ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - سينما و آخرالزّمان
عنوان يك شعار محورى طرح مىشود و فرد نجات بخش جوامع، از آمريكا معرفى مىشود، اين شعار نيز مربوط به آينده است. آنها از امروز براى روزى كه بن بستها به وجود مىآيد، زمينهسازى مىكنند تا به ما بقبولانند، منجى بن بستها و بازكننده راهها، جامعه آمريكايى است! بنابراين به دليل شعارهاى محورى جامعه غربى كه حول آينده شكل گرفته، وقتى مىخواهيم سينماى غرب را مطالعه كنيم بايد كلّيت آن آثار را در فضايى «آينده محور» و البتّه غربى مطالعه كنيم.
مقدّمه دوم اين است كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، «رويكرد آخرالزّمانى» در غرب تشديد شد؛ به نحوى كه حوزههاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى خود را مبتنى بر اين رويكرد سامان دادند، در اين راستا، برنامههاى مفصّلى در نظر گرفته، رشتهها و حتّى دانشگاههايى را با اين رويكرد، طرّاحى و راه اندازى كردند و جالب آنكه در اين راستا، سالهاست كه مراكز «علمى و پژوهشى» با مراكز «تصويرساز» پيوند خورده و مشغول به فعّاليت گسترده شدهاند. اين مجموعه اقدامات پس از انقلاب اسلامى ايران اوج گرفت. براى نمونه مىتوان به موضوع قدرت گرفتن ايوانجليستها، در اين مدّت و ضعف آنها در ساختارهاى حاكميّتى و امكانات مالى و سياسى پيش از انقلاب ايران اشاره كرد. همچنين به ايجاد شبكههاى متعدّد سياسى، سينمايى و تصويرسازى مانند شبكه «فاكس نيوز» كه بعد از پيروزى انقلاب و به تبع موج انقلاب ايجاد شد.
در حوادثى كه در سالهاى اخير رخ داده است، «رويكرد آخرالزّمانى» كاملًا تشديد شده غرب قابل مشاهده است؛ مثل جنگ عراق كه با استفاده از پتانسيل ياورى مسيح، نيروها به منطقه خاورميانه دعوت شدند؛ ضمن اينكه كلام رئيس جمهور وقت آمريكا، در تماس تلفنى با ژاك شيراك، رئيس جمهور وقت فرانسه، صراحتاً به اين موضوع اشاره شده كه اگر آنها به موضوع جنگ خاورميانه فكر مىكنند، با اين رويكرد مىخواهند به سرزمين بابِل يا همان عراق حمله كنند؛ زيرا بر اساس متون كتب مقدّس، قوم يأجوج و مأجوج كه قومى آخرالزّمانى هستند، در منطقه بابل حضور دارند و به حسب متون مقدّس، آنان براى نابود كردن قوم يأجوج و مأجوج وظيفه دارند.
قدرتهاى پشت صحنه كه ايالات متّحده را تغذيه فكرى مىكنند، رسانهها كه ذائقه عمومى و كلّى مردم آمريكا را در دست دارند، لشكركشىهايى كه به منطقه خاورميانه شده و جنگى كه شكل گرفته، همه و همه با رويكرد آخرالزّمانى همراه است؛ نه اينكه رويكرد آخرالزّمانى، بخشى از مجموعه رويكردهاى موجود است، بلكه «رويكرد آخرالزّمانى»، اساس برنامهريزىها و اقدامات سياسى، نظامى، فرهنگى، رسانهاى و ... است و ديگر رويكردها، ذيل آن سامان پيدا كردهاند.
با ذكر اين دو مقدّمه، مىخواهم به موضوع آخرالزّمان در سينماى امروز دنيا بپردازم. حدود سه چهار سال قبل تحقيقى را ديدم كه به مدّت ٩ سال، آثار برتر هاليوود را مطالعه كرده بودند؛ در ميان ٣٣ اثر انتخاب شده، ٢١ اثر آخرالزّمانى بوده است و صراحتاً در آن آثار به اين موضوع اشاره شده است. فيلمهاى متعدّدى را با اين رويكرد و حتّى با اين عنوان، مىتوانيم نام ببريم كه در بخشى از آنها، مفاهيم جدّى آخرالزّمانى مورد مطالعه، نقد و بررسى و بسيارى اوقات «قلب مفهوم» قرار گرفته است.
\* كدام مقولههاى مرتبط با آخرالزّمان بيشتر در رسانهها و فيلمها به تصوير كشيده شدهاند؟
\* در پاسخ به اين پرسش مىتوانيم چند بخش را به طور مجزّا از هم مطالعه كنيم؛ بخشى از مقولات مرتبط با آخرالزّمان كه در فيلمهاى غربى، به تصوير كشيده شده «موضوعات مفاهيمى» هستند، برخى به موضوع «مقاطع آخرالزّمانى» و ارائه شكل ساختارى يك مقطع و تبيين يك مفهوم در چند مقطع پرداخته و آينده بشريّت را به گونهاى ارائه مىكنند كه فرد به هنگام مواجهه با آن مقطع، رفتارهاى از پيش تعيين شدهاى را بروز بدهد.
بخش سوم، تصويرى است كه در سينماى امروز از آخرالزّمان و