ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - سينما و آخرالزّمان
بيشترى نگاه كرد.
امّا درباره اينكه از كدام اديان و فرهنگها اين مطالب گرفته شده است، چند نكته را عرض مىكنم. خالقان اين آثار، از داستانهاى «ايلياد و اديسه» هومر، داستان «گيل گمش» كه اقتباسى از داستان حقيقى حضرت نوح (ع) است و از متون دينى و آموزههاى وحيانى، مطالب خود را اقتباس كردهاند. علاوه بر اينها، در كنار آموزههاى كتاب مقدّس به آموزههاى اسلامى و خاصّه تشيّع كه قوىترين مفاهيم دينى را دربردارد، مىتوان اشاره كرد؛ مانند موضوع رجعت كه تنها مورد قبول تشيّع است و نه يهود و مسيحيّت و حتّى اهل سنّت. مسيحىها هم تنها براى دوازده حوارى حضرت مسيح (ع) چنين اعتقادى دارند. بنابراين اگر در آثار متعدّدى، مفهوم رجعت ارائه مىشود، چيزى جز اتّكاء به متون وحيانى شيعه نيست. عرض كردم انواع رجعتهاى ارائه شده در ارباب حلقهها در متون روايى ما موجود است، هرچند به اين سه نوع محدود نمىشود و دسته بندىهاى ديگرى هم دارد.
عمده مفاهيمى كه در سينماى غرب ارائه مىشود با «قلب مفهوم» به مخاطب ارائه مىشود؛ البتّه عرض كردم كه در مواردى معدود، مانند «سوپرمن ٧» تصوير مفهوم «غيبت» به صورت مفهومى صحيح بر مصداقى غلط منطبق شده است كه نوعى ديگر از قلب مفاهيم به شمار مىآيد. چون خود مفهوم، مفهوم زيبايى است. اين قلب مفهوم را بهطور گسترده در مطالبى مانند تعامل انسان و جن، انسان و ملك، غلبه شيطان (لوسيفر) بر الله مشاهده مىكنيم؛ براى نمونه در «كنستانتين» نفى شريعت توسط ملائك و ... را مىبينيم. اينها همه موضوعاتى گرفته شده از فرهنگهاى آسمانى است كه به شكلى تحريف شده به تصوير كشيده شده است. اين مطالب را شما نمىتوانيد تصوّر كنيد كه از جاى ديگرى اخذ شده باشد. نگاه شيعى با توجّه به قوّت و اعتبارى كه در مقايسه با تمام اديان، مكاتب و ملل جهان دارد، بسيار مورد توجّه فرهنگ سازان و تصويرسازان قرار گرفته است.
برخى از دوستان كه مطالعه آخرالزّمان، نزد غربيان را پى گرفتند، به اين نتيجه رسيدند كه پرونده مهدويّت از نگاه شيعى در نهادهاى سياستگزارى غرب، كاملًا مشخّص شده و مورد مطالعه جدّى قرار گرفته است.
\* آيا آخرالزّمان توصيف شده در آيات و روايات اسلامى قابليّت به تصوير كشيده شدن را دارد و كدام مفاهيم و موضوعات در اين راستا از اهمّيت بيشترى برخوردار است؟
\* بنده گمانم بر اين است كه تصويرىترين مباحث آخرالزّمان، در اسلام و به خصوص مكتب شيعه وجود دارد. روايات آخرالزّمانى ما مشحون از تصاوير مفهومى، مقطعى و جبههسازى در آخرالزّمان است، مانند روايات مربوط به ياران حضرت و جنگهاى ايشان، حكومتهاى موقّتى كه به دست ايشان ايجاد مىشود، ظهور و مقاطع ظهور، مواجهه جبهه حقّ و باطل در نبرد پايانى، لشكريان ابليسى، سفيانى، دجّال، يأجوج و مأجوج، مهلت نهايى افراد براى ايمان آوردن، رجعت فرماندهان سپاه حق، فرماندهى اميرالمؤمنين (ع)، آمدن رسول الله (ص)، جنّت مهدوى و به طور خلاصه، «قبل، هنگام و حتّى پس از ظهور امام زمان (ع)»، همه اين مقاطع و موضوعات، اساساً به شكلى كاملًا تصويرى، روايت شدهاند.
علاوه بر مطالب ياد شده، «رويكرد نشانهشناسى» و «آيه شناسى» نيز كه مغفول مانده است، رويكردى است كاملًا تصويرى، در مطالعه مهدويّت. منظور از اين رويكرد، نگاه به گذشته براى فهم برنامه خدايى آينده است؛ مثلًا ماجراى يونس، خضر، سليمان و ديگر انبيا (ع) را مىتوان با رويكردى مهدوى، البتّه آن گونه كه عترت براى ما بيان نمودهاند، مطالعه كنيم. اين رويكرد، هم رويكردى دقيق و زيباست و هم داراى پتانسيل قوى تصويرى و جالب آنكه ما در عرصه مهدويّت، عمدتاً به آن نپرداختهايم. اساساً ما روايات صريح را آن گونه كه بايد، مورد مطالعه قرار ندادهايم، چه رسد به اين دست روايات.
ادامه دارد ...