ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - چگونه با عاشورا مسلمان شدم؟
\* نحوه آشنايى شما با اسلام چگونه بود؟
\* من در يك خانواده كاتوليك به دنيا آمدم. خانوادهاى كه براى اصول دينى اهمّيت فراوانى قائل بود. هميشه دغدغه آشنايى با اديان مختلف را در سر داشتم و به دنبال حقيقت معنويت بودم. در سنّ هجدهسالگى تصميم گرفتم از آمريكا به اروپا سفر كنم تا در اروپا خواستههايم را دنبال كنم. امّا در آن سفر متوجّه شدم كه تفاوتى بين آمريكا و اروپا وجود ندارد و همه غرق در مادّيات هستند و آنچه من در پى حقيقت آن بودم؛ يعنى معنويّت، رنگى ندارد. زمان حضورم در اروپا مصادف با انقلاب اسلامى در ايران بود. در روزنامههاى اروپايى مطالب مختلفى درباره يك انقلاب مىخواندم كه توسط يك رهبر روحانى در حال وقوع بود. اين كه اسلام و اين رهبر روحانى؛ يعنى امام خمينى (ره) چه مىگويد، بسيار توجّهم را جلب كرد. آن زمان تازه با اسلام آشنا شده بودم، امّا زمينه تحقيقات جدّىتر و عميقترى را پيدا نمىكردم.
همان زمان، انقلاب ايران باعث شده بود تا پيروان مسيحيان و به خصوص پاپ در صدد گفتوگو با مسلمانان و به خصوص آيتالله خمينى باشند. در اروپا، پاپ چند جلسه توجيهى را با چند تن از شيعيان ايرانى ترتيب داد. به لطف خدا من هم در آن جلسات شركت كردم. در آن جلسات مباحث مختلف دينى مطرح شد و به طور استدلالى به بحث و گفتوگو نشستيم. از پيامبر اكرم (ص) و راه او و راه پيامبران گذشته و اصول دينى به شكل مقايسهاى در اسلام و مسيحيّت بحثها كرديم و حتّى بحث ما به موضوع انقلاب ايران هم رسيد. يادم هست آنجا چنين مطرح شد كه امام خمينى در ايران يك انقلاب مسلّحانه نكرده است؛ بلكه اين انقلاب از درون آدمها و مردم شروع شده و ادامه پيدا كرده است. خود اين موضوع براى من خيلى جذّاب و سؤال برانگيز شد و بعد مطرح شد كه او مىخواهد قوانين الهى را در جامعه، به شكل عمومى پياده كند.
ما هم در مسيحيّت موضوعى با عنوان پادشاهى خدا داريم كه معتقد به ظهور حضرت مسيح و حاكميّت قوانين است. همين موضوع با جرياناتى كه آن روز در فضاى جهانى بود و مطرح شدن مسئله امامت، مرا خيلى جذب كرد. در مباحث امامت كه پيش مىرفتيم من با يك نقطه اوج روبهرو شدم و آن امامحسين (ع) بود. دائم موضوعات را با مسيحيّت تطبيق مىدادم. مثلًا به فداكارى و جانفشانى امامحسين (ع) كه رسيدم، آن را با رنجها و سختىهاى مسيح تطبيق دادم. هر چه در موضوع امامحسين (ع) پيش مىرفتم، هيجانم براى دانستن اين همه عظمت بيشتر مىشد. امامحسين (ع) نقطه اصلى لحظات شگفتانگيز وجودم شد. هرچه پيش مىرفتم، موضوعات جدّىتر و جديدتر گشوده مىشدند. اوّل كاملًا گير كرده بودم. من قبلًا در كليسا مبلّغ بودم. با نظامهاى تبليغ آشنا بودم. با موضوعات اخلاقى و دينى انس داشتم امّا در تمام آن موضوعات ابعاد عظمت عاشورا و امامحسين (ع) يك فضاى متفاوتى را براى من گشود. فكر مىكنم عاشورا حجّت را برايم تمام كرد.
\* يعنى عاشورا و امامحسين (ع) علّت اصلى و نهايى مسلمان شدن شما