ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - سينما و آخرالزّمان
«غيبت» را به تصوير درآوريد، شايد نتوانيد به خوبى تصوير «سوپرمن ٧»، آن مفهوم را به تصوير بكشيد. در اين فيلم نشان داده مىشود كسى كه داراى استعدادهاى ماورائى است، تصوير او از طريق مونيتور بزرگ به مردم ارائه مىشود و خودش در ميان مردم راه مىرود، مردم آن تصوير را مىبينند و او را هم مىبينند، امّا احدى توان تطبيق بين تصوير با آن فرد را ندارد، آن هم در حالى كه همه مردم از نوع فعل و برخورد او كه در مونيتور ارائه شده، در تعجّبند. همه از فعل و هيبت او در شگفتند؛ در حالى كه او در كنار آنها راه مىرود و آنها متوجّه نمىشوند كه او كيست! به نظر بنده اين همان تصوير «غيبت» در روايات ماست كه متناسب با فرهنگ جامعه آمريكايى بازسازى شده، هرچند كه نمىدانم به حسب اتّفاق، القا يا مطالعه به دست آمده است.
در بخش سوم پاسخ به اين سؤال، به موضوع «تقابل جبهه حقّ و باطل» مىپردازم. ما گاهى مفاهيم را به صورت تك عنصر مطالعه مىكنيم. گاهى هم مجموعهاى از اين مفاهيم را در كنار هم و در يك مقطع زمانى مطالعه مىكنيم. گاهى هم پا را فراتر از اين دو گذاشته و به مخاطب خود تصويرى از جبهه حقّ و باطل در مقاطع متعدّد و همراه با مفاهيم متعدّد آخرالزّمانى ارائه مىكنيم. از اين منظر مىتوانيد فيلمهاى نارنيا، ارباب حلقهها، هرى پاتر، «به نام پادشاه» و ... را ببينيد. البتّه بنده در بين اين همه فيلم سعى مىكنم فيلمهاى شاخصتر را اسم ببرم. در هر يك از اين آثار، دو جبهه طرح مىشود، هر چند هر دو جبهه از نظر ما باطلند، امّا شما در اين فيلمها يك جبهه را كاملًا حق مىبينيد و در مقابل آن جبهه باطلى كه شخص شيطان آن را رهبرى مىكند و الزاماً شيطان در هيبت مادّى به تصوير كشيده نمىشود.
شيطان در فيلم «به نام پادشاه» يارانى دارد، موجوداتى به نام «گروكون» كه كاملًا تحت تصرّف و سلطه اين شيطانِ غير مادّى هستند. شيطان از زاويه نگاه همه اين موجودات، به فضاى ميدان نبرد نگاه و هر حسّى را بخواهد از اين طريق به آنان منتقل مىكند، هر تصميمى مىگيرد اين تصميم در نهاد تمام يارانش به هنگام رويارويى با دشمنان واقع مىشود. وقتى فرمانده به اصطلاح جبهه حق، مقرّ شيطان را درون كوهى پيدا مىكند و او را مىكشد، شما مىبينيد كيلومترها آن طرفتر، جبهه باطل و همه آن موجودات، به يك باره نابود مىشوند.
بحث «جبهه حقّ و باطل»، اساس نگاه قرآن كريم و روايات به دوره آخرالزّمان است و جالب آنكه هاليوود، ويژگىهاى جبهه حق را به نفع جبهه باطل مصادره مىكند. هاليوود به مخاطبانش اين را تلقين مىكند كه اهل هر فرهنگ و ملّت و مذهبى كه باشيد، بايد از اين مقاطع، آن گونه كه ما مىگوييم، عبور كنيد.
\* اين موضوعات چه نسبتى با مفاهيم دينى پيدا مىكند و معمولًا از كدام دين/ فرهنگ اقتباس شدهاند؟
\* ما معتقديم پيوندى جدّى بين «تصوير سازى» متداول امروز غرب با «آموزههاى اديان» وجود دارد. گروهى از كشورهاى مختلف سال ١٣٧٨ ش. به يكى از دانشگاههاى كشور آمده بودند و در خلال كار، مسئولان دانشگاه متوجّه مىشوند، اين گروه به دنبال شناسايى «مديريت آخرالزّمانى» شيعه هستند. اين نگاه در برخى مراكز غربى وجود دارد كه نگاه شيعى به طور جدّى براى مديريت آخرالزّمان و آينده جهان مطالعه شود و اساساً اين نيروها براى فهم اين نگاه به دانشگاههاى مختلف ايران و از جمله آن دانشگاه آمده بودند. اگر آنان آموزههايى را از اسلام يا ساير اديان و مكاتب اخذ مىكنند، قطعاً براى اين نيست كه آن را در موزه و گنجينهاى قرار دهند و آنها اين مطالب را براى فرهنگ سازى مىخواهند؛ براى شناسايى نقاط قوّت و ضعف ماست و بعد از آن براى قلب مفهوم و به كارگيرى، براى تحقّق جامعه مطلوبى كه بر اساس نگاه اومانيستى به دهكده جهانى تعبير مىشود. مطمئنّاً پشت صحنه بخشى از اين هدف، مربوط به جبهه سياستگزار جهانى است و البتّه با رهگيرى نوشتار مؤلّفان، رمان نويسان و ... مىتوان به اين موضوع با دقّت