ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - \* كتاب مكاشفه يوحنّا باب سيزدهم
\* معادل يونانى دجّالantichristos مىباشد.
\* دجّال در مسيحيّت
از آنجا كه در مقابل مسيح مىايستد، آن را ضدّمسيح و از آنجا كه ادّعاى منجى بودن دارد، آن را مسيح دجّال يا مسيح دروغين مىگويند و مقصود كسى است كه با مسيح ضدّيت مىكند و مدّعى آن باشد كه خود در جاى مسيح است.
\* در «كتاب مقدّس» در بخش «كتاب دانيال نبى» از «عهد عتيق» و «رساله و مكاشفة يوحنّا» از «عهد جديد» از دجّال نام برده شده است.
\* در رساله اوّل يوحنّا آمده است: دروغگو كيست؟ جز آنكه مسيح بودن عيسى را انكار كند آن دجّال است كه پدر و پسر را انكار مىنمايد.[١]
\* باز در همان رساله آمده است: شنيدهايد كه دجّال مىآيد الحال هم دجّالان بسيار ظاهر شدهاند و از اين مىدانم كه ساعت آخر است.
\* در جاى ديگر در همان رساله مىگويد: و هر روحى كه عيساى مجسّم شده را انكار كند، از خدا نيست و اينست روح دجّال كه شنيدهايد كه او مىآيد و الآن هم در جهان است.
\* برخى از علماى مسيحى از جمله صاحب «قاموس كتاب مقدّس»، دجّال را اسم عام مىداند و به تصوّر وى مراد از دجّال و دجّالان، كسانى هستند كه مسيح را تكذيب كنند و اين معنا از عبارات «انجيل» نيز استفاده مىشود. همچنين گفته شده دجّال يا ضدّ مسيح شخصى است كه در آخرالزّمان قيام كرده و مسيح، رجعت كرده او را از پاى در خواهد آورد.
\* كتاب مكاشفه يوحنّا باب سيزدهم
در اين هنگام جانور عجيبى را در رؤيا ديدم كه از دريا بالا مىآمد. اين جانور هفت سر داشت و ده شاخ. روى هر شاخ او يك تاج بود و روى هر سر او نام كفرآميزى نوشته شده بود. اين جانور شبيه پلنگ بود، امّا پاهايش مانند پاهاى خرس و دهانش مانند دهان شير بود. اژدها تاج و تخت و قدرت و اختيارات خود را به او بخشيد. يكى از سرهايش را ديدم كه زخم كشندهاى برداشته بود، ولى خود به خود خوب شد! آنگاه تمام مردم دنيا از اين معجزه غرق در حيرت شدند و جانور را با ترس و احترام پيروى كردند. آنان اژدها را كه چنين قدرتى به آن جانور داده بود، ستايش كردند. جانور را نيز پرستش كرده، گفتند: «كيست به بزرگى او؟ كه مىتواند با او بجنگد؟!»
سپس اژدها آن جانور را تحريك كرد تا به گزافهگويى بپردازد و به او اختيار داد تا امور دنيا را به مدّت چهل و دو ماه به دست گيرد. در تمام اين مدّت، به اسم خدا و خانه خدا و تمام كسانى كه در آسمانند كفر مىگفت. اژدها به او قدرت داد تا با خلق خدا جنگيده، ايشان را شكست دهد و بر تمام قومها و قبيلهها از هر زبان و نژاد دنيا حكومت كند؛ همه مردم دنيا نيز او را پرستش خواهند كرد. امّا كسانى كه نامشان از آغاز آفرينش، در دفتر زندگان كه متعلّق به برّه است، نوشته شده، او را پرستش نخواهند نمود.
هر كه مىتواند گوش دهد، به دقّت گوش كند: از خلق خدا هر كه قرار است زندانى شود، زندانى خواهد شد و هر كه قرار است با شمشير كشته شود، كشته خواهد شد و هر كه قرار است با شمشير كشته شود، كشته خواهد شد، ولى دلسرد نشويد، چون اين فرصتى است تا صبر و ايمانتان را در عمل نشان دهيد.
سپس جانور عجيب ديگرى ديدم كه از داخل زمين بيرون آمد. اين جانور دو شاخل داشت، اژدها بود. او تمام قدرت آن جانور اوّل را كه از زخم كشنده خود خوب شده بود، به كار مىگرفت و از تمام دنيا مىخواست كه جانور اوّل را بپرستند. او پيش چشمان همه دست به معجزات باور نكردنى مىزد و از آسمان آتش به زمين مىآورد! او در حضور جانور اوّل قدرت مىيافت تا اين كارهاى عجيب را انجام داده، مردم دنيا را فريب دهد و ايشان را وادار سازد مجسّمه بزرگى از جانور اوّل بسازند، همان جانورى كه از زخم شمشير جان سالم به در برده بود. حتّى او توانست به آن مجسّمه جان ببخشد تا بتواند سخن گويد و همه كسانى كه او را نمىپرستند، به مرگ محكوم كند. از اين گذشته، بزرگ و كوچك، فقير و غنى، برده و آزاد را وادار ك رد تا علامت مخصوصى را بر روى دست راست يا پيشانى خود بگذارند و هيچ كس نمىتوانست شغلى به دست آورد تا چيزى بخرد مگر اينكه علامت مخصوص اين جانور، يعنى اسم يا عدد او را بر خود داشته باشد. اين خود معمّايى است و هر كه باهوش باشد مىتواند عدد جانور را محاسبه كند. اين عدد، اسم يك انسان است و مقدار عددى حروف اسم او به ٦٦٦ مىرسد.