانى، عاطفى، فكرى و رفتارى خود را بايد ببيند و نظاره نمايد.
آيينهاى كه بايد در آن برنامه «روزانه، «هفتگى»، «ماهانه» و «سالانه» مبتنى بر و «استراتژى» (راهبرد) و فراتر از همه اينها، برنامه تمام عمر و هستى خود را در آن ژرفانديشى و عمل نمايد!
آيا تصوّر مىكنيد جز دعاى معروف و معتبر «عهد» كه پيماننامه الهى و جاودانه با موعود عصر (عج) مىباشد، آيينه ديگرى، توان پاسخگويى به امروز، فردا و چشمانداز شيعه راستين و منتظر در آينده بشريّت را دارد؟!
قطعاً پاسخ منفى است، چرا كه؟ رسالت سترگ مكتب تشيّع در دوران حسّاس و سرنوشتساز، جز زمينهسازى و بستر آفرينى براى رؤيت خورشيد انتظار چيز ديگرى نيست.
چنانچه پيامبر عاليقدر اسلام (ص) فرمود: «يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُطوّئونَ لِلمهدى سَلطانه؛ گروهى از مشرق زمين (ايران) بپا خاسته و زمينهساز حكومت امام مهدى (ع) مىشوند.»
نيكوست به ذكر خاطرهاى روحبخش و شورانگيز از يك دوست قديمى در مورد فراز دعاى ياد شده مبتنى بر روحيه با صفا، خالص و انتظارگونه بپردازم: