ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - غروب امپراتورى
در واقع بر اساس اكثر موازين و معيارها، ايالات متحّده، سريعاً در حال تبديل شدن به كشورى شكست خورده است. از نظر آموزشى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى، تمامى شاخصهاى ملّى ما، جهت رو به سقوطى را نشان مىدهند. ما در فهرست مراقبتهاى بهداشتى، حاكميّت دمكراتيك، بهرهورى، حفظ محيط زيست، دستاوردهاى آكادميك، شفافيّت رسمى، نرخهاى زندانيان، حمل و نقل و خدمات اجتماعى، در حال حركت به پايين فهرست هستيم. طبقه نخبه حاكم بر ما به شكلى روزافزون قوانين را بنا به ميل خود بازنويسى، به طور فزايندهاى مخالفان را سركوب مىكنند و آزادانه از جيب ما خود را غنىتر مىكنند. ما به ندرت كارى براى آنهايى كه در ساحل هستند، انجام مىدهيم، امّا تمام چيزهايى را كه در پيش چشممان است، مصرف مىكنيم. ما داراى روشنفكران بلندآوازهاى هستيم، با اين حال به طور روزمره با نقاط ضعف و عيبهاى سلبرتىهايى بمباران مىشويم كه در بسيارى موارد صرفاً به خاطر معروف بودن، معروف شدهاند. روند تأمين موادّ غذايى ما فاسد، انرژى ما ناپاك است، آب ما در حال خشك شدن و نژادپرستى همچون هميشه عميقاً ريشهدار باقى مانده است. اين تصوير زيبايى از درون شكم جانور در اين روزها نيست. امّا هرگز نهراسيد، چرا كه آمريكا يك سلاح مخفى را در اختيار دارد كه ما را براى مدّتى ديگر در صندلى راننده نگه خواهد داشت. سلاح مخفى ما كه عملًا چندان هم مخفى نيست، تسليحات ماست. ايّام دغلبازى، نيرنگ، حسن نيّت و مذاكره، سپرى شده است. امپراتورىها چك و چانه نمىزنند، آنها چيزى را كه مىخواهند به دست مىآورند. آنها اجازه نمىخواهند يا با ديگران اتّحاد تشكيل نمىدهند، آنها تقاضاهايى را مطرح مىكنند و در لواى تهديد به عواقبى كه در اين بين وجود دارد، وفادارى را اخّاذى مىكنند. آنها اختيار نظارت بر جامعه بين المللى را واگذار يا حتّى احساس نمىكنند كه قوانين و مقرّارتشان آنها را محدود كردهاند، بلكه به جاى آن به حكم خود عمل مىكنند و با بىاعتنايى وقيحانه، به معاهدات و پروتكلها عمل نمىكنند. خلاصه اينكه امپراتورىها منطق توخالى «توانايى حق مىآورد» را دنبال مىكنند.
طبقه نخبه حاكم در آمريكا اين نكته را به خوبى روشن كرده است كه اين راهبرد غالب ما در آينده است. ما براى بازداشت مخالفان خود، زور همراه با سبعيّت را به كار مىگيريم و به عنوان ابرقدرت جهانى، حتّى جهتگيرى اخلاقى و فرهنگى خود را گم كردهايم. فرهنگ آمريكايى به عنوان يك قدرت كاملًا امپرياليستى، حدود بيش از يك قرن، عمر دارد. جايگاه آن به عنوان يك ابرقدرت برتر، باز هم حدود نيمى از نيم اين زمان عمر دارد. صرفاً ظرف چند دهه، ما از نيروى منجى به اسير كننده؛ از دژ محكم به حرامزادگان؛ از قهرمان به هراسافكنان تبديل شدهايم. هرچه خير تاريخى كه احتمالًا كسب كرده بوديم، به يك جنون نخوت و خصومتورزى تغيير شكل داده است.
شايد مرا كمى لجوج بدانيد، بنابراين اجازه دهيد كمى مسائل را روشنتر كنم. مشروعيّت را مىتوان براى مدّتى با سرسپردگى جايگزين كرد، امّا اين كار هميشه در پايان به شكست مىانجامد؛ در حالى كه تاريخ در اين باره خالى از ابهام است، اين نيز حقيقت دارد كه وقايعنگارىهاى به ثبت رسيده، هرگز يك امپراتورى شبيه آنچه را كه ما به وجود آوردهايم، در خود ثبت نكردهاند. ما با جا دادن خودمان از نظر اقتصادى و نظامى در درون امورِ تقريباً تمام كشورهاى روى زمين، سيستم متكبّرانهاى را ساختهايم كه تمرّد از آن، نوعى خودكشى است. اگر اين امپراتورى فرو بريزد، اين تهديد وجود دارد كه هر كسى را كه در اين پروسه قرار داشته با خود ببرد، از اين رو شعارى ناگفته، امّا به شدّت درك شده از سوى همگان را ابداع كردهايم كه شما يا با ما هستيد ... يا خود دانيد.
حجم شديد حضور نظامى آمريكا در سطح جهان را مورد توجّه قرار دهيد. صدها پايگاه در هر پنج قارّه جهان گسترده شدهاند كه از طريق نفوذ ماهوارههاى نظارتى آمريكا كارآيى مؤثّرى نيز دارند؛ به همراه يك تمركز شديد نيروهاى ما در كشورهاى شكستخوردهاى چون آلمان، ژاپن، عراق و افغانستان. اكنون صادرات اصلى ما را اينها تشكيل مىدهند: پايگاههاى نظامى، تجهيزات نظامى و سرباز. ما فضا را نيز به حالت نظامى درآورده و يك شبكه اجرايى اعدام خودكار را به وجود آوردهايم كه جهان را زير كنترل خود دارد و «عدالت» داراى دكمه عمل كننده را براى تمام كسانى مىبرد كه ما آن را هدفى معتبر ارزيابى مىكنيم (از جمله شهروندان خودمان). اكنون ما در حال ساخت سربازان روباتى كاملًا كار بردى، به جاى خود هستيم تا زدودن صفات انسانى از جنگ، كاملًا تداوم يابد؛ سربازانى كه به هدف ما در تقويت، انقياد و تسليم از طريق هراسافكنى در هر نقطهاى كه نياز باشد، خدمت خواهند كرد.
در داخل كشور، دستور كار تعيين شده است. نخبه قدرتمدار اكنون در اين راهبردِ حفظ برترى از طريق زور، «مصمّمتر» شده است. مدارك راهبرد نظامى، به آينده جنگهاى هميشگى و رقابت پايانناپذير بر سر منابع رو به كاهش اشاره مىكنند و بالاترين ايدهآل را براى «امنيّت ملّى» قائل مىشوند كه با كمك ظرفيّت مطلق ما براى تحميل خواست خودمان در چندين جبهه، در يك زمان تأمين مىشود. موارد فزاينده مصيبت و بلايا، نظير