ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - ١- ٢ تكيه بر بيگانگان
ندهيد و از كرامتها و اصالتها استقبال كنيد و از پستى و دنائت بپرهيزيد، از شهادت و كشته شدن در راه خدا و درك حيات جاودانى و ثواب الهى، لذّت ببريد. اگر چنين كرديد، دست خدا همراه شماست و او پناهگاهتان خواهد بود و گرنه با شرمسارى و خجالت باز مىگرديد و از بدنامى و رسوايى در ميان مسلمانان در امان نخواهيد ماند.[١]
با اين خطابه آتشين، مسلمانان، از تنگه «جبل الطّارق» گذشتند و شهر «قرطبه» و ديگر شهرهاى «اندلس» را يكى پس از ديگرى فتح كردند تا آنكه سرانجام شهر عمده اسپانيا «طليطله» سقوط كرد و همه ثروت، طلا و تاجهاى سلطنتى لذريك به دست مسلمانان افتاد.
انحطاط يك تمدّن از نگاه ابن خلدون
تمدّنهايى كه در طول تاريخ ظهور كردهاند، پس از مدّتى شكوفايى يا رو به ضعف و انحطاط نهادهاند يا به كلّى از بين رفتهاند و چنين واقعيّتى اين پرسش را مطرح مىكند كه نشانههاى انحطاط يك تمدّن چه چيزهايى مىباشد؟
در جواب اين سؤال ابن خلدون در كتاب مقدّمه خود به مواردى از آن نشانهها اشاره مىكند كه ذيلًا آنها را متذكّر مىشويم:
١. ضعف پايتخت و تجزيه آن: هرگاه دولتى پايتخت خود را از دست بدهد، باقى ماندن نواحى ديگر براى آن سودى نخواهد داشت و بىدرنگ مضمحل خواهد شد؛ زيرا پايتخت به منزله قلب است كه روح از آن برانگيخته مىشود و چون قلب به دست دشمن بيفتد، كلّيه نواحى و مرزهاى آن منهدم خواهد شد.[٢]
٢. ضعف صنعت: هرگاه ترقيّات شهرى به انحطاط مبدّل شود، آن وقت تجمّلخواهى و ثروت در آن نقصان خواهد يافت و مردم مانند دوران دهنشينى به همان ضروريّات اكتفا خواهند كرد و در نتيجه صنايعى كه از لوازم تجمّلخواهى بهشمار مىرود بىرونق خواهد شد و پيوسته صنايع رو به نقصان مىرود تا آنكه به كلّى مضمحل مىشود.[٣]
٣. انحطاط دانش، خط و هنر: يكى از نشانههاى انحطاط يك تمدّن از ديدگاه ابن خلدون انحطاط دانش و خط و هنر مىباشد؛ زيرا همان طورى كه در تعريف تمدّن گفتيم، دانش، خط و هنر از ساختهها و اندوختههاى معنوى جامعه انسانى محسوب مىگردد.[٤]
٤. قحطى و گرسنگى: از آنجايى كه تمدّن مىكوشد زندگى مردم را از هر لحاظ و به خصوص از لحاظ اقتصادى تأمين نمايد؛ بنابراين اگر در بين ملّتى و كشورى قحطى و گرسنگى پديدار شد، اين خود نشانه انحطاط تمدّن آن ملّت و كشور مىباشد.[٥]
عوامل ضعف و انحطاط تمدّن اسلامى از لحاظ تعاملى
از آنجايى كه تمدّن اسلامى و هر تمدّن ديگرى بر پايههايى استوار است كه در بستر آنها زاده شده و رشد مىنمايد، مىتوان گفت در يك ديد كلّى اگر عوامل پيدايى تمدّن اسلامى و هر تمدّن ديگرى دچار افول و زوال شود، تمدّن نيز خواسته يا ناخواسته فرو خواهد ريخت، ولى در عين حال از آنجايى كه بايد عوامل ضعف و انحطاط تمدّن اسلامى را از لحاظ تعاملى بررسى نماييم، بنابراين آن عوامل را به طور خلاصه بيان خواهيم نمود:
١. عوامل داخلى
١- ١. تجمّلخواهى
تجمّلخواهى و نازپروردگى براى مردم تباهىآور است و در نهاد آدمى انواع بدىها و عادات زشت را پديد مىآورد و خصلتهاى نيك را از بين مىبرد. بنابراين تجمّل خواهى به فساد اخلاقى منجر مىشود و در طول تاريخ بارها ديده شده كشورهايى كه قدرت اخلاقى خود را از دست مىدهند، زودتر از كشورهايى كه احياناً قانونشكنى مىكنند، به سوى انحطاط كشيده مىشوند؛ چون بعضى از مفاسد اخلاقى و اعمال خلاف عفّت چنان روح جامعه را جريحهدار مىكند كه موجب طغيان در اجتماع مىشود و تأثيرات سوء آن به مراتب از قانونشكنى بيشتر است.
از طرفى ديگر تجمّلخواهى باعث مىشود كه افراد دين را فراموش كنند و پايه و شالوده روحانى خود را از دست بدهند و همين مىتواند يكى از عوامل ضعف و انحطاط يك تمدّن گردد. توينبى در اين باره مىگويد:
تمدّنى كه پايه و شالوده روحانى خود را از دست بدهد، از هم خواهد پاشيد و مانند اتمى است كه هسته مركزى خود را از دست داده باشد.[٦]
علاوه بر اينها تجمّلخواهى باعث فقر و گرسنگى در جامعه مىشود؛ زيرا شهرنشينان جهت ارضاى خواهشهاى تجمّلخواهى و غيرضرورى خود حاضرند تمام دارايى خود را خرج كنند و چون در شهر قيمت اجناس تجمّلى در اثر تقاضاى زياد و مالياتهاى سنگين بالاست، ناگزير دچار فقر و بينوايى مىگردند و فقر از عوامل انحطاط است. بنابراين از آنجايى كه تجمّلخواهان با افراد ديگر جامعه در تعامل مىباشند، بنابراين مىتوان گفت يكى از عوامل ضعف و انحطاط تمدّن اسلامى از لحاظ تعاملى همين تجمّلخواهى بوده است.
١- ٢. تكيه بر بيگانگان
تاريخ هميشه گوياى اين مطلب است كه اگر دولتها بر نيروهاى مردمى خود متّكى نباشند و آنها را در امور مملكتى شركت ندهند و در عوض به بيگانگان دل خوش كنند، محكوم به شكست خواهند بود. همچنان كه منتسكيو يكى از علل و عوامل انحطاط روميان را نيروگيرى ارتش روم از بين بيگانگان مىداند.[٧]
پس هرزمانى كه ما تاريخ تمدّن اسلام را مورد بررسى قرار دهيم و مشاهده كنيم كه مسلمانان در كشورداراى و اقتصاد و ... بر بيگانگان تكيه داشتهاند مىتوانيم به صراحت بگوييم كه همين امر يكى از عوامل ضعف و انحطاط تمدّن اسلامى بوده است؛ چرا كه آن وقت